۵ واژهB1 ویژه

افعال عبارتی برای سفر و حمل‌ونقل

Phrasal verbs for travel and transport

  1. get in phrasal verb · /ˌɡet ˈɪn/

    (به ماشین یا تاکسی) سوار شدن

    ناگذر. برای ماشین و تاکسی get in می‌گویند، ولی برای اتوبوس، قطار و هواپیما get on. اگر مقصد بیاید: get into the car. متضادش get out of است. get in درباره‌ی قطار و هواپیما معنی دیگری هم دارد: «رسیدن» (The train gets in at six). معادل رسمی: enter.

    It was cold, so we got in the car and turned on the heater.

    هوا سرد بود، برای همین سوار ماشین شدیم و بخاری را روشن کردیم.

    • get in the car
    • get in a taxi
    • the train gets in at six
  2. turn back phrasal verb · /ˌtɜːn ˈbæk/

    (از نیمه‌ی راه) برگشتن

    ناگذر؛ گاهی جداشدنی هم هست: The police turned us back (ما را برگرداندند). فرق با go back: turn back یعنی پیش از رسیدن به مقصد برمی‌گردی. معادل رسمی: return.

    The snow was so heavy that we had to turn back.

    برف آن‌قدر سنگین بود که مجبور شدیم از نیمه‌ی راه برگردیم.

    • turn back halfway
    • turn back because of the weather
    • there's no turning back
  3. touch down phrasal verb · /ˌtʌtʃ ˈdaʊn/

    (هواپیما) فرود آمدن

    ناگذر. تصویرش لمس شدن زمین است؛ متضادش take off است. اسمش touchdown (بدون فاصله) است. معادل رسمی: land.

    Our plane touched down in Shiraz ten minutes early.

    هواپیمای ما ده دقیقه زودتر در شیراز فرود آمد.

    • touch down safely
    • touch down on time
    • touch down at the airport
  4. run into phrasal verb · /ˈrʌn ˌɪntə/

    (در مسیر) با مشکل یا مانع روبه‌رو شدن

    جداناشدنی: run into it. این فعل معنی‌های دیگری هم دارد: اتفاقی کسی را دیدن (I ran into an old friend) و با ماشین به چیزی زدن. معادل رسمی: encounter.

    We ran into heavy traffic on the way to the airport.

    در راه فرودگاه با ترافیک سنگین روبه‌رو شدیم.

    • run into traffic
    • run into trouble
    • run into problems
  5. head for phrasal verb · /ˈhed fə/

    به سمت (جایی) رفتن، راه افتادن به طرف

    جداناشدنی؛ مقصد بعد از for می‌آید. head for جهت حرکت را می‌گوید و لزوماً رسیدن را نمی‌رساند. معادل رسمی: proceed towards.

    After breakfast we headed for the old bazaar.

    بعد از صبحانه به سمت بازار قدیمی راه افتادیم.

    • head for the exit
    • head for home
    • head for the airport

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها
پشتیبانی