mild
UK/maɪld/
US/maɪld/
معنی mild به فارسی
۱معتدل (نه سرد و نه گرم)
Meaning of mild
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 WEATHER adjective B1
not too cold and not too hot, when you talk about weather
فارسیمعتدل (نه سرد و نه گرم)
-
We had a mild winter this year, with hardly any snow.
امسال زمستان معتدلی داشتیم و تقریباً برف نیامد.
همآیندها collocations- a mild winter
- mild weather
- mild temperatures
-
خانوادهی واژه
- mildly
- mildness