opponent

noun B2
UK/əˈpəʊnənt/ US/əˈpoʊnənt/

معنی opponent به فارسی

۱حریف

Meaning of opponent

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 SPORT RIVAL noun [C] B2

    a person or team you play against in a game or contest

    فارسیحریف

    • Good players always shake hands with their opponents after the match.

      بازیکنان خوب همیشه بعد از مسابقه با حریفانشان دست می‌دهند.

    هم‌آیندها collocations
    • a strong opponent
    • beat an opponent
    • face an opponent

    هم‌معنی rival

عبارت‌ها و فعل‌های چندبخشی با opponent

  • Supporters argue that ..., while opponents claim that طرفداران استدلال می‌کنند که ...، درحالی‌که مخالفان ادعا می‌کنند کهعلم و پژوهش

خانواده‌ی واژه

  • oppose
پشتیبانی