visa
UK/ˈviːzə/
US/ˈviːzə/
معنی visa به فارسی
۱ویزا؛ روادید
Meaning of visa
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 TRAVEL PERMISSION noun [C] B1
an official paper or stamp in your passport that lets you enter a country
فارسیویزا؛ روادید
-
Iranian citizens need a visa to visit most European countries.
شهروندان ایرانی برای سفر به بیشتر کشورهای اروپایی به ویزا نیاز دارند.
همآیندها collocations- apply for a visa
- tourist visa
- student visa
- visa application
واژههای تعریف passport
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با visa
- student visa ویزای دانشجوییدانشگاه و پذیرش در خارج