۴۰ واژهB2

پیوندها و انسجام

Linking and cohesion

این کارت‌ها واژه‌ها و عبارت‌های پیوندی هستند که جمله‌ها و بندها را به هم وصل می‌کنند: افزودن، تضاد، مثال، هدف، ارجاع و جمع‌بندی. به ساختار بعد از هر عبارت و نقطه‌گذاری آن توجه کنید (مثلاً in spite of + اسم، نه جمله؛ whilst و while). در آیلتس و مقاله‌ی دانشگاهی تنوع و درستی پیوندها مهم است؛ به‌جای پر کردن مقاله از پیوندهای حفظی، هر کدام را فقط جایی که معنی لازم دارد به کار ببرید.

  1. to begin with phrase B1

    برای شروع، در وهله‌ی اول

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: firstly · first of all

    اولین دلیل یا نکته را معرفی می‌کند و بعدش ویرگول می‌آید. در گفتار و نوشتار هر دو طبیعی است. با «at the beginning» (در ابتدای زمان) فرق دارد. معمولاً با next / in addition / finally ادامه می‌یابد.

    To begin with, most students need a quiet place to study, and many do not have one at home.

    برای شروع، بیشتر دانشجویان به جای آرامی برای درس خواندن نیاز دارند و بسیاری از آن‌ها در خانه چنین جایی ندارند.

    • to begin with,
    • to begin with there is
    • to begin with, … then …
    • and, to begin with,
  2. first and foremost phrase

    پیش از هر چیز، مهم‌تر از همه

    رسمی Writing

    هم‌معنی‌ها: above all · primarily

    به مهم‌ترین نکته اشاره می‌کند، نه فقط اولین نکته. اگر آن را برای نکته‌ی کوچکی به‌کار ببرید، اغراق‌آمیز می‌شود. معمولاً در آغاز جمله می‌آید و بعدش ویرگول.

    First and foremost, any new law must protect the rights of workers.

    پیش از هر چیز، هر قانون جدید باید از حقوق کارگران محافظت کند.

    • first and foremost,
    • first and foremost a
    • above all
    • first and foremost because
  3. in the meantime phrase

    در این فاصله، تا آن موقع

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: meanwhile · until then

    برای فاصله‌ی بین «اکنون» و «رویدادی در آینده» به کار می‌رود. meanwhile نیز تقریباً هم‌معنی است ولی بیشتر برای دو رویداد همزمان است (Meanwhile, the other team…). در گفتار بسیار رایج است.

    The new library will open next year; in the meantime, students can use the reading room in the main building.

    کتابخانه‌ی جدید سال آینده باز می‌شود؛ تا آن موقع، دانشجویان می‌توانند از سالن مطالعه‌ی ساختمان اصلی استفاده کنند.

    • in the meantime,
    • but in the meantime
    • meanwhile
    • in the meantime we
  4. thereafter adverb · /ˌðeəˈrɑːftə/

    پس از آن، از آن زمان به بعد

    رسمی Writing

    معادل رسمی برای نوشتار: subsequently

    هم‌معنی‌ها: after that · subsequently

    رسمی و بیشتر مکتوب. در آخر جمله یا بعد از ویرگول می‌آید: …, and thereafter. در گفتار معمولاً after that می‌گوییم. با hereafter و henceforth (از این به بعد) در همین خانواده است ولی کاربردشان محدودتر.

    The company was founded in 1990 and grew steadily thereafter.

    این شرکت در سال ۱۹۹۰ تأسیس شد و پس از آن پیوسته رشد کرد.

    • shortly thereafter
    • soon thereafter
    • thereafter the
    • and thereafter
  5. additionally adverb · /əˈdɪʃənəli/

    علاوه بر این، افزون بر آن

    رسمی Writing

    معادل رسمی برای نوشتار: furthermore

    هم‌معنی‌ها: in addition · moreover

    در ابتدای جمله با ویرگول می‌آید (Additionally, …) و نکته‌ی تازه‌ای می‌افزاید. در Writing Task 2 بهتر است بین moreover، in addition و additionally تنوع بدهید، نه اینکه فقط یکی را تکرار کنید. با additional (صفت: اضافی) همخانواده است.

    The course is free for students. Additionally, they receive a small grant towards their books.

    این دوره برای دانشجویان رایگان است. علاوه بر این، مبلغ کمی هم برای خرید کتاب‌هایشان دریافت می‌کنند.

    • additionally,
    • additionally, the
    • and additionally
    • additionally, there is
  6. what is more phrase

    از این مهم‌تر، به‌علاوه

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: moreover · furthermore

    نکته‌ی تازه‌ای می‌افزاید که قوی‌تر از نکته‌ی قبل است. در گفتار «what's more» رایج است؛ در نوشتار رسمی «what is more» یا moreover. اشتباه رایج: what is more بدون ویرگول در ابتدای جمله.

    The scheme is cheap, and what is more, it can be introduced within a few weeks.

    این طرح ارزان است و از آن مهم‌تر، ظرف چند هفته می‌شود اجرایش کرد.

    • and what is more
    • what is more,
    • what's more
    • and, what is more,
  7. not only … but also phrase B1

    نه فقط … بلکه …

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: as well as · both … and

    اگر جمله با Not only شروع شود، فعل کمکی جلوی فاعل می‌آید (Not only does it…، Not only did she…). دو بخش باید ساختار موازی داشته باشند: not only to read but also to write ✓. در Writing برای تنوع جمله‌ها مفید است.

    Not only does regular exercise improve your health, but it also helps you concentrate better.

    ورزش منظم نه تنها سلامتی‌تان را بهتر می‌کند، بلکه به تمرکز بهتر هم کمک می‌کند.

    • not only … but also …
    • not only … but … as well
    • both … and …
    • not just … but also …
  8. by contrast phrase

    در مقابل، برعکس (در مقایسه‌ی دو چیز)

    رسمی Writing

    هم‌معنی‌ها: in contrast · on the other hand

    دو چیز را صریحاً مقایسه می‌کند و معمولاً در آغاز جمله‌ی دوم می‌آید. تفاوت با on the other hand: by contrast فقط تفاوت میان دو مورد را نشان می‌دهد ولی on the other hand دو جنبه‌ی یک مسئله را. با ویرگول.

    House prices in the city have risen sharply. By contrast, prices in nearby villages have hardly changed.

    قیمت خانه در شهر به‌شدت بالا رفته است. در مقابل، قیمت‌ها در روستاهای اطراف تقریباً تغییری نکرده است.

    • by contrast,
    • in contrast
    • by way of contrast
    • in stark contrast
  9. conversely adverb · /ˈkɒnvɜːsli/

    برعکس، در جهت مخالف

    رسمی Writing

    هم‌معنی‌ها: on the contrary · by contrast

    وقتی دو حالت دقیقاً عکس هم هستند (بالا / پایین، زیاد / کم). نه برای هر تفاوتی: اگر عکس هم نیستند by contrast یا however بهتر است. معمولاً با ویرگول یا نقطه‌ویرگول.

    Heavy traffic can lengthen a journey; conversely, quiet roads can make the same journey much quicker.

    ترافیک سنگین می‌تواند سفر را طولانی کند؛ برعکس، جاده‌های خلوت همان سفر را بسیار سریع‌تر می‌کند.

    • conversely,
    • and conversely
    • conversely, if
    • conversely, a
  10. in spite of phrase

    با وجود، علی‌رغم

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: despite · regardless of

    بعد از آن اسم یا -ing می‌آید، نه جمله: in spite of the rain ✓، in spite of it was raining ✗ (برای جمله: in spite of the fact that it was raining). همین معنی را despite بدون of دارد؛ despite of ✗.

    In spite of the bad weather, thousands of people came to watch the race.

    با وجود هوای بد، هزاران نفر برای تماشای مسابقه آمدند.

    • in spite of the fact that
    • in spite of this
    • in spite of the cost
    • in spite of everything
  11. notwithstanding preposition · /ˌnɒtwɪθˈstændɪŋ/ C1

    با وجود، علی‌رغم (بسیار رسمی)

    رسمی Writing

    معادل رسمی برای نوشتار: despite

    هم‌معنی‌ها: despite · in spite of

    از in spite of رسمی‌تر و بیشتر حقوقی/اداری است. هم قبل و هم بعد از اسم می‌آید (the cost notwithstanding). در Speaking یا مقاله‌ی عادی استفاده نکنید؛ ممکن است مصنوعی به نظر برسد.

    Notwithstanding the high cost, the council decided to go ahead with the new bridge.

    با وجود هزینه‌ی بالا، شورا تصمیم گرفت ساخت پل جدید را ادامه دهد.

    • notwithstanding the fact that
    • notwithstanding this
    • notwithstanding the cost
    • notwithstanding objections
  12. whilst conjunction · /waɪlst/ C1

    در حالی که، با اینکه (بریتانیایی و رسمی)

    رسمی Writing

    هم‌معنی‌ها: while · whereas

    نسخه‌ی رسمی‌تر و بریتانیایی while است، با همان دو معنی (تضاد و همزمانی). در آمریکا کمتر به کار می‌رود. در مقاله‌های آیلتس می‌توان آن را به‌جای while آورد، ولی همه‌جا لازم نیست.

    Whilst some students enjoy group work, others prefer to study alone.

    در حالی که برخی دانشجویان از کار گروهی لذت می‌برند، برخی دیگر ترجیح می‌دهند تنها درس بخوانند.

    • whilst some
    • whilst others
    • whilst it is true that
    • whilst acknowledging
  13. rather than phrase B1

    به‌جای، نه

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: instead of

    دو بخش بعد و قبل از rather than باید یک ساختار داشته باشند: prefer to take the train rather than (to) drive ✓. تفاوت با instead of: بعد از instead of فعل -ing یا اسم می‌آید. در گفتار هم رایج است.

    Many people prefer to take the train rather than drive, especially in big cities.

    بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند به‌جای رانندگی با قطار بروند، به‌ویژه در شهرهای بزرگ.

    • rather than
    • prefer … rather than …
    • would rather … than
    • rather than being
  14. as opposed to phrase

    در مقابل، به‌جای (برای مقایسه‌ی دو چیز)

    رسمی Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: rather than · in contrast to

    دو چیز متضاد را برای روشن کردن تمایز کنار هم می‌گذارد: online learning as opposed to classroom learning. بعدش اسم یا -ing می‌آید. «opposed to» به‌تنهایی یعنی مخالف بودن (He is opposed to the plan).

    Most of the staff work part-time, as opposed to full-time, so schedules change from week to week.

    بیشتر کارکنان پاره‌وقت‌اند، نه تمام‌وقت، برای همین برنامه‌ها هر هفته تغییر می‌کند.

    • as opposed to
    • as opposed to the
    • as opposed to doing
    • as opposed to this
  15. likewise adverb · /ˈlaɪkwaɪz/

    همین‌طور، به‌همین ترتیب

    رسمی Writing

    هم‌معنی‌ها: similarly · in the same way

    نکته‌ی دوم را شبیه نکته‌ی اول معرفی می‌کند. در آغاز جمله با ویرگول یا بعد از and می‌آید. با similarly هم‌معنی است. در گفتار «same here» یا «me too» طبیعی‌تر است.

    Regular exercise improves heart health. Likewise, a balanced diet reduces the risk of many illnesses.

    ورزش منظم سلامت قلب را بهتر می‌کند. به‌همین ترتیب، رژیم متعادل خطر بسیاری از بیماری‌ها را کم می‌کند.

    • likewise,
    • and likewise
    • and likewise the
    • likewise, the
  16. in the same way phrase B1

    به‌همین شکل، همین‌طور

    Speaking · Writing

    نشان می‌دهد دو چیز به‌روشی مشابه عمل می‌کنند. بعدش می‌تواند that یا as بیاید: in the same way that … . در گفتار هم طبیعی است. گاهی با just as هم می‌آید: Just as …, so ….

    Children learn to speak by listening to others. In the same way, adults learn a new language best through regular exposure.

    کودکان با گوش دادن به دیگران صحبت کردن را یاد می‌گیرند. بزرگسالان هم به‌همین شکل یک زبان تازه را از راه مواجهه‌ی منظم با آن بهتر یاد می‌گیرند.

    • in the same way,
    • in much the same way
    • in exactly the same way
    • in the same way that
  17. by the same token phrase C1

    به‌همین ترتیب، با همان استدلال

    رسمی Writing

    هم‌معنی‌ها: likewise · by the same logic

    یعنی «با همان استدلال»: دلیلی را که برای نکته‌ی اول گفته شد برای نکته‌ی دوم هم به کار می‌برد. کمی ادبی و سنگین است، پس زیاد استفاده نکنید.

    A free trial lets customers try a product without risk; by the same token, it lets the company learn what they like.

    دوره‌ی آزمایشی رایگان به مشتری اجازه می‌دهد محصول را بدون خطر امتحان کند؛ به‌همین منطق، به شرکت هم فرصت می‌دهد بفهمد مشتری چه چیزی را دوست دارد.

    • by the same token,
    • and by the same token
    • by the same token, we
    • by the same token it
  18. namely adverb · /ˈneɪmli/

    یعنی، به‌عبارت دقیق‌تر (و بعد مورد مشخص را نام می‌برد)

    رسمی Writing

    هم‌معنی‌ها: that is · specifically

    موردی را که پیش از آن کلی گفته شده نام می‌برد و معمولاً بعد از ویرگول می‌آید: two problems, namely cost and time. با for example فرق دارد: namely فهرست کامل است و for example فقط نمونه.

    Only one subject is compulsory for all students, namely English.

    فقط یک درس برای همه‌ی دانشجویان اجباری است، یعنی انگلیسی.

    • namely,
    • namely the
    • namely that
    • and namely
  19. specifically adverb · /spəˈsɪfɪkli/

    به‌طور مشخص، به‌ویژه (نکته‌ی دقیق‌تر)

    رسمی Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: in particular · namely

    بعد از جمله‌ی کلی نکته‌ای دقیق‌تر را معرفی می‌کند. با specially (برای هدف ویژه) اشتباه نگیرید: specifically designed برای یک هدف مشخص. در Speaking هم طبیعی است: «Specifically, I mean …».

    The study looked at young people, specifically those aged between sixteen and twenty-four.

    این پژوهش به جوانان نگاه کرد، به‌طور مشخص آنان که بین شانزده تا بیست‌وچهار سال سن داشتند.

    • specifically designed
    • specifically mentioned
    • more specifically
    • specifically for
  20. that is to say phrase

    یعنی، به‌عبارت دیگر

    رسمی Writing

    هم‌معنی‌ها: in other words · that is

    برای بازگویی دقیق‌تر یا ساده‌تر جمله‌ی قبلی. مخفف نوشتاری i.e. (از لاتین id est) در متن‌های علمی جایش را می‌گیرد؛ در پرانتز می‌آید. در گفتار «that is» یا «I mean» رایج‌تر است. نباید با e.g. (برای مثال) اشتباه شود.

    The company will stop selling paper copies, that is to say, everything will be available online only.

    شرکت فروش نسخه‌ی کاغذی را متوقف می‌کند، یعنی همه‌چیز فقط به‌صورت آنلاین در دسترس خواهد بود.

    • that is to say,
    • i.e.
    • that is
    • in other words
  21. a case in point noun phrase C1

    نمونه‌ی بارز (که ادعا را مصداق می‌دهد)

    رسمی Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: an example · a good illustration

    بعد از ادعای کلی مثالی می‌آورد که آن را به‌خوبی نشان می‌دهد؛ در نوشتار با دو نقطه یا نقطه‌ویرگول. «in point» ثابت است؛ a case in points ✗. در Speaking Part 3 هم طبیعی است.

    Some towns have solved their traffic problems; ours is a case in point, as closing the main street brought shops more customers.

    برخی شهرها مشکل ترافیکشان را حل کرده‌اند؛ شهر ما نمونه‌ی بارزی است، چون بستن خیابان اصلی مشتری مغازه‌ها را بیشتر کرد.

    • a case in point
    • another case in point
    • a good case in point
    • is a case in point
  22. to illustrate phrase

    برای روشن شدن مطلب، برای نشان دادن

    رسمی Writing

    هم‌معنی‌ها: for example · for instance

    مثال یا توضیح مفصل‌تری را معرفی می‌کند. معمولاً مثال کامل و بلندتر از «for example» است. بعد از ویرگول جمله‌ی کامل می‌آید. با illustrate (فعل: نشان دادن) هم‌ریشه است.

    To illustrate, a student who sleeps six hours a night may get lower marks than one who sleeps eight.

    برای روشن شدن موضوع، دانشجویی که شبی شش ساعت می‌خوابد ممکن است نمره‌ی کمتری از کسی بگیرد که هشت ساعت می‌خوابد.

    • to illustrate,
    • to illustrate this point
    • to illustrate the point
    • as an illustration
  23. so that conjunction B1

    تا، به‌طوری که (برای بیان هدف)

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: in order that

    بعد از آن جمله‌ی کامل می‌آید که معمولاً can / could / will / would دارد: so that I can … . با in order to تفاوت: بعد از in order to فعل ساده می‌آید و فاعلش همان فاعل جمله است، ولی در so that فاعل می‌تواند فرق کند. so that را با so (در نتیجه) اشتباه نگیرید.

    Please send me the file today so that I can read it before the meeting.

    لطفاً فایل را امروز برایم بفرستید تا بتوانم پیش از جلسه آن را بخوانم.

    • so that
    • so that we can
    • so that it
    • so that students
  24. in order to phrase B1

    برای اینکه، به‌منظور

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: so as to · to

    بعد از آن فعل ساده می‌آید: in order to reduce. منفی: in order not to (نه in order to not ✗ در نوشتار دقیق). در گفتار to تنها کافی است. در مقاله‌ی رسمی با in order to هدف را روشن‌تر می‌کنید.

    In order to reduce costs, the school decided to share its sports hall with the local club.

    برای کاهش هزینه‌ها، مدرسه تصمیم گرفت سالن ورزشی‌اش را با باشگاه محلی به اشتراک بگذارد.

    • in order to
    • in order not to
    • in order for … to
    • in order to avoid
  25. so as to phrase

    به‌منظور، تا بتواند (رسمی‌تر از to)

    رسمی Writing

    هم‌معنی‌ها: in order to

    معنی و ساختار آن شبیه in order to است. منفی: so as not to (so as not to be late). بدون فاعل جداگانه؛ اگر فاعل متفاوت دارید so that بیاورید. در مقاله‌های ادواری کمتر از in order to رایج است.

    The company is investing in new software so as to make its services easier to use.

    شرکت در نرم‌افزار جدید سرمایه‌گذاری می‌کند تا استفاده از خدماتش آسان‌تر شود.

    • so as to
    • so as not to
    • so as to avoid
    • so as to ensure
  26. in doing so phrase

    با این کار، در این فرایند

    رسمی Writing

    فاعل doing همان فاعل جمله‌ی قبل است و نتیجه‌ی آن کار را معرفی می‌کند. معمولاً با ویرگول یا بعد از and می‌آید. با thereby هم‌معنی است.

    The council cut bus fares and, in doing so, encouraged more residents to leave their cars at home.

    شورا کرایه‌ی اتوبوس را کم کرد و با این کار ساکنان بیشتری را تشویق کرد ماشین‌هایشان را در خانه بگذارند.

    • in doing so,
    • by doing so
    • in so doing
    • and in doing so
  27. given that phrase

    با توجه به اینکه، در نظر گرفتن اینکه

    رسمی Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: considering that · since

    دلیلی را معرفی می‌کند که از قبل مشخص و پذیرفته‌شده است. بعد از آن جمله‌ی کامل می‌آید؛ یا given + اسم: Given the circumstances. با because فرق دارد چون دلیل از قبل معلوم است. با considering that هم‌معنی است.

    Given that the course is free, it is not surprising that so many people have applied.

    با توجه به اینکه این دوره رایگان است، عجیب نیست که این‌همه نفر درخواست داده‌اند.

    • given that
    • given the fact that
    • given the circumstances
    • given the cost
  28. as long as phrase B1

    تا زمانی که، به شرط اینکه

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: provided that · so long as

    هم شرط (به شرط اینکه) و هم مدت (تا وقتی که) می‌رساند. بعدش زمان حال می‌آید نه آینده: as long as you keep it ✓، as long as you will keep ✗. در نوشتار رسمی provided that یا providing that بهتر است.

    You can keep the laptop for the whole term as long as you take good care of it.

    می‌توانید لپ‌تاپ را تا پایان ترم نگه دارید، به شرط اینکه از آن خوب مراقبت کنید.

    • as long as
    • as long as you
    • as long as it
    • provided that
  29. whereby adverb · /weəˈbaɪ/ C1

    که طبق آن، که از طریق آن (توضیح یک سیستم یا ترتیب)

    رسمی Writing

    هم‌معنی‌ها: by which · under which

    بعد از اسمی مثل system، scheme، arrangement، process می‌آید و شرح می‌دهد کار چطور انجام می‌شود. بعدش جمله‌ی کامل می‌آید. در گفتار نامعمول است و در متن‌های حقوقی و اداری بیشتر دیده می‌شود.

    The city introduced a system whereby residents pay less for parking if they live near the centre.

    شهر نظامی را معرفی کرد که طبق آن ساکنان نزدیک مرکز برای پارکینگ کمتر می‌پردازند.

    • a system whereby
    • an arrangement whereby
    • a scheme whereby
    • a process whereby
  30. the former noun phrase

    اولی (از دو موردی که گفته شد)

    رسمی Writing

    فقط برای دو مورد. برای سه مورد یا بیشتر استفاده نکنید و بگویید the first. جفتش the latter (دومی) است. این ساختار از تکرار اسم‌ها جلوگیری می‌کند و انسجام می‌سازد ولی اگر فاصله‌ی زیاد باشد خواننده گم می‌شود.

    Both walking and cycling are good for health, but the former is cheaper and needs no equipment.

    هم پیاده‌روی و هم دوچرخه‌سواری برای سلامت خوب است، ولی اولی ارزان‌تر است و به هیچ وسیله‌ای نیاز ندارد.

    • the former … the latter
    • the former is
    • the former option
    • the former of the two
  31. as mentioned above phrase

    همان‌طور که بالاتر ذکر شد

    رسمی Writing

    هم‌معنی‌ها: as stated earlier

    به بخشی از همان متن اشاره می‌کند. در مقاله‌ی طولانی خوب است؛ در مقاله‌ی کوتاه آیلتس (۲۵۰ کلمه) معمولاً لازم نیست چون به بخش قبل اشاره‌ی دقیق‌تر ممکن است. متضاد: as discussed below.

    As mentioned above, the survey only covered students, so the results may not apply to older learners.

    همان‌طور که بالاتر ذکر شد، این نظرسنجی فقط دانشجویان را در بر می‌گرفت، پس ممکن است نتایج برای فراگیران مسن‌تر صدق نکند.

    • as mentioned above,
    • as noted above
    • as stated earlier
    • as discussed above
  32. in this respect phrase

    از این جهت، از این نظر

    رسمی Writing

    هم‌معنی‌ها: in this regard

    جنبه‌ی مشخصی را که تازه ذکر شد معین می‌کند. با respect (احترام) فقط املا یکی است. با in this regard هم‌معنی است. غلط رایج: in this respects ✗ (با مفرد this باید respect مفرد باشد).

    Online lessons are convenient, and in this respect they are better than traditional classes.

    درس‌های آنلاین راحت‌اند و از این نظر از کلاس‌های سنتی بهترند.

    • in this respect,
    • in some respects
    • in many respects
    • in this respect only
  33. with regard to phrase

    در مورد، در خصوص

    رسمی Writing

    معادل رسمی برای نوشتار: regarding

    هم‌معنی‌ها: regarding · concerning

    اشتباه رایج: with regards to ✗ (با s)؛ درست: with regard to. regards (جمع) در Best regards (با احترام) به کار می‌رود. می‌توانید regarding را هم جایگزین کنید.

    With regard to cost, the new system is considerably cheaper than the old one.

    در مورد هزینه، سیستم جدید به‌مراتب ارزان‌تر از سیستم قدیمی است.

    • with regard to
    • in regard to
    • as regards
    • with regard to the
  34. in the light of phrase C1

    با توجه به (اطلاعات یا اتفاق تازه)

    رسمی Writing

    معادل رسمی برای نوشتار: considering

    هم‌معنی‌ها: given · considering

    به اطلاعات تازه‌ای اشاره می‌کند که تصمیم یا نظر را عوض می‌کند. آمریکایی‌ها معمولاً می‌گویند in light of (بدون the). از given that غیرشخصی‌تر است.

    In the light of the latest figures, the government has changed its plans for the new hospital.

    با توجه به آخرین آمار، دولت برنامه‌هایش را برای بیمارستان جدید تغییر داده است.

    • in the light of
    • in light of
    • in the light of recent events
    • in the light of new evidence
  35. the same applies to phrase

    همین موضوع درباره‌ی … هم صدق می‌کند

    رسمی Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: the same is true of

    از تکرار جمله‌ی قبل جلوگیری می‌کند و انسجام می‌سازد. «the same goes for» نسخه‌ی گفتاری و غیررسمی است. فعل apply با to می‌آید: apply to (نه apply for یا apply on).

    Teachers need regular training, and the same applies to school managers.

    معلم‌ها به آموزش منظم نیاز دارند و همین موضوع درباره‌ی مدیران مدارس هم صدق می‌کند.

    • the same applies to
    • the same is true of
    • the same goes for
    • this also applies to
  36. as for phrase

    اما درباره‌ی، در مورد (تغییر موضوع)

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: regarding · as regards

    به‌سرعت موضوع جدیدی را وارد می‌کند و بعدش اسم یا ضمیر می‌آید. در گفتار طبیعی است. با as regards و with regard to مقایسه‌اش کنید: as for نسبتاً غیررسمی‌تر است.

    Most of the students enjoyed the trip. As for the teachers, they were mainly worried about the cost.

    بیشتر دانشجویان از سفر لذت بردند. اما درباره‌ی معلم‌ها، آن‌ها بیشتر نگران هزینه بودند.

    • as for
    • as for the
    • as for me
    • as for the others
  37. to sum up phrase B1

    در جمع‌بندی، خلاصه‌ی سخن

    Speaking · Writing

    شروع نتیجه‌گیری و معمولاً قبل از جمله‌ای می‌آید که مهم‌ترین نکته‌ها را جمع می‌کند. در Writing Task 2 معمولاً از in conclusion برای شروع بند آخر استفاده می‌شود و to sum up برای جمع‌بندی کوتاه‌تر. بعد از آن نکته‌ی تازه نیاورید.

    To sum up, online learning is flexible and cheap, but it works best when students are well organised.

    خلاصه، آموزش آنلاین انعطاف‌پذیر و ارزان است، اما وقتی دانشجویان منظم باشند بهتر کار می‌کند.

    • to sum up,
    • to sum up, then
    • to sum up the
    • to sum up briefly
  38. in short phrase

    خلاصه، در یک کلام

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: in brief · to sum up

    از to sum up کوتاه‌تر و تندتر است و برای خلاصه کردن چند نکته در یک جمله‌ی کوتاه خوب است. بعد از in short جمله‌ی کوتاه می‌آید. برای شروع بند آخر مقاله مناسب نیست؛ آنجا in conclusion بهتر است.

    In short, the plan is cheap, quick and popular with residents.

    در یک کلام، این طرح ارزان و سریع است و ساکنان هم آن را دوست دارند.

    • in short,
    • in short, we
    • in short, it
    • in a word
  39. all in all phrase

    روی‌هم‌رفته، در مجموع

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: overall · on the whole

    قضاوت کلی بعد از بررسی چند جنبه است. بیشتر در گفتار و نوشتار نیمه‌رسمی به کار می‌رود؛ در مقاله‌ی بسیار رسمی overall یا on balance بهتر است. معمولاً در آغاز جمله با ویرگول.

    All in all, the trip was well organised, although the hotel was further from the centre than we expected.

    روی‌هم‌رفته سفر خوب سازمان‌دهی شده بود، هرچند هتل از مرکز دورتر از انتظار ما بود.

    • all in all,
    • all in all, it was
    • all in all, I think
    • all in all, the
  40. last but not least phrase

    آخر، ولی نه کم‌اهمیت‌تر

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: finally

    آخرین مورد از یک فهرست را معرفی می‌کند و می‌گوید کم‌اهمیت نیست. در سخنرانی و تشکر طبیعی است. در مقاله‌ی رسمی گاهی کلیشه‌ای به نظر می‌رسد و finally کافی است. فقط وقتی موارد قبلی واقعاً در فهرست بودند به کار ببرید.

    Last but not least, I would like to thank everyone who helped to organise the event.

    آخر از همه، ولی نه کم‌اهمیت‌تر، می‌خواهم از همه‌ی کسانی که در سازمان‌دهی این رویداد کمک کردند تشکر کنم.

    • last but not least,
    • and last but not least
    • last but not least, there is
    • finally
پشتیبانی