تفاوتهای ظریف: تغییر، افزایش و کاهش
Nuance: change, increase, decrease
این دسته فعلهای تغییر، افزایش و کاهش را با درجهی سرعت، شدت و لحن مشخص نشان میدهد: از climb و edge up (آرام و پیوسته) تا skyrocket و spike (ناگهانی)، و از decline و taper off (تدریجی) تا nosedive و tank (سقوط). برای هر فعل به فاعل معمول و فرمول بودن یا گفتاری بودنش در یادداشت توجه کنید. در Writing Task 1 تنوع دقیق فعلها واژگان را قوی نشان میدهد، اما فعل بسیار شدید را برای تغییر کوچک به کار نبرید.
-
climb verb · /klaɪm/ B2
بهتدریج و پیوسته بالا رفتن (قیمت، رقم، دما)
هممعنیها: rise · go up · increase · mount
climb در توصیف آمار یعنی افزایش پیوسته و گامبهگام؛ تصویر کوهنوردی است. rise خنثیترین است، climb تدریجی و پیوسته، soar سریع و بلند. فاعل معمول: prices, figures, temperatures, unemployment. حرف b در climb خوانده نمیشود: /klaɪm/. نباید با فاعل انسانی در این معنی بیاید.
House prices have climbed steadily over the past five years.
قیمت مسکن در پنج سال گذشته پیوسته بالا رفته است.
- climb steadily
- climb sharply
- climb by
- climb to a record high
-
edge up phrasal verb
کمی و آهسته بالا رفتن (افزایش اندک)
rise by a very small amount
معادل رسمی برای نوشتار: rise slightly
هممعنیها: inch up · creep up · rise slightly · nudge up
edge up یعنی افزایشی بسیار کم، در حد یک نقطه یا کمتر؛ برای توصیف جدول و نمودار عالی است. بدون مفعول میآید (فعل لازم): prices edged up ✓ / edge up prices ✗. در Writing Task 1 جایگزین طبیعی rise slightly است و تنوع واژگان نشان میدهد. ضدش: edge down.
Unemployment edged up slightly in the last quarter, from 5.1 to 5.3 per cent.
بیکاری در سهماههی گذشته اندکی بالا رفت: از ۵٫۱ به ۵٫۳ درصد.
- edge up slightly
- edge up by
- edge up to
- edge up again
-
creep up phrasal verb
آرامآرام و تقریباً نامحسوس بالا رفتن (اغلب ناخوشایند)
rise slowly and almost unnoticed
معادل رسمی برای نوشتار: rise gradually
هممعنیها: inch up · edge up · gradually increase
creep up تأکیدش بر «نامحسوس بودن» است، و معمولاً با چیزی ناخوشایند میآید (قیمت، بدهی، وزن). تفاوت با edge up: edge up فقط افزایش اندک را نشان میدهد؛ creep up یعنی آرام و بیسروصدا. بهصورت creep up on someone معنای دیگری دارد: یواشکی به کسی نزدیک شدن. گذشته: crept up.
Prices have crept up so slowly that most people hardly noticed.
قیمتها آنقدر آهسته بالا رفتهاند که بیشتر مردم تقریباً متوجه نشدهاند.
- creep up slowly
- creeping inflation
- creep up to
- creep up on someone
-
mount verb · /maʊnt/ B2
رفتهرفته بیشتر و سنگینتر شدن (فشار، نگرانی، بدهی)
هممعنیها: build up · accumulate · grow · intensify
mount در این معنی یعنی چیزی که منفی یا نگرانکننده است کمکم انباشته و بیشتر میشود: pressure, concern, debts, evidence. صفت mounting بسیار پرکاربرد است (mounting costs). فعل با اسمهای مثبت مثل success کمتر میآید. معنای دیگر mount = سوار شدن یا برگزار کردن (mount an exhibition).
Concerns about the safety of the bridge have been mounting for months.
نگرانیها دربارهی ایمنی پل ماههاست که رو به افزایش است.
- mounting pressure
- mounting concern
- mounting evidence
- costs are mounting
-
swell verb · /swel/ B2
پر و بزرگتر شدن (جمعیت، تعداد)؛ ورم کردن
هممعنیها: grow · expand · bulge · increase
swell در آمار و توصیف جمعیت یعنی بزرگتر یا پرتر شدن: the river swelled, the crowd swelled, membership swelled to 500. در بدن یعنی ورم کردن (my ankle swelled up). گذشته: swelled، و صفت: swollen. حرف اضافه swell to برای رسیدن به عدد خاص میآید.
The crowd swelled to more than ten thousand as the match began.
با شروع مسابقه جمعیت به بیش از ده هزار نفر رسید.
- swell to
- swell in size
- swell with pride
- swelling numbers
فقط ۵ واژهی اول نمایش داده شد. این دسته ویژهی مشترکان است.
دیدن طرحها پلاس چه چیزهایی را باز میکند؟