تفاوتهای ظریف: دیدن، فکر کردن و فهمیدن
Nuance: looking, thinking, understanding
فعلهای دیدن، فکر کردن و فهمیدن در فارسی اغلب یک ترجمهی کلی دارند («نگاه کردن»، «فکر کردن»، «فهمیدن»)، اما انگلیسی بر اساس مدت، قصد، دقت و احساس فعل را عوض میکند. هر کارت در بخش مترادفها کلمههای همخانواده را نشان میدهد و در یادداشت میگوید کدام را کجا به کار ببرید. در نوشتن و صحبت آیلتس، افعال دقیق مثل ruminate یا surmise فقط وقتی نمره میآورند که معنا واقعاً همان باشد؛ جای افعال ساده را بهزور با آنها پر نکنید.
-
glance verb · /ɡlɑːns/ B2
نگاه سریع و گذرا انداختن (عمدی و کوتاه)
هممعنیها: look quickly · peek · glimpse
glance یعنی عمداً و فقط برای یک لحظه نگاه کنید. با glimpse فرق دارد: در glance نگاهکننده تصمیم میگیرد (من نگاه میکنم)، در glimpse چیزی برای لحظهای به چشم میآید (اتفاقی). حرف اضافه: glance at ✓ / glance to ✗. glance through = سرسری مرور کردن.
Emma glanced at her watch and realised she was going to be late.
اِما نگاهی سریع به ساعتش انداخت و فهمید که دیر میرسد.
- glance at
- glance up
- glance around
- at first glance
-
glimpse verb · /ɡlɪmps/ B2
برای لحظهای (اتفاقی) دیدن
هممعنیها: spot · catch sight of · glance
glimpse یعنی دیدن چیزی برای لحظهای کوتاه، بدون برنامه یا فرصت کافی برای دیدن کامل؛ اغلب اسم است: catch a glimpse of. فعل بدون حرف اضافه مفعول میگیرد: glimpse him ✓. تفاوت با glance: glance = عمدی، glimpse = اتفاقی و ناقص.
I only glimpsed him for a second before he disappeared into the crowd.
فقط یک لحظه او را دیدم و بعد در میان جمعیت گم شد.
- catch a glimpse of
- glimpse something briefly
- a brief glimpse
- a glimpse of the future
-
gaze verb · /ɡeɪz/ B2
خیره و طولانی نگاه کردن (با تحسین یا رویاپردازی)
هممعنیها: stare · look fixedly · contemplate
gaze نگاه ثابت و طولانی است، با حس تحسین، علاقه یا فکر کردن. stare ممکن است از تعجب یا بیادبی باشد، و gaze معمولاً ملایم و مثبت یا رویاپردازانه. هر دو را فارسی «خیره شدن» ترجمه میکند، پس هنگام انتخاب به حس نگاه توجه کنید. حرف اضافه: gaze at/into/out of.
Lucy gazed out of the window at the mountains for a long time.
لوسی مدتی طولانی از پنجره به کوهها خیره ماند.
- gaze at
- gaze into the distance
- gaze out of the window
- gaze in wonder
-
stare verb · /steə/ B1
زل زدن، با چشم باز و ثابت نگاه کردن (از تعجب یا بیادبی)
هممعنیها: gaze · gawp · look fixedly
stare معمولاً بار منفی یا عجیب دارد: از شوک، بهت، بیفکری یا بیادبی. stare into space = بیهدف به نقطهای خیره ماندن. gaze لطیفتر و رویاگونه است. اسم هم دارد: a blank stare. با at میآید: stare at ✓.
It is rude to stare at people on the bus, even if they look unusual.
زل زدن به آدمها در اتوبوس بیادبی است، حتی اگر ظاهر عجیبی داشته باشند.
- stare at
- stare in disbelief
- stare blankly
- stare into space
-
glare verb · /ɡleə/ B2
با خشم و تندی خیره شدن (نگاه خشمگین)
هممعنیها: scowl · glower · stare angrily
glare یعنی نگاه کردن همراه با خشم یا مخالفت؛ نگاه، پیام میدهد. با stare فرق دارد: stare الزاماً خشمگین نیست. اسم glare دو معنا دارد: نگاه خشمگین و نور خیرهکننده (the glare of the sun). عادتکنید: glare at someone.
My brother glared at me across the table when I mentioned his exam result.
برادرم وقتی از نتیجهی امتحانش حرف زدم، از آن سوی میز با خشم به من چشم دوخت.
- glare at
- glare angrily
- an angry glare
- glare in disapproval
فقط ۵ واژهی اول نمایش داده شد. این دسته ویژهی مشترکان است.
دیدن طرحها پلاس چه چیزهایی را باز میکند؟