۳۶ واژهC1پلاس

تفاوت‌های ظریف: دیدن، فکر کردن و فهمیدن

Nuance: looking, thinking, understanding

فعل‌های دیدن، فکر کردن و فهمیدن در فارسی اغلب یک ترجمه‌ی کلی دارند («نگاه کردن»، «فکر کردن»، «فهمیدن»)، اما انگلیسی بر اساس مدت، قصد، دقت و احساس فعل را عوض می‌کند. هر کارت در بخش مترادف‌ها کلمه‌های هم‌خانواده را نشان می‌دهد و در یادداشت می‌گوید کدام را کجا به کار ببرید. در نوشتن و صحبت آیلتس، افعال دقیق مثل ruminate یا surmise فقط وقتی نمره می‌آورند که معنا واقعاً همان باشد؛ جای افعال ساده را به‌زور با آن‌ها پر نکنید.

  1. glance verb · /ɡlɑːns/ B2

    نگاه سریع و گذرا انداختن (عمدی و کوتاه)

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: look quickly · peek · glimpse

    glance یعنی عمداً و فقط برای یک لحظه نگاه کنید. با glimpse فرق دارد: در glance نگاه‌کننده تصمیم می‌گیرد (من نگاه می‌کنم)، در glimpse چیزی برای لحظه‌ای به چشم می‌آید (اتفاقی). حرف اضافه: glance at ✓ / glance to ✗. glance through = سرسری مرور کردن.

    Emma glanced at her watch and realised she was going to be late.

    اِما نگاهی سریع به ساعتش انداخت و فهمید که دیر می‌رسد.

    • glance at
    • glance up
    • glance around
    • at first glance
  2. glimpse verb · /ɡlɪmps/ B2

    برای لحظه‌ای (اتفاقی) دیدن

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: spot · catch sight of · glance

    glimpse یعنی دیدن چیزی برای لحظه‌ای کوتاه، بدون برنامه یا فرصت کافی برای دیدن کامل؛ اغلب اسم است: catch a glimpse of. فعل بدون حرف اضافه مفعول می‌گیرد: glimpse him ✓. تفاوت با glance: glance = عمدی، glimpse = اتفاقی و ناقص.

    I only glimpsed him for a second before he disappeared into the crowd.

    فقط یک لحظه او را دیدم و بعد در میان جمعیت گم شد.

    • catch a glimpse of
    • glimpse something briefly
    • a brief glimpse
    • a glimpse of the future
  3. gaze verb · /ɡeɪz/ B2

    خیره و طولانی نگاه کردن (با تحسین یا رویاپردازی)

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: stare · look fixedly · contemplate

    gaze نگاه ثابت و طولانی است، با حس تحسین، علاقه یا فکر کردن. stare ممکن است از تعجب یا بی‌ادبی باشد، و gaze معمولاً ملایم و مثبت یا رویاپردازانه. هر دو را فارسی «خیره شدن» ترجمه می‌کند، پس هنگام انتخاب به حس نگاه توجه کنید. حرف اضافه: gaze at/into/out of.

    Lucy gazed out of the window at the mountains for a long time.

    لوسی مدتی طولانی از پنجره به کوه‌ها خیره ماند.

    • gaze at
    • gaze into the distance
    • gaze out of the window
    • gaze in wonder
  4. stare verb · /steə/ B1

    زل زدن، با چشم باز و ثابت نگاه کردن (از تعجب یا بی‌ادبی)

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: gaze · gawp · look fixedly

    stare معمولاً بار منفی یا عجیب دارد: از شوک، بهت، بی‌فکری یا بی‌ادبی. stare into space = بی‌هدف به نقطه‌ای خیره ماندن. gaze لطیف‌تر و رویاگونه است. اسم هم دارد: a blank stare. با at می‌آید: stare at ✓.

    It is rude to stare at people on the bus, even if they look unusual.

    زل زدن به آدم‌ها در اتوبوس بی‌ادبی است، حتی اگر ظاهر عجیبی داشته باشند.

    • stare at
    • stare in disbelief
    • stare blankly
    • stare into space
  5. glare verb · /ɡleə/ B2

    با خشم و تندی خیره شدن (نگاه خشمگین)

    Speaking · Writing

    هم‌معنی‌ها: scowl · glower · stare angrily

    glare یعنی نگاه کردن همراه با خشم یا مخالفت؛ نگاه، پیام می‌دهد. با stare فرق دارد: stare الزاماً خشمگین نیست. اسم glare دو معنا دارد: نگاه خشمگین و نور خیره‌کننده (the glare of the sun). عادت‌کنید: glare at someone.

    My brother glared at me across the table when I mentioned his exam result.

    برادرم وقتی از نتیجه‌ی امتحانش حرف زدم، از آن سوی میز با خشم به من چشم دوخت.

    • glare at
    • glare angrily
    • an angry glare
    • glare in disapproval

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی