۳۳ واژهB2پلاس

اصطلاح‌ها: پول و ارزش

Idioms: money and value

این مجموعه اصطلاح‌های رایج درباره‌ی پول، قیمت و ارزش را آموزش می‌دهد. بعضی از آن‌ها گفتاری و غیررسمی‌اند (cost an arm and a leg، dirt cheap) و بعضی در نوشتار هم امن‌اند (a false economy، foot the bill، live beyond your means). برای IELTS فقط وقتی استفاده کنید که طبیعی است و معنی را دقیق می‌دانید؛ حفظ‌کردن و جاسازی اجباری نمره‌ی Lexical Resource را پایین می‌آورد.

  1. cost an arm and a leg idiom

    بسیار گران بودن؛ خرج کمرشکن داشتن

    گفتاری Speaking

    to be extremely expensive

    معنی تحت‌اللفظی «یک دست و یک پا» است؛ یعنی قیمت بسیار بالا. گفتاری و کمی کلیشه‌ای است؛ در Writing رسمی از extremely expensive یا prohibitively expensive استفاده کنید. در Speaking آیلتس هم زیاد تکرارش نکنید.

    Studying abroad can cost an arm and a leg.

    تحصیل در خارج از کشور می‌تواند بسیار گران تمام شود.

    • cost an arm and a leg
    • pay an arm and a leg
    • it costs an arm and a leg to
  2. break the bank idiom

    کمرشکن بودن؛ بیش از حد پول لازم داشتن

    Speaking · Writing

    to cost more than you can afford

    تقریباً همیشه در جمله‌ی منفی یا با without می‌آید: «it won't break the bank» یعنی گران نیست. bank اینجا یعنی همه‌ی پولی که دارید، نه ساختمان بانک. در نوشتار تبلیغاتی و گفتار هر دو رایج است.

    A weekend in Istanbul won't break the bank if you book early.

    اگر زود رزرو کنید، یک آخر هفته در استانبول کمرتان را نمی‌شکند.

    • won't break the bank
    • without breaking the bank
    • not break the bank
  3. a rip-off idiom

    گران‌فروشی؛ چیزی که خیلی گران‌تر از ارزشش است

    گفتاری Speaking

    something that costs far more than it is worth

    گفتاری و تند است. فعل آن rip someone off است: «They ripped us off» یعنی از ما پول اضافی گرفتند. اسم آن با خط‌تیره می‌آید. در نوشتار رسمی بنویسید: overpriced یا poor value.

    Paying that much for a small coffee is a total rip-off.

    پرداخت این‌قدر پول برای یک قهوه‌ی کوچک واقعاً گران‌فروشی است.

    • a total rip-off
    • rip-off prices
    • rip someone off
  4. pay through the nose idiom C1

    بیش از حد و ناعادلانه پول دادن

    گفتاری Speaking

    to pay far too much for something

    حس شکایت از قیمتی دارد که چاره‌ای جز دادنش نبوده است. بعد از for نام چیزی که گران خریده‌اید می‌آید. گفتاری و طنزآمیز است. در نوشتار رسمی نیاورید.

    We had to pay through the nose for a taxi because the buses had stopped.

    چون اتوبوس‌ها نمی‌آمدند، مجبور شدیم برای تاکسی پول زیادی بدهیم.

    • pay through the nose for
    • paid through the nose
    • pay through the nose
  5. worth every penny idiom

    ارزش هر ریالش را داشتن؛ به پولش می‌ارزد

    Speaking · Writing

    completely worth the price you paid

    برای چیز گرانی است که بعداً راضی هستید؛ معنی‌اش مثبت است. در آمریکا هم worth every cent می‌گویند. هم در گفتار و هم در نوشتار (نقد و نظر) مناسب است.

    The course was expensive, but it was worth every penny.

    دوره گران بود، اما ارزش هر ریالش را داشت.

    • worth every penny
    • worth every penny of it
    • worth every cent

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی