۴۰ واژهB1بانکپلاس

بانک و پول

Bank and money

  1. current account noun phrase

    حساب جاری

    Speaking · Writing

    در انگلیسی آمریکایی به آن checking account می‌گویند.

    I opened a current account so that my salary can be paid straight into it.

    یک حساب جاری باز کردم تا حقوقم مستقیم به آن واریز شود.

    • open a current account
    • switch your current account
    • your current account balance
  2. savings account noun phrase

    حساب پس‌انداز

    Speaking · Writing

    savings همیشه با s و جمع است: savings account، my savings. اولین چیزی که می‌شنوید معمولاً همین دو واژه است: current account برای خرج روزانه، savings account برای کنار گذاشتن پول.

    She put the money into a savings account because it pays more interest.

    او پول را در حساب پس‌انداز گذاشت چون سود بیشتری می‌دهد.

    • open a savings account
    • pay money into a savings account
    • a high-interest savings account
  3. debit card noun phrase

    کارت بانکی (پول را همان لحظه از حساب شما برمی‌دارد)

    Speaking · Writing

    کارت بانکی‌ای که در ایران دارید در انگلیسی debit card است. با آن فقط تا سقف موجودی حساب خرج می‌کنید.

    I paid with my debit card, so the money left my account straight away.

    با کارت بانکی‌ام پرداخت کردم، برای همین پول همان لحظه از حسابم رفت.

    • pay by debit card
    • use a debit card
    • a debit card payment
  4. credit card noun phrase

    کارت اعتباری (از بانک قرض می‌گیرید و بعداً می‌پردازید)

    Speaking · Writing

    با debit card فرق دارد: با credit card از پول بانک خرج می‌کنید و ماه بعد صورت‌حساب می‌آید؛ اگر همه را نپردازید، بهره می‌خورد.

    Many online shops let you pay by credit card without any extra fee.

    بسیاری از فروشگاه‌های اینترنتی اجازه می‌دهند با کارت اعتباری و بدون هزینه‌ی اضافه پرداخت کنید.

    • pay by credit card
    • a credit card bill
    • credit card details
  5. cash machine noun phrase A2

    دستگاه خودپرداز

    Speaking

    در بریتانیا cash machine یا cashpoint می‌گویند و در آمریکا ATM؛ ATM را همه‌جا می‌فهمند.

    There is a cash machine outside the supermarket, next to the bus stop.

    بیرون سوپرمارکت، کنار ایستگاه اتوبوس، یک خودپرداز هست.

    • use a cash machine
    • find a cash machine
    • the cash machine is out of order

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی