۴۰ واژهB1فناوری و اینترنتپلاس

فناوری و اینترنت

Technology and the internet

این مجموعه واژه‌ها و جمله‌های لازم برای کار با دستگاه‌ها، اینترنت و حساب‌های آنلاین را می‌آموزد: وای‌فای، رمز عبور، خطا و مشکل فنی، امنیت و فرم‌های اینترنتی. بسیاری از این واژه‌ها را در پیام‌های خطا و پشتیبانی فنی می‌شنوید یا می‌خوانید.

  1. laptop noun · /ˈlæptɒp/

    لپ‌تاپ

    Speaking · Writing

    با حرف اضافه‌ی on می‌آید: on my laptop (نه in). در بریتانیا و آمریکا یکی است. رایانه‌ی رومیزی desktop (computer) نام دارد.

    My laptop is very slow; it takes five minutes to start.

    لپ‌تاپم خیلی کند است؛ پنج دقیقه طول می‌کشد تا روشن شود.

    • open your laptop
    • close the laptop
    • a laptop bag
    • a gaming laptop
  2. headphones noun · /ˈhedfəʊnz/

    هدفون

    Speaking · Writing

    همیشه جمع است (headphones) و با a pair of می‌آید: a pair of headphones. در فارسی «هدفون» و «هندزفری» را جدا می‌گوییم؛ در انگلیسی earphones/earbuds برای نوع کوچک داخل گوش است.

    Please wear headphones in the library so you don't disturb other people.

    لطفاً در کتابخانه هدفون بزنید تا مزاحم بقیه نشوید.

    • wear headphones
    • wireless headphones
    • noise-cancelling headphones
    • a pair of headphones
  3. charger noun · /ˈtʃɑːdʒə/

    شارژر

    Speaking · Writing

    charger وسیله‌ی شارژ است و فعل charge «شارژ کردن»: I need to charge my phone. اگر بخواهید شارژ مصرفی (اعتبار سیم‌کارت) را بگویید، می‌گویید credit.

    I forgot my charger, so my laptop will be dead in an hour.

    شارژرم را فراموش کردم و لپ‌تاپم تا یک ساعت دیگر خاموش می‌شود.

    • a phone charger
    • plug in the charger
    • a wireless charger
    • bring a charger
  4. router noun · /ˈruːtə/

    روتر / مودم وای‌فای

    Speaking · Writing

    router را هم /ˈruːtə/ (روتِر) و هم /ˈraʊtə/ (رائوتِر) تلفظ می‌کنند؛ برای دستگاه اینترنت /ˈruːtə/ رایج‌تر است. فارسی‌زبان‌ها اغلب «مودم» می‌گویند؛ در انگلیسی home router یا broadband router رایج‌تر است.

    Try restarting the router if the internet is slow.

    اگر اینترنت کند است، روتر را راه‌اندازی مجدد کنید.

    • restart the router
    • connect to the router
    • a wireless router
    • unplug the router
  5. Wi-Fi noun · /ˈwaɪfaɪ/

    وای‌فای

    Speaking · Writing

    شمارش‌ناپذیر است: some Wi-Fi، نه «a Wi-Fi». با خط‌تیره یا بدون آن (wifi) می‌نویسند. اتصال وای‌فای را connect to Wi-Fi می‌گویند.

    Is there free Wi-Fi in this café, or do I need to buy something?

    در این کافه وای‌فای رایگان هست یا باید چیزی بخرم؟

    • connect to Wi-Fi
    • free Wi-Fi
    • a Wi-Fi network
    • a Wi-Fi signal

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی