dose

noun B2
UK/dəʊs/ US/doʊs/

معنی dose به فارسی

۱دوز، مقدار دارو در هر بار

Meaning of dose

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 MEDICINE AMOUNT noun [C] B2

    the amount of medicine you take at one time

    فارسیدوز، مقدار دارو در هر بار

    • Taking a higher dose than the label recommends can be dangerous.

      مصرف دوزی بالاتر از آنچه روی برچسب توصیه شده می‌تواند خطرناک باشد.

    هم‌آیندها collocations
    • a high dose
    • a lethal dose
    • a daily dose

    واژه‌های تعریف amount

پشتیبانی