۴۲ واژهC1پلاس

واژگان علوم و پزشکی

Science and medicine vocabulary

واژه‌های علمی و پزشکی که در متن‌های آکادمیک، مقاله‌های خبری علمی و بخش‌های خواندن دانشگاهی می‌آیند. بسیاری از آن‌ها در فارسی هم معادل دارند (آنزیم، هورمون، ژنوم)، پس تمرکز را روی املا، تلفظ، حرف اضافه و همنشین‌ها بگذارید. این دسته برای خواندن و نوشتن دقیق است؛ در گفتار روزمره از واژه‌های ساده‌تر استفاده کنید.

  1. immune adjective · /ɪˈmjuːn/

    ایمن، مصون (در برابر بیماری)

    آکادمیک Speaking · Writing

    دو کاربرد دارد: immune to = در برابر بیماری ایمن، و immune response / immune cells = مربوط به دستگاه ایمنی. اسم آن immunity است. به‌صورت مجازی هم می‌آید: immune to criticism.

    Once you have had measles, you are usually immune to it for life.

    کسی که یک بار سرخک گرفته باشد معمولاً تا آخر عمر نسبت به آن ایمن است.

    • immune to
    • an immune response
    • immune cells
  2. pathogen noun · /ˈpæθədʒən/

    عامل بیماری‌زا، پاتوژن

    آکادمیک Writing

    هر میکروبی (باکتری، ویروس، قارچ) که بیماری ایجاد می‌کند. صفت: pathogenic. در متن علمی به جای واژه‌ی گفتاری germ می‌آید.

    Some pathogens spread through water, while others travel through the air.

    برخی عوامل بیماری‌زا از راه آب پخش می‌شوند و برخی از راه هوا.

    • a bacterial pathogen
    • a viral pathogen
    • detect a pathogen
  3. transmission noun · /trænzˈmɪʃn/ B2

    انتقال (بیماری، سیگنال، انرژی)

    آکادمیک Speaking · Writing

    در خودرو هم به معنی «گیربکس» است (automatic transmission).

    Wearing masks in crowded places can reduce the transmission of infections.

    استفاده از ماسک در مکان‌های شلوغ می‌تواند انتقال عفونت‌ها را کاهش دهد.

    • airborne transmission
    • reduce transmission
    • the rate of transmission
  4. susceptible adjective · /səˈseptəbl/

    مستعد، آسیب‌پذیر (در برابر)

    آکادمیک Speaking · Writing

    همیشه با to می‌آید: susceptible to infection. شبیه prone to است ولی بر نبودن مقاومت تأکید دارد؛ ضد آن resistant یا immune است. اسم آن susceptibility.

    Young children are particularly susceptible to ear infections.

    کودکان خردسال به‌ویژه مستعد عفونت گوش هستند.

    • susceptible to infection
    • highly susceptible
    • be susceptible to
  5. bacteria noun · /bækˈtɪəriə/ B2

    باکتری‌ها

    آکادمیک Speaking · Writing

    جمع bacteria است و مفرد آن bacterium (با فعل جمع: bacteria are). در گفتار روزمره بسیاری آن را مفرد هم به کار می‌برند، ولی در متن علمی ✗ a bacteria. صفت bacterial.

    Most bacteria are harmless, and some are essential for digesting food.

    بیشتر باکتری‌ها بی‌خطرند و برخی برای هضم غذا ضروری‌اند.

    • harmful bacteria
    • bacteria multiply
    • a strain of bacteria

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی