اسپیکینگپیشنویس در حال بازبینی
اشتباهات واژگانی رایج فارسیزبانها در انگلیسی: ترجمهی تحتاللفظی، همنشینها و دوستان دروغین
بیش از ۴۰ اشتباه واژگانی رایج فارسیزبانها در انگلیسی، از «امتحان دادن» و «دارو خوردن» تا ویلا و پانسیون و کاپشن؛ با شکل درست، دلیل اشتباه و روشی برای یادگیری همنشینها بهجای ترجمهی کلمهبهکلمه.
چرا گرامر درست است ولی جمله غلط به نظر میرسد؟
گاهی جملهای میگوییم که از نظر گرامری هیچ ایرادی ندارد، ولی شنوندهی انگلیسیزبان مکث میکند یا لبخند میزند: I gave my exam yesterday یا I'm boring today. مشکل اینجا گرامر نیست، واژه است: کلمهای را انتخاب کردهایم که ترجمهی مستقیم فارسی است ولی انگلیسیزبانها در آن موقعیت به کار نمیبرند.
اشتباهات واژگانی رایج فارسیزبانها در انگلیسی معمولاً از سه منبع میآیند:
- ترجمهی تحتاللفظی: فعل یا عبارت فارسی را کلمهبهکلمه برمیگردانیم.
- همنشینها (collocations): کلمههایی که در انگلیسی «با هم میآیند» با فارسی فرق دارند.
- دوستان دروغین: کلمههایی که از فرانسه یا انگلیسی وارد فارسی شدهاند ولی معنایشان در فارسی عوض شده است.
پژوهش Nadja Nesselhauf (۲۰۰۳) روی نوشتههای زبانآموزان پیشرفتهی آلمانیزبان نشان داد حتی در سطح پیشرفته، بخش قابلتوجهی از ترکیبهای فعل و اسم نادرست است و بسیاری از این خطاها به زبان مادری برمیگردند. یعنی این مشکل با بالا رفتن سطح خودبهخود حل نمیشود؛ باید آگاهانه سراغش رفت.
این مقاله دربارهی واژه است. خطاهای گرامری مثل حرف تعریف، ترتیب کلمه و زمان فعل را در مقالهی جداگانهی «۱۵ اشتباه گرامری رایج فارسیزبانها» آوردهایم.
گروه ۱: فعلهایی که ترجمهی مستقیمشان غلط است
- امتحان دادن: نه give an exam، بلکه take an exam (در بریتانیایی sit an exam هم رایج است). در انگلیسی معلم است که امتحان میدهد یا میگیرد (give/set an exam).
- امتحان گرفتن (معلم): نه take an exam from us، بلکه give us an exam یا test us.
- دارو خوردن: نه eat medicine، بلکه take medicine.
- سیگار کشیدن: نه pull/drink a cigarette، بلکه smoke.
- عکس گرفتن: take a photo درست است؛ ولی «عکس انداختن» را throw a photo نکنید.
- اشتباه کردن: نه do a mistake، بلکه make a mistake.
- یاد دادن / یاد گرفتن: نه He learned me English، بلکه He taught me English. learn برای کسی است که یاد میگیرد.
- قرض دادن / قرض گرفتن: lend یعنی قرض دادن و borrow یعنی قرض گرفتن: Can you lend me your pen? یا Can I borrow your pen? نه Can you borrow me…
- گفتن: say مفعول شخصی مستقیم نمیگیرد: نه He said me، بلکه He told me یا He said to me.
- یادآوری کردن: نه Remember me to call him، بلکه Remind me to call him.
- شنیدن / گوش دادن: hear بیاختیار است، listen to با اراده: I listen to podcasts every day، نه I hear podcasts.
- دیدن / تماشا کردن / نگاه کردن: watch a film، look at the board، see a friend. «فیلم دیدن» معمولاً watch a film است.
- پول درآوردن: نه win money (مگر در قرعهکشی)، بلکه earn money یا make money.
- چراغ را روشن کردن: نه open the light، بلکه turn on یا switch on the light. همینطور شیر آب: turn on the tap.
- کمربند را بستن: نه close your seatbelt، بلکه fasten یا put on your seatbelt.
گروه ۲: صفتهای -ed و -ing
این یکی آنقدر رایج است که جدا آمده:
- حوصلهام سر رفته: I'm bored، نه I'm boring. جملهی دوم یعنی «من آدم خستهکنندهای هستم».
- هیجانزدهام: I'm excited، نه I'm exciting.
- علاقه دارم: I'm interested in history، نه I'm interesting.
- گیج شدهام: I'm confused؛ ولی The question is confusing.
قاعده: -ed احساس آدم است؛ -ing ویژگی چیزی که آن احساس را ایجاد میکند.
گروه ۳: همنشینها (کلمههایی که با هم میآیند)
- باران شدید: نه strong rain، بلکه heavy rain. همینطور heavy snow؛ ولی strong wind.
- چای پررنگ: strong tea، نه dark tea یا heavy tea.
- قیمت گران: نه expensive price، بلکه a high price. خود کالا expensive است: an expensive phone.
- مهمانی خوش گذشت: The party was fun، نه very funny. funny یعنی خندهدار.
- خطر بزرگ: a serious risk یا a major risk، طبیعیتر از a big danger.
- نظر دادن: give an opinion یا express a view؛ نه say an opinion.
- تصمیم قاطع: a firm decision؛ نه a hard decision (که یعنی تصمیم سخت).
- تأثیر گذاشتن: have an effect on، have an impact on؛ نه put an effect on.
- پیشرفت کردن: make progress، نه do progress.
همنشینها منطق ندارند؛ فقط عادت زبانیاند. برای همین با قاعده یاد گرفته نمیشوند، با دیدن و شنیدن مکرر در جمله یاد گرفته میشوند.
گروه ۴: دوستان دروغین (کلمههای قرضی که معنایشان عوض شده)
فارسی صدها کلمه از فرانسه و انگلیسی گرفته است. بعضیها در فارسی معنای دیگری پیدا کردهاند:
- ماشین: در فارسی یعنی خودرو؛ در انگلیسی machine یعنی دستگاه. خودرو car است.
- ویلا: در فارسی خانهی تفریحی شمال؛ villa در انگلیسی معمولاً خانهی بزرگ و مجلل یا خانهی اجارهای تعطیلات است. «ویلای شمال» را میشود a holiday house by the Caspian گفت.
- پانسیون: در فارسی یعنی خوابگاه یا اقامتگاه شبانهروزی؛ pension در انگلیسی یعنی حقوق بازنشستگی.
- کاپشن: در فارسی یعنی کت پفی؛ caption در انگلیسی یعنی زیرنویس عکس. کاپشن jacket یا puffer jacket است.
- سالن: در فارسی تالار یا اتاق پذیرایی؛ salon در انگلیسی بیشتر آرایشگاه است (hair salon). پذیرایی خانه living room است.
- کنکور: از فرانسه آمده؛ در انگلیسی university entrance exam.
- لیسانس و فوقلیسانس: licence در انگلیسی «مجوز» است. مدرک کارشناسی bachelor's degree و ارشد master's degree است.
- مانتو: manteau فرانسوی است؛ در انگلیسی a long coat یا برای توضیح فرهنگی a manteau, a long coat worn in Iran.
- کادو: cadeau فرانسوی است؛ در انگلیسی present یا gift.
در اسپیکینگ آیلتس، وقتی دربارهی چیزی کاملاً ایرانی حرف میزنید (تهدیگ، مانتو، کنکور)، کلمهی فارسی را بگویید و فوراً به انگلیسی توضیح بدهید. این نشانهی مهارت است، نه ضعف.
گروه ۵: عبارتهای ترجمهشدهی روزمره
- موافقم: نه I'm agree، بلکه I agree. agree فعل است، نه صفت.
- به نظر من: نه according to me، بلکه in my opinion یا I think.
- خیلی وقت است ندیدمت: نه It's a long time I don't see you، بلکه I haven't seen you for ages یا Long time no see (محاورهای).
- دستت درد نکند: ترجمهی تحتاللفظی (Don't let your hand hurt) بیمعنی است؛ Thanks so much یا I really appreciate it.
- خسته نباشید: معادل مستقیم ندارد. بسته به موقعیت: Thanks for all your hard work یا You must be tired!
- ببخشید (برای جلب توجه): Excuse me؛ و برای عذرخواهی Sorry. این دو را قاطی نکنید.
چطور این اشتباهها را کنار بگذاریم؟
۱. کلمهی تنها یاد نگیرید، تکه یاد بگیرید
بهجای «medicine = دارو»، بنویسید: take medicine three times a day. بهجای «rain = باران»: heavy rain. وقتی تکهها (chunks) را یاد بگیرید، همنشین درست خودبهخود همراهشان میآید.
۲. از فرهنگ لغت زبانآموز استفاده کنید
فرهنگهای Oxford Learner's و Cambridge برای بسیاری از کلمهها مثال، همنشینها و یادداشت کاربرد دارند. وقتی شک دارید که strong یا heavy، مدخل rain را ببینید.
۳. فهرست شخصی «ترجمهی ممنوع» بسازید
هر اشتباهی که معلم یا ابزار بازخورد گرفت، در یک دفتر بنویسید: شکل غلط، شکل درست و یک جملهی تازه با شکل درست. همین فهرست را با فاصله مرور کنید.
۴. ورودی زیاد
همنشینها با شنیدن و خواندن زیاد جا میافتند. کسی که هر هفته چند ساعت پادکست و متن انگلیسی دنبال میکند، کمکم «حس» میکند که strong rain عجیب است.
۵. در رایتینگ آیلتس با احتیاط
واژهی سادهی درست بهتر از واژهی پیچیدهی غلط است. اگر از همنشینی مطمئن نیستید، سادهترش را بنویسید.
آزمونک
شکل درست را بنویسید:
- I gave my driving test last week.
- Can you borrow me 100,000 tomans?
- The film was so bored that I fell asleep.
- The doctor said me to drink more water.
- There was strong rain all night.
جوابها: ۱. took (یا sat؛ و passed اگر قبول شدید) ۲. lend ۳. boring ۴. told ۵. heavy
ادامه در همین سایت
- دفتر اشتباهها: خطاهای واژگانی شما در درسها و رایتینگ خودکار جمع و با فاصله مرور میشوند.
- دستهی همنشینها: همنشینهای make، do، take و have و همنشینهای قوی سطح پیشرفته.
- جملهچینی: تکههای درست را از متن واقعی نگه دارید.
- رایتینگ: ابزار بازخورد خطاهای رایج فارسیزبانها را با توضیح فارسی نشان میدهد.
منابع
- Nesselhauf (2003), The use of collocations by advanced learners of English and some implications for teaching, Applied Linguistics 24(2)doi.org(در پنجرهی تازه)
- VOA Learning English: End your confusion about borrow and lendlearningenglish.voanews.com(در پنجرهی تازه)
- Oxford Learner's Dictionaries (collocations and usage notes)oxfordlearnersdictionaries.com(در پنجرهی تازه)
- Cambridge Dictionarydictionary.cambridge.org(در پنجرهی تازه)
خواندن کافی نیست؛ حالا تمرینش کن
با تعیین سطح رایگان از همانجایی شروع کن که واقعاً هستی. بعد درسهای کوتاه، مرور واژه و تمرین آزمون، و اولین درسها بدون پرداخت.