reference
UK/ˈrefrəns/
US/ˈrefərəns/
معنی reference به فارسی
۱توصیهنامه یا معرف (تأییدیهی کارفرمای قبلی)
Meaning of reference
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 JOB LETTER noun [C] B2
a letter, or the person who writes it, saying you are suitable for a job
فارسیتوصیهنامه یا معرف (تأییدیهی کارفرمای قبلی)
-
My previous manager has agreed to write me a reference.
مدیر قبلیام قبول کرده برایم یک توصیهنامه بنویسد.
همآیندها collocations- write a reference
- ask for a reference
- a good reference
هممعنی recommendation
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با reference
- reference letter توصیهنامهدانشگاه و پذیرش در خارج
- Could you write me a reference? ممکن است برایم توصیهنامه بنویسید؟دانشگاه و پذیرش در خارج
- reference all your sources همهی منابع را ذکر کنیددانشگاه و پذیرش در خارج
خانوادهی واژه
- refer
- referent