refund
معنی refund به فارسی
۱پس دادن پول؛ بازپرداخت۲بازپرداخت کردن؛ پول را پس دادن
Meaning of refund
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 MONEY BACK noun [C] B1
money that a shop gives back to you when you return something you bought
فارسیپس دادن پول؛ بازپرداخت
-
The shoes were broken, so I asked for a refund.
کفشها خراب بودند، برای همین خواستم پولم را پس بدهند.
همآیندها collocations- ask for a refund
- get a refund
- a full refund
-
-
2 PAY BACK verb [T] B2
to give someone their money back, for example when they return something
فارسیبازپرداخت کردن؛ پول را پس دادن
-
The shop will refund your money if the shirt is too small.
اگر پیراهن خیلی کوچک باشد، فروشگاه پولتان را پس میدهد.
هممعنی repay
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با refund
- Can I get a refund? میتوانم پولم را پس بگیرم؟خرید، قیمت و مرجوعی