خرید، قیمت و مرجوعی
Shopping, prices and returns
این مجموعه واژهها و جملههای لازم برای خرید حضوری و اینترنتی است: سایز، قیمت و تخفیف، پرداخت، ارسال و مرجوعی. جملههای بخش مرجوعی را کامل یاد بگیرید تا در موقع لزوم مؤدبانه ولی روشن حرفتان را بزنید.
-
shopping centre noun phrase
مرکز خرید
املای بریتانیایی centre است؛ در آمریکا shopping center و mall میگویند. با in یا at میآید: at the shopping centre.
We spent the whole afternoon at the shopping centre.
تمام بعدازظهر را در مرکز خرید گذراندیم.
- a big shopping centre
- go to the shopping centre
- a shopping centre car park
-
department store noun phrase B1
فروشگاه بزرگ چندبخشی
هر طبقه یا بخش آن یک department است: the shoe department (بخش کفش). با supermarket (مواد غذایی) فرق دارد.
The department store has everything: clothes, furniture and kitchen things.
فروشگاه بزرگ همهچیز دارد: لباس، مبلمان و وسایل آشپزخانه.
- a large department store
- in a department store
- the shoe department
-
stall noun · /stɔːl/ B1
غرفه یا دکه (در بازار)
stall (غرفهی بازار) با shop (مغازه) فرق دارد، چون دیوار و درِ ثابت ندارد. فعل stall معنای «از کار افتادن موتور» هم دارد.
He sells fruit and vegetables from a stall in the market.
او از یک غرفه در بازار میوه و سبزی میفروشد.
- a market stall
- run a stall
- a food stall
-
charity shop noun phrase B2
فروشگاه خیریه (کالای دستدوم برای کمک به خیریه)
در بریتانیا فروشگاههایی هستند که کالای اهدایی (کتاب، لباس) را ارزان میفروشند و سودش به خیریه میرسد. در آمریکا thrift store میگویند.
I found this jacket in a charity shop for only five pounds.
این ژاکت را در یک فروشگاه خیریه فقط با پنج پوند پیدا کردم.
- a charity shop
- donate clothes to a charity shop
- a charity shop bargain
-
I'm just looking, thank you phrase
فقط دارم نگاه میکنم، ممنون
جواب مؤدبانه به فروشنده وقتی هنوز چیزی نمیخواهید. فروشنده معمولاً میپرسد: «Can I help you?» یا «Are you being served?»
Can I help you? — I'm just looking, thank you.
کمکی از من برمیآید؟ ـ فقط دارم نگاه میکنم، ممنون.
- Can I help you?
- I'll let you know if I need any help
- I'm just browsing
-
fitting room noun phrase
اتاق پرو
در بریتانیا changing room هم میگویند. فروشنده ممکن است تعداد لباسهایی را که با خود میبرید بشمارد.
The fitting rooms are at the back of the shop, next to the shoes.
اتاقهای پرو ته مغازه، کنار کفشها هستند.
- use the fitting room
- queue for the fitting room
- a fitting room attendant
-
Can I try this on? phrase
میتوانم این را بپوشم و ببینم؟
try on جدا میشود و ضمیر بین آن میآید: try it on / try them on. برای کفش هم همین را میگویند.
That blue shirt looks nice. Can I try this on, please?
آن پیراهن آبی قشنگ است. میتوانم این را پرو کنم، لطفاً؟
- Can I try these on?
- Where can I try this on?
- Where are the fitting rooms?
-
Do you have this in a larger size? phrase
این را با سایز بزرگتر دارید؟
in یعنی «در این اندازه / رنگ»: in a larger size, in red. سایزهای لباس در بریتانیا، اروپا و آمریکا یکی نیست؛ جدول اندازه را ببینید.
Do you have this in a larger size? It's a bit tight.
این را با سایز بزرگتر دارید؟ کمی تنگ است.
- Do you have this in a smaller size?
- Do you have this in blue?
- Do you have this in my size?
-
It doesn't fit phrase
اندازهام نیست
fit یعنی «اندازه بودن»؛ suit یعنی «به شخص میآید». یک لباس میتواند fit کند ولی suit نکند. میتوانید بگویید It doesn't fit (me) یا It's not my size.
I like the jacket, but it doesn't fit me around the shoulders.
ژاکت را دوست دارم، ولی دور شانهها اندازهام نیست.
- It doesn't fit me
- It's too tight
- It's too loose
-
Is there a discount for students? phrase
برای دانشجوها تخفیف دارید؟
در خارج از کشور کارت دانشجویی تخفیف زیادی دارد (حملونقل، موزه، بعضی مغازهها). بپرسید؛ ضرر ندارد.
Is there a discount for students? I have my university card with me.
برای دانشجوها تخفیف دارید؟ کارت دانشگاهم همراهم است.
- Is there a student discount?
- Do you give discounts for students?
- Do you have a loyalty card?
-
price tag noun phrase B1
برچسب قیمت
a high price tag بهصورت مجازی هم میآید: «The house comes with a high price tag» (قیمت بالایی دارد). برچسب داخل لباس (جنس و روش شستشو) label نام دارد.
I can't find a price tag on this scarf.
روی این شال برچسب قیمت پیدا نمیکنم.
- check the price tag
- remove the price tag
- a high price tag
-
half price noun phrase
نصف قیمت
بدون «a» میآید: at half price. وقتی قبل از اسم باشد با خط تیره: a half-price ticket.
Everything in the shop is half price this weekend.
این آخر هفته همهچیز مغازه نصف قیمت است.
- at half price
- half-price sale
- half price or less
-
special offer noun phrase B1
پیشنهاد ویژه (تخفیف یا شرایط ویژه)
on special offer = با قیمت کمتر یا شرایط ویژه. کلمهی offer را در «buy one, get one free» (یکی بخر، یکی رایگان بگیر) هم میبینید.
These jackets are on special offer until the end of the month.
این ژاکتها تا پایان ماه با پیشنهاد ویژه عرضه میشوند.
- on special offer
- a special offer
- a special offer ends on Friday
-
reduced adjective · /rɪˈdjuːst/ B1
تخفیفخورده (با قیمت کمشده)
روی برچسبها Reduced یا Reduced to clear دیده میشود. با by مقدار کاهش و با to قیمت جدید را میگوییم: reduced from £50 to £30.
All winter coats are reduced by thirty percent.
همهی کتهای زمستانی سی درصد ارزان شدهاند.
- reduced prices
- reduced by thirty percent
- heavily reduced
-
bargain noun · /ˈbɑːɡɪn/ B1
فرصت خرید ارزان (کالایی با قیمت پایینتر از ارزشش)
اسم مثبت است: a bargain یعنی ارزانتر از ارزشش. فعل bargain یعنی چانه زدن. at a bargain price = با قیمتی مناسب.
At that price, the coat is a real bargain.
با آن قیمت، کت واقعاً خرید ارزانی است.
- a real bargain
- bargain prices
- pick up a bargain
-
overpriced adjective · /ˌəʊvəˈpraɪst/ B2
گرانتر از ارزش واقعی
expensive فقط یعنی گران، ولی overpriced یعنی بیش از ارزشش گران است و حالت انتقادی دارد. ضد آن: good value.
I think these trainers are overpriced for such poor quality.
فکر میکنم این کتانیها با این کیفیت پایین گرانتر از ارزششان هستند.
- wildly overpriced
- grossly overpriced
- overpriced for what you get
-
a good deal noun phrase B1
معاملهی خوب (خرید یا قرارداد بهصرفه)
deal در این معنا شمارشپذیر است. a good deal of ... (مقدار زیادی از ...) ربطی به معنای «معامله» ندارد و بیشتر در نوشتار رسمی دیده میشود.
Two for the price of one is a good deal if you need both.
دو تا به قیمت یکی، اگر هر دو را لازم داشته باشید، معاملهی خوبی است.
- get a good deal
- a great deal
- a fair deal
-
Is that your best price? phrase B1
این کمترین قیمتتان است؟
در بازارهای ترکیه و دبی چانه زدن معمول است؛ در فروشگاههای ثابت بریتانیا معمولاً قیمتها تغییر نمیکنند و این جمله رایج نیست.
It's a nice rug, but is that your best price?
فرش قشنگی است، ولی این کمترین قیمتتان است؟
- Can you do a better price?
- What's the lowest you can go?
- I'll take both if you give me a discount
-
voucher noun · /ˈvaʊtʃə/ B2
بن خرید (کارت یا برگهای که بهجای پول خرج میشود)
گفتار: use a voucher / redeem a voucher (رسمیتر). در آمریکا gift card و coupon هم میگویند. voucher تاریخ انقضا دارد.
I have a voucher for twenty pounds that I got for my birthday.
من یک بن بیستپوندی دارم که برای تولدم گرفتم.
- a gift voucher
- redeem a voucher
- a discount voucher
-
out of stock adjective phrase B1
موجود نیست (در انبار تمام شده)
out of stock و sold out در فروشگاهها معمولاً یک معنا دارند. out of stock بیشتر برای کالای عادی است که ممکن است دوباره بیاید (back in stock)؛ sold out بیشتر برای بلیت و کالای محدود به کار میرود.
I'm sorry, that model is out of stock, but we can order it for you.
متأسفم، آن مدل موجود نیست، ولی میتوانیم برایتان سفارش بدهیم.
- be out of stock
- back in stock
- in stock
-
sold out adjective
فروخته شده (تمام شده)
برای بلیت کنسرت و محصول مشهور هم میگویند. فعل: Tickets sell out quickly. در فروشگاه معمولاً با out of stock هممعنا است، ولی sold out بیشتر برای کالای محدود و پرطرفدار به کار میرود.
The black ones are sold out, but we still have the blue.
مشکیها تمام شدهاند، ولی آبی هنوز داریم.
- sold out online
- sell out quickly
- completely sold out
-
checkout noun · /ˈtʃekaʊt/ B1
صندوق پرداخت (در فروشگاه) یا مرحلهی پرداخت (در سایت)
اسم یک کلمه است: checkout؛ فعل دو کلمه است: check out. در سایتها مرحلهی پرداخت را هم Checkout میگویند. در فروشگاه بریتانیایی گاهی till هم میگویند.
There are only two checkouts open, so the queue is very long.
فقط دو صندوق باز است، پس صف خیلی طولانی است.
- go to the checkout
- at the checkout
- the checkout queue
-
cashier noun · /kæˈʃɪə/ B1
صندوقدار
تکیه روی هجای دوم است: cashier. در بانک teller هم میگویند. با cash (پول نقد) همریشه است.
The cashier asked if I wanted a bag.
صندوقدار پرسید کیسه میخواهم یا نه.
- ask the cashier
- pay the cashier
- a supermarket cashier
-
carrier bag noun phrase B1
کیسهی خرید (پلاستیکی یا کاغذی)
در بریتانیا برای کیسهی پلاستیکی مبلغی میگیرند تا مردم کیسهی استفادهی مجدد (bag for life) بیاورند. در آمریکا shopping bag میگویند.
Would you like a carrier bag? It costs five pence.
کیسه میخواهید؟ پنج پنس است.
- a plastic carrier bag
- a paper carrier bag
- a carrier bag charge
-
Could you gift-wrap it? phrase B1
ممکن است کادوپیچ کنید؟
gift-wrap فعل است و ضمیر آخرش میآید. اسمش gift wrap (کاغذ کادو) است. gift receipt رسیدی بدون قیمت است تا گیرنده بتواند عوضش کند.
Could you gift-wrap it, please? It's a present for my mother.
ممکن است کادوپیچ کنید؟ هدیه برای مادرم است.
- gift-wrapped
- a gift receipt
- a bit of gift wrap
-
add to basket phrase B1
به سبد خرید اضافه کنید
در سایتهای بریتانیایی basket و در آمریکایی cart. بعد از آن روی Checkout میزنید و آدرس و کارت را وارد میکنید.
Choose your size, then click 'Add to basket'.
سایز را انتخاب کنید و بعد روی «افزودن به سبد» بزنید.
- add to basket
- view your basket
- your basket is empty
-
discount code noun phrase B1
کد تخفیف
به آن promo code و voucher code هم میگویند. کد معمولاً تاریخ انقضا دارد: This code has expired.
Enter the discount code when you pay online, and the price will drop.
هنگام پرداخت اینترنتی کد تخفیف را وارد کنید تا قیمت پایین بیاید.
- enter a discount code
- use a promo code
- a valid discount code
-
size chart noun phrase B1
جدول سایزبندی
در خرید اینترنتی بهترین راه برای جلوگیری از مرجوعی است. بریتانیاییها UK 8، اروپاییها EU 42 مینویسند؛ یکی نیست.
Check the size chart before you order, because sizes differ from shop to shop.
قبل از سفارش جدول سایز را نگاه کنید، چون سایزها از مغازهای به مغازهی دیگر فرق دارند.
- check the size chart
- a size chart for women's shoes
- a size guide
-
delivery charge noun phrase B1
هزینهی ارسال
دقت: charge بهصورت اسم یعنی مبلغ و شمارشپذیر است. در آمریکا shipping cost یا shipping fee میگویند.
There's a delivery charge of four pounds for orders under fifty.
برای سفارشهای کمتر از پنجاه (پوند)، چهار پوند هزینهی ارسال دریافت میشود.
- pay a delivery charge
- free delivery on orders over
- no delivery charge
-
next-day delivery noun phrase B1
ارسال روز بعد
با خط تیره میآید: next-day delivery. معمولاً هزینهی بیشتری دارد از standard delivery (ارسال معمولی).
If you order before four o'clock, we offer next-day delivery.
اگر قبل از ساعت چهار سفارش بدهید، ارسال روز بعد داریم.
- next-day delivery
- standard delivery
- express delivery
-
faulty adjective · /ˈfɔːlti/ B2
معیوب (کار نمیکند یا ایراد دارد)
برای دستگاه و کالا: faulty (در آمریکا defective). در بسیاری از کشورها میتوانید کالای معیوب را برگردانید. broken یعنی شکسته.
The hairdryer I bought yesterday is faulty; it keeps switching off.
سشواری که دیروز خریدم معیوب است؛ مدام خاموش میشود.
- a faulty product
- faulty goods
- a faulty charger
-
returns policy noun phrase B1
قوانین بازگرداندن کالا
در انگلیسی بریتانیایی بیشتر returns policy میگویند و در آمریکایی return policy؛ هر دو درست است. معمولاً مدت مجاز، شرایط کالا و روش بازپرداخت را مشخص میکند.
Check the shop's returns policy before you buy something expensive.
قبل از خرید چیز گران، قوانین بازگرداندن کالا را بررسی کنید.
- a flexible returns policy
- the returns policy
- a thirty-day returns policy
-
proof of purchase noun phrase B2
مدرک خرید (رسید یا فاکتور)
شمارشناپذیر است و رسمیتر از receipt است. هر چیزی که ثابت کند آن را از آن مغازه خریدهاید: رسید، ایمیل خرید یا فاکتور.
You will need proof of purchase if you want to return it.
اگر بخواهید برگردانیدش، مدرک خرید لازم دارید.
- show proof of purchase
- keep proof of purchase
- without proof of purchase
-
original packaging noun phrase B2
بستهبندی اصلی
packaging شمارشناپذیر است. بستهی کالا را تا مطمئن شدن از رضایت نگه دارید، چون بدون آن ممکن است مرجوعی را قبول نکنند.
You can only return the item if it's in its original packaging.
فقط وقتی میتوانید کالا را برگردانید که در بستهبندی اصلیاش باشد.
- in the original packaging
- keep the original packaging
- unopened original packaging
-
money-back guarantee noun phrase B2
ضمانت بازگشت پول
با خط تیره میآید. معنیاش با guarantee ساده (ضمانت تعمیر / کیفیت) فرق دارد: در اینجا پول برمیگردد.
The shop offers a thirty-day money-back guarantee if you're not happy.
اگر راضی نباشید، فروشگاه سی روز ضمانت بازگشت پول میدهد.
- a money-back guarantee
- a thirty-day money-back guarantee
- offer a money-back guarantee
-
credit note noun phrase B2
برگهی اعتبار خرید (بهجای پول)
با credit note فقط از همان مغازه میتوانید خرید کنید و پول نقد برنمیگردد. در آمریکا store credit میگویند.
Without a receipt, the shop will only give you a credit note.
بدون رسید، فروشگاه فقط برگهی اعتبار خرید میدهد.
- issue a credit note
- a credit note for twenty pounds
- get a credit note
-
Can I exchange this for a different size? phrase B1
میشود این را با سایز دیگری عوض کنم؟
exchange for یعنی «عوض کردن با». معمولاً رسید و بستهی اصلی را میخواهند. اگر چیز جایگزین میخواهید: exchange, نه return.
Can I exchange this for a different size? It's too big.
میشود این را با سایز دیگری عوض کنم؟ برایم بزرگ است.
- Can I exchange it for a larger size?
- Can I exchange it for something else?
- I'd like to exchange this, please
-
Can I get a refund? phrase B1
میتوانم پولم را پس بگیرم؟
میتوانید آرامتر هم بگویید: «Could I have my money back?» مؤدبانهتر از «Give me my money back» است. a full refund = بازپرداخت کامل.
It doesn't work. Can I get a refund, please?
کار نمیکند. میتوانم پولم را پس بگیرم، لطفاً؟
- I'd like a refund, please
- Could I have my money back?
- Can I get a full refund?