اسپیکینگ
اصطلاحات و اسلنگ پرکاربرد انگلیسی: ۵۰ مورد با معنی، سطح رسمیت و مثال
پنجاه اصطلاح و عبارت محاورهای زندهی انگلیسی (on the same page، hit the books، under the weather…) در پنج موقعیت، با معنی فارسی، برچسب رسمی/غیررسمی، تفاوت بریتانیایی و آمریکایی، مثال اصلی، تمرین و راهنمای استفاده در اسپیکینگ آیلتس.
جواب کوتاه
اصطلاح (idiom) عبارتی است که معنیاش را از جمع معنی کلمههایش نمیشود فهمید؛ مثلاً a piece of cake دربارهی کیک نیست، یعنی «کار خیلی آسان». اسلنگ و عبارتهای محاورهای هم همان گفتار خودمانیاند: gonna، my bad، hang out. این فهرست ۵۰ مورد پرکاربرد را در پنج موقعیت میدهد (موافقت و واکنش، احساس، کار و تلاش، زمان و پول، گپ روزمره). برای هر مورد معنی فارسی، سطح رسمیت و یک مثال هست. ملاک انتخاب این بود که امروز در گفتار و نوشتهی روزمره زنده باشد و در Cambridge Dictionary ثبت شده باشد. مورد کهنه، توهینآمیز یا مشکوک را کنار گذاشتیم. مثالها برای همین مقاله نوشته شدهاند.
برچسبها را چطور بخوانیم؟
- خنثی: در گفتار و نوشتار، با دوست و با مدیر، میشود گفت.
- غیررسمی: در حرف زدن با آشنا و پیام دوستانه خوب است؛ در ایمیل رسمی و مقالهی دانشگاهی جا ندارد. فرهنگها بیشتر موردها را با همین برچسب (informal) نشان میدهند.
- اسلنگ: خودمانیتر از غیررسمی و بیشتر مخصوص گروه و سن خاص؛ فقط وقتی بگویید که مطمئنید.
- BrE / AmE: بریتانیایی / آمریکایی. فهمیدن هر دو لازم است، ولی لازم نیست خودتان همه را بگویید.
دستهی دیگری هم هست: gonna و wanna اصطلاح نیستند، شکل گفتاری going to و want to هستند.
موافقت و واکنش (۱۲ مورد)
- on the same page (خنثی/غیررسمی): همنظر بودن، برداشت یکسان داشتن. Before the meeting, let's make sure we're all on the same page.
- fair enough (غیررسمی، بیشتر بریتانیایی): «قبول؛ حرفت را میفهمم». "I'd rather not go out tonight." "Fair enough."
- spot on (غیررسمی، بریتانیایی): دقیقاً درست. Your guess was spot on.
- Tell me about it! (غیررسمی): «نگو!»، یعنی «من هم دقیقاً همین را تجربه کردهام». درخواست توضیح نیست. "This traffic is terrible." "Tell me about it!"
- You bet. (غیررسمی، بیشتر آمریکایی): «حتماً». "Can you help me move on Saturday?" "You bet."
- Count me in. (غیررسمی): «من هم هستم». "We're going hiking on Friday." "Count me in!"
- No way! (غیررسمی): یا تعجب («باورم نمیشود!») یا رد قاطع («محال است»). Emma got the job? No way!
- no big deal (غیررسمی): مهم نیست. "Sorry I'm late." "No big deal."
- No worries. (غیررسمی): جواب به «ببخشید» یا «ممنون»، یعنی «قابلی ندارد». "Thanks for the lift." "No worries."
- my bad (غیررسمی، بیشتر آمریکایی): «تقصیر من بود». فقط بین آشنا. Oh, my bad. I sent you the wrong file.
- Fingers crossed. (غیررسمی): «امیدوارم»، «دعا کن». I have my interview tomorrow, fingers crossed.
- Bear with me. (خنثی، مؤدب): «کمی صبر کنید». در موقعیت رسمی هم درست است. Bear with me for a moment while I find the file.
احساس و انرژی (۱۰ مورد)
- under the weather (غیررسمی): کسل، نهچندان سرحال (معمولاً بیماری سبک). I'm feeling a bit under the weather today.
- over the moon (غیررسمی، بیشتر بریتانیایی): از خوشحالی روی ابرها. Lucy was over the moon when she passed her driving test.
- on cloud nine (غیررسمی): بینهایت خوشحال. Tom has been on cloud nine since the wedding.
- fed up (with) (غیررسمی): کلافه و خسته از چیزی که زیاد تکرار شده. I'm fed up with this rain.
- stressed out (غیررسمی): پر از استرس. Sarah was completely stressed out before her exams.
- get cold feet (غیررسمی): قبل از کار مهم (ازدواج، سفر، قرارداد) ترسیدن و پا پس کشیدن. He got cold feet and cancelled the trip.
- let off steam / blow off steam (خنثی/غیررسمی): خالی کردن عصبانیت یا انرژی. I go running after work to let off steam.
- can't be bothered (غیررسمی، بریتانیایی): حال و حوصلهی کاری را نداشتن. I can't be bothered to cook tonight.
- knackered (اسلنگ، بریتانیایی): خستهی مرده. I'm knackered; I've been on my feet all day.
- I'm beat. (غیررسمی، بیشتر آمریکایی): خیلی خستهام. I'm beat. I'm going straight to bed.
کار و تلاش (۱۳ مورد)
- a piece of cake (غیررسمی): خیلی آسان. The test was a piece of cake.
- hit the books (غیررسمی، بیشتر آمریکایی): جدی درس خواندن. I can't come out tonight; I need to hit the books.
- call it a day (غیررسمی): کار را برای امروز تمام کردن. We've done enough. Let's call it a day.
- get the hang of (something) (غیررسمی): کمکم دست کار آمدن. You'll get the hang of the new software after a few days.
- pull an all-nighter (غیررسمی): تا صبح بیدار ماندن برای درس یا کار. Mia pulled an all-nighter to finish her essay.
- go the extra mile (خنثی): بیشتر از انتظار تلاش کردن. Good teachers go the extra mile for their students.
- cut corners (خنثی، معمولاً انتقادی): برای صرفهجویی در وقت یا پول، کار را ناقص انجام دادن. The builders cut corners, and now the roof leaks.
- learn the ropes (خنثی/غیررسمی): ریزهکاریهای یک کار را یاد گرفتن. It took Jack a month to learn the ropes at his new job.
- back to square one (خنثی/غیررسمی): برگشتن به نقطهی صفر. The plan failed, so we're back to square one.
- hit the ground running (غیررسمی): از همان روز اول با تمام توان شروع کردن. The new manager hit the ground running.
- touch base (with someone) (غیررسمی، محیط کار): کوتاه تماس گرفتن و خبر گرفتن. I'll touch base with you on Monday to see how it's going.
- keep someone in the loop (خنثی/غیررسمی): کسی را در جریان گذاشتن. Please keep me in the loop about the schedule.
- The ball is in your court. (خنثی): نوبت شماست؛ تصمیم یا اقدام بعدی با شماست. I've sent my offer, so the ball is in your court now.
زمان و پول (۸ مورد)
- once in a blue moon (خنثی/غیررسمی): خیلی بهندرت. I see my cousin once in a blue moon.
- in the nick of time (خنثی): درست لحظهی آخر. We reached the station in the nick of time and caught the last train.
- Time flies. (خنثی): زمان چقدر زود میگذرد. Is it May already? Time flies.
- cost an arm and a leg (غیررسمی): خیلی گران بودن. That coat cost an arm and a leg.
- break the bank (غیررسمی): آنقدر گران بودن که از عهدهاش برنیایی؛ بیشتر در جملهی منفی میآید. Eating out once a week won't break the bank.
- a rip-off (غیررسمی): گرانتر از ارزش واقعی؛ «سرکیسه کردن». Ten pounds for a bottle of water is a rip-off.
- skint (غیررسمی/اسلنگ، بریتانیایی): بیپول، ته جیب. I can't come out; I'm skint until Friday.
- save (money) for a rainy day (خنثی): برای روز مبادا پسانداز کردن. She puts a little aside every month for a rainy day.
گپ روزمره (۷ مورد)
- hang out (غیررسمی): وقت گذراندن با کسی یا در جایی. We usually hang out at Sarah's place after class.
- chill out (غیررسمی/اسلنگ): استراحت و ولگشتن، یا آرام شدن. Let's just chill out at home this weekend. اگر به آدم عصبانی بگویید Chill out!، ممکن است بدتر عصبانی شود.
- gonna, wanna, gotta (غیررسمی): شکل گفتاری going to، want to و got to. I'm gonna call her later. / Do you wanna come? / I gotta go. فقط در گفتار، پیامک و دیالوگ بنویسید.
- break the ice (خنثی): یخ جمع را شکستن، کاری کردن که غریبهها راحتتر شوند. A joke can break the ice at a first meeting.
- catch up (with someone) (خنثی/غیررسمی): خبرها را رد و بدل کردن. Let's get coffee and catch up.
- cheers (غیررسمی): هنگام نوشیدن «به سلامتی»؛ در فرهنگ Cambridge با برچسب بریتانیایی «ممنون» و «خداحافظ» هم هست. "Here's your coffee." "Cheers!"
- mate (غیررسمی، بریتانیایی): «رفیق» هنگام صدا کردن. Have you got the time, mate?
اشتباههای رایج فارسیزبانها
اصطلاح را باید دقیقاً همانطور که هست یاد گرفت. کلمهای اضافه یا عوض کنید، معنی از بین میرود.
- غلط: The exam was piece of cake. (فارسی حرف تعریف ندارد و آن را جا میاندازیم.)
- درست: The exam was a piece of cake.
- غلط: The ball is in your field. (ترجمهی تحتاللفظی؛ میدان نیست، زمین تنیس است.)
- درست: The ball is in your court.
- غلط: I'm fed up from this noise.
- درست: I'm fed up with this noise.
- غلط: I'm gonna to call you. (gonna خودش going to است.)
- درست: I'm gonna call you.
یک اشتباه دیگر وارونه است: اصطلاح فارسی را کلمهبهکلمه به انگلیسی ببرید. «دستت درد نکند» را نمیشود لفظی ترجمه کرد؛ معادلش Thanks a lot است. معادل را بگیرید، نه تکتک کلمهها را.
چه وقت اسلنگ نگوییم؟
در ایمیل رسمی، نامهی اداری و رایتینگ آیلتس یا تافل، لحن باید رسمی یا نیمهرسمی بماند. gonna، a piece of cake و cost an arm and a leg در آنها جا ندارند؛ بهجایشان going to، straightforward و very expensive بنویسید. اصطلاحهایی که در نوشتار رسمی جا دارند محدودند و در درس اصطلاحهای نوشتار رسمی جدا آمدهاند. در گفتار هم ملاک موقعیت است: با همکار و غریبه no worries مشکلی ندارد، ولی my bad در گزارش به مشتری بیملاحظه است.
اصطلاح در اسپیکینگ آیلتس
IELTS در مقالهی رسمی خودش میگوید از باند ۷ به بالا در معیار Lexical Resource انتظار میرود «تا حدی از واژهی کمکاربردتر و اصطلاحی» استفاده کنید، با چند انتخاب نامناسب. همان مقاله سه هشدار دارد: زیادهروی نکنید، اصطلاح باید با موضوع بخواند، و اصطلاحهای دمدستیِ تکراری که ساختگی به گوش میرسند را کنار بگذارید. یک اصطلاح درست و جاافتاده در جواب بهتر از پنج اصطلاح فرو کرده در جملههاست. توصیهی عملی: از این فهرست ده مورد را انتخاب کنید که واقعاً شبیه حرف زدن خودتان است، هرکدام را در سه جملهی خودتان بگویید و ضبط کنید. برای ادامهی این مسیر به اسپیکینگ آیلتس پارت ۱ و ۳ هم سر بزنید.
تمرین
جای خالی را با یکی از اینها پر کنید: once in a blue moon، under the weather، break the ice، a rip-off، hit the books، in the loop.
- I stayed home because I felt a bit ___.
- Twenty pounds for a sandwich? That's ___.
- We only meet ___, maybe twice a year.
- Please keep me ___ about any changes.
- I'm going to ___ tonight; my exam is on Monday.
- She told a funny story to ___ at the start of the meeting.
جوابها: ۱. under the weather ۲. a rip-off ۳. once in a blue moon ۴. in the loop ۵. hit the books ۶. break the ice
ادامه در همین سایت
- ۵۰ phrasal verb پرکاربرد: hang out و catch up در واقع فعل دوکلمهایاند؛ پنجاه نمونهی دیگر از این خانواده آنجا آمده است.
- اصطلاحها و تکههای طبیعی برای Speaking: مجموعهی واژه برای مرور فاصلهدار.
- اصطلاحها: احساسات و حالوهوا: اصطلاحهای بخش احساس را عمیقتر تمرین کنید.
- اصطلاح در Speaking: کی بله، کی نه: درس تصمیمگیری دربارهی جای اصطلاح در جواب آیلتس.
- کار و تلاش: هشت اصطلاح: درس اصطلاحهای کار با تمرین.
منابع
- IELTS: How to use idioms in the IELTS Speaking testielts.org(در پنجرهی تازه)
- Cambridge Dictionary: cheers (senses and UK/informal labels)dictionary.cambridge.org(در پنجرهی تازه)
- Cambridge Dictionary: gonnadictionary.cambridge.org(در پنجرهی تازه)
- Cambridge Dictionary: hit the booksdictionary.cambridge.org(در پنجرهی تازه)
خواندن کافی نیست؛ حالا تمرینش کن
با تعیین سطح رایگان از همانجایی شروع کن که واقعاً هستی. بعد درسهای کوتاه، مرور واژه و تمرین آزمون، و اولین درسها بدون پرداخت.