اسپیکینگپیشنویس در حال بازبینی
۵۰ phrasal verb پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال
فهرست ۵۰ phrasal verb پرکاربرد انگلیسی در چهار دستهی زندگی روزمره، کار و درس، روابط و مشکلات؛ هرکدام با معنی فارسی، جملهی نمونهی تازه، علامت جداشدنی بودن، و یک برنامهی پنجهفتهای و آزمونک برای یادگیری.
این فهرست چطور انتخاب شده؟
این ۵۰ phrasal verb پرکاربرد را بر اساس دو معیار انتخاب کردهایم: بسامد (ترکیبهایی که در فهرستهای پژوهشی مثل PHaVE و کار Gardner و Davies بالا آمدهاند) و کاربرد برای زبانآموز ایرانی در مکالمه، سریال، پادکست و اسپیکینگ آیلتس. ترتیب فهرست بر اساس موقعیت است، نه بسامد دقیق. همهی جملههای نمونه را خودمان نوشتهایم.
اگر هنوز نمیدانید phrasal verb چیست یا چرا ضمیر باید وسط بیاید، اول مقالهی «phrasal verb چیست و چطور یادش بگیریم؟» را بخوانید.
راهنمای علامت: «(ج)» یعنی جداشدنی است و مفعول میتواند وسط بیاید؛ اگر مفعول ضمیر باشد، باید وسط بیاید: turn it off، نه turn off it.
دستهی ۱: زندگی روزمره (۱۱ فعل)
- ۱. wake up — بیدار شدن: I usually wake up before my alarm goes off. (معمولاً قبل از اینکه زنگ ساعت به صدا دربیاید بیدار میشوم.)
- ۲. get up — از جا بلند شدن، از رختخواب درآمدن: I woke up at six but didn't get up until seven. (ساعت شش بیدار شدم ولی تا هفت از جا بلند نشدم.)
- ۳. put on (ج) — پوشیدن: Put your coat on; it's freezing outside. (کتت را بپوش؛ بیرون یخبندان است.)
- ۴. take off (ج) — درآوردن لباس؛ برخاستن هواپیما: Please take your shoes off at the door. (لطفاً کفشهایت را دم در دربیاور.)
- ۵. turn on (ج) — روشن کردن: Can you turn on the heater? (میشود بخاری را روشن کنی؟)
- ۶. turn off (ج) — خاموش کردن: Don't forget to turn the lights off. (یادت نرود چراغها را خاموش کنی.)
- ۷. turn down (ج) — کم کردن صدا؛ رد کردن پیشنهاد: She turned down the job because of the long commute. (به خاطر رفتوآمد طولانی، آن شغل را رد کرد.)
- ۸. look for — دنبال چیزی گشتن: I'm looking for a cheaper flat near the university. (دنبال یک آپارتمان ارزانتر نزدیک دانشگاه هستم.)
- ۹. eat out — بیرون غذا خوردن: We eat out about once a month. (تقریباً ماهی یک بار بیرون غذا میخوریم.)
- ۱۰. go out — بیرون رفتن (برای تفریح): Are you going out tonight? (امشب بیرون میروی؟)
- ۱۱. hang out — وقت گذراندن (غیررسمی): At weekends I hang out with my cousins. (آخر هفتهها با پسرخالهها و دخترخالههایم وقت میگذرانم.)
دستهی ۲: کار و درس (۱۶ فعل)
- ۱۲. find out (ج) — فهمیدن، کشف کردن (اطلاعات): I found out that the exam had been moved. (فهمیدم امتحان جابهجا شده است.)
- ۱۳. work out (ج) — حل کردن، فهمیدن؛ ورزش کردن: It took me an hour to work out the answer. (یک ساعت طول کشید تا جواب را پیدا کنم.)
- ۱۴. figure out (ج) — سر درآوردن، فهمیدن: I can't figure out how this app works. (نمیتوانم سر دربیاورم این برنامه چطور کار میکند.)
- ۱۵. carry out (ج) — انجام دادن (پژوهش، آزمایش، دستور): The team carried out a survey of 500 students. (گروه یک نظرسنجی از ۵۰۰ دانشجو انجام داد.)
- ۱۶. set up (ج) — راه انداختن، برپا کردن: She set up her own online shop last year. (پارسال فروشگاه اینترنتی خودش را راه انداخت.)
- ۱۷. fill in (ج) — پر کردن فرم (در آمریکایی بیشتر fill out): Please fill in this form and sign it. (لطفاً این فرم را پر و امضا کنید.)
- ۱۸. hand in (ج) — تحویل دادن (تکلیف، گزارش): We have to hand in the report by Friday. (باید گزارش را تا جمعه تحویل بدهیم.)
- ۱۹. look up (ج) — جستوجو کردن (در فرهنگ لغت یا اینترنت): If you don't know a word, look it up. (اگر واژهای را نمیدانی، معنیاش را پیدا کن.)
- ۲۰. go over — مرور کردن، بازبینی کردن: Let's go over the main points again. (بیایید نکتههای اصلی را دوباره مرور کنیم.)
- ۲۱. catch up (with) — به دیگران رسیدن، عقبافتادگی را جبران کردن: I missed two classes, so I need to catch up. (دو جلسه غیبت داشتم، پس باید عقبافتادگی را جبران کنم.)
- ۲۲. fall behind — عقب افتادن: If you skip reviews, you'll fall behind quickly. (اگر مرورها را جا بیندازی، زود عقب میافتی.)
- ۲۳. point out (ج) — اشاره کردن، گوشزد کردن: My teacher pointed out a mistake in my conclusion. (معلمم به یک اشتباه در نتیجهگیریام اشاره کرد.)
- ۲۴. come up with — به فکر رسیدن (ایده یا راهحل): We need to come up with a better plan. (باید یک برنامهی بهتر پیدا کنیم.)
- ۲۵. put off (ج) — عقب انداختن: Stop putting it off and start today. (عقبش نینداز و از امروز شروع کن.)
- ۲۶. call off (ج) — لغو کردن: The match was called off because of the storm. (مسابقه به خاطر طوفان لغو شد.)
- ۲۷. take over (ج) — مسئولیت یا کنترل چیزی را به دست گرفتن: A new manager took over the department in May. (یک مدیر تازه در ماه مه ادارهی بخش را به دست گرفت.)
دستهی ۳: روابط و آدمها (۱۰ فعل)
- ۲۸. get along (with) — کنار آمدن، رابطهی خوب داشتن: I get along well with my flatmates. (با همخانهایهایم خوب کنار میآیم.)
- ۲۹. fall out (with) — قهر کردن، دعوا کردن و رابطه را به هم زدن: He fell out with his brother over money. (سر پول با برادرش قهر کرد.)
- ۳۰. make up — آشتی کردن: They argued but made up the next day. (دعوا کردند ولی فردایش آشتی کردند.)
- ۳۱. look after — مراقبت کردن: Who looks after your kids when you're at work? (وقتی سر کاری، چه کسی از بچههایت مراقبت میکند؟)
- ۳۲. bring up (ج) — بزرگ کردن (بچه)؛ مطرح کردن (موضوع): She brought up an interesting point in the meeting. (در جلسه نکتهی جالبی را مطرح کرد.)
- ۳۳. grow up — بزرگ شدن: I grew up in a small town near Shiraz. (در شهر کوچکی نزدیک شیراز بزرگ شدم.)
- ۳۴. get together — دور هم جمع شدن: Our family gets together every Nowruz. (خانوادهی ما هر نوروز دور هم جمع میشود.)
- ۳۵. let down (ج) — ناامید کردن، زیر قول زدن: I promised to help, and I won't let you down. (قول دادم کمک کنم و ناامیدت نمیکنم.)
- ۳۶. count on — روی کسی حساب کردن: You can always count on her in a crisis. (در بحران همیشه میتوانی رویش حساب کنی.)
- ۳۷. look up to — به کسی احترام گذاشتن و او را الگو دانستن: I've always looked up to my grandfather. (همیشه پدربزرگم را الگوی خودم دانستهام.)
دستهی ۴: مشکلات، احساس و تغییر (۱۳ فعل)
- ۳۸. give up (ج) — دست کشیدن، ترک کردن: Don't give up after one bad test. (بعد از یک آزمون بد، دست نکش.)
- ۳۹. run out (of) — تمام شدن، کم آوردن: We've run out of bread. (نانمان تمام شده است.)
- ۴۰. break down — خراب شدن (دستگاه)؛ از نظر عاطفی فروریختن: Our car broke down on the way to Isfahan. (ماشینمان در راه اصفهان خراب شد.)
- ۴۱. put up with — تحمل کردن: I can't put up with this noise any longer. (دیگر نمیتوانم این سروصدا را تحمل کنم.)
- ۴۲. calm down (ج) — آرام شدن، آرام کردن: Calm down and read the question again. (آرام باش و سؤال را دوباره بخوان.)
- ۴۳. sort out (ج) — حل و فصل کردن، مرتب کردن: I'll sort out the problem with the bank tomorrow. (فردا مشکل بانک را حل میکنم.)
- ۴۴. go through — از سر گذراندن (تجربهی سخت)؛ با دقت بررسی کردن: She went through a difficult period after the move. (بعد از جابهجایی دورهی سختی را گذراند.)
- ۴۵. get over — کنار آمدن با چیزی، بهبود یافتن: It took him months to get over the flu. (ماهها طول کشید تا آنفلوانزایش خوب شود.)
- ۴۶. look forward to — مشتاقانه منتظر بودن (بعدش اسم یا فعل با -ing): I'm looking forward to seeing you. (مشتاق دیدنت هستم.)
- ۴۷. cut down (on) — کم کردن مصرف: I'm trying to cut down on sugar. (دارم سعی میکنم شکر کمتری بخورم.)
- ۴۸. end up — سر از جایی درآوردن، در نهایت به جایی رسیدن: We got lost and ended up in a tiny village. (گم شدیم و آخرش سر از یک روستای کوچک درآوردیم.)
- ۴۹. pick up (ج) — برداشتن؛ دنبال کسی رفتن؛ کمکم یاد گرفتن: I'll pick you up at eight. / She picked up some Turkish on holiday. (ساعت هشت دنبالت میآیم. / در سفر کمی ترکی یاد گرفت.)
- ۵۰. cheer up (ج) — سرحال آمدن، سرحال آوردن: This song always cheers me up. (این آهنگ همیشه حالم را خوب میکند.)
چند نکتهی گرامری که از این فهرست بیرون میآید
- ضمیر وسط: turn it off، pick you up، let you down. در فعلهایی که «(ج)» ندارند، مفعول همیشه بعد از ذره است: look after them، نه look them after.
- سهجزئیها جدا نمیشوند: put up with it، run out of time، come up with an idea.
- زمان فعل روی بخش فعلی است: woke up، gave up، brought up، went through. ذره هیچوقت تغییر نمیکند.
- look forward to + -ing: خطای پرتکرار فارسیزبانها نوشتن look forward to see you است. to اینجا حرف اضافه است، پس seeing.
- لحن: hang out و figure out محاورهایاند. در رایتینگ رسمی، spend time with و determine مناسبترند. ولی carry out و set up در نوشتار رسمی هم رایجاند.
برنامهی پنجهفتهای
- هفتهی ۱: دستهی ۱ (۱۱ فعل). هر شب روتین روزانهتان را با همین فعلها بلند تعریف کنید.
- هفتهی ۲: نیمهی اول دستهی ۲ (فعل ۱۲ تا ۱۹). دربارهی کار یا درستان یک پاراگراف بنویسید.
- هفتهی ۳: بقیهی دستهی ۲ (فعل ۲۰ تا ۲۷). یک پروژهی واقعی را با این فعلها توصیف کنید.
- هفتهی ۴: دستهی ۳. دربارهی یک دوست یا عضو خانواده دو دقیقه صحبت و ضبط کنید؛ این تمرین برای بخش ۲ اسپیکینگ آیلتس هم مفید است.
- هفتهی ۵: دستهی ۴ و مرور کل فهرست با کارتهای مرور فاصلهدار.
هر روز فقط ۱۰ تا ۱۵ دقیقه کافی است، به شرط اینکه مرور را جا نیندازید.
آزمونک: جای خالی را پر کنید
- The meeting was ___ because the manager was ill. (لغو شد)
- I need to ___ how much the course costs. (بفهمم)
- We've ___ milk again! (تمام کردهایم)
- He ___ in Tabriz and moved to Tehran at eighteen. (بزرگ شد)
- Please ___ your phones before the exam starts. (خاموش کنید)
- I'm really looking forward to ___ my results. (دیدن)
جوابها: ۱. called off ۲. find out ۳. run out of ۴. grew up ۵. turn off ۶. seeing
اگر در سؤال ۶ نوشتید see، دوباره نکتهی look forward to را بخوانید.
ادامه در همین سایت
- درسهای phrasal verb: فعلها بر اساس معنای ذره، با تمرین تولیدی و بازخورد.
- دستهی واژهی phrasal verbهای B1 و مرور روزانه: همین نوع کارتها با زمانبندی خودکار.
- سایهگویی: جملههای نمونه را با آهنگ طبیعی تکرار کنید تا ذرههای بیتکیه را هم بشنوید.
- اسپیکینگ: ترکیبهای تازه را در جوابهای واقعی به کار ببرید.
منابع
- Garnier & Schmitt (2015), The PHaVE List, Language Teaching Research 19(6)doi.org(در پنجرهی تازه)
- The PHaVE List Users' Manual (Garnier & Schmitt)meyda.education.gov.il(در پنجرهی تازه)
- Gardner & Davies (2007), Pointing out frequent phrasal verbs, TESOL Quarterly 41(2)doi.org(در پنجرهی تازه)
- Cambridge Dictionary (for checking meanings and examples)dictionary.cambridge.org(در پنجرهی تازه)
خواندن کافی نیست؛ حالا تمرینش کن
با تعیین سطح رایگان از همانجایی شروع کن که واقعاً هستی. بعد درسهای کوتاه، مرور واژه و تمرین آزمون، و اولین درسها بدون پرداخت.