اصطلاحها و لحن (B2)
کار و تلاش: هشت اصطلاح برای پروژهی سنگین
Work and effort: eight idioms for a heavy project
هشت اصطلاح دربارهی شروع کار، سهم هر نفر، تلاش، خستگی و سرسریکاری: pull your weight، put in the hours، hit the books، bite off more than you can chew، run out of steam، get the ball rolling، call it a day و cut corners. در گفتوگوی دو همکلاسی روی یک پروژه میبینیشان و با تمرین به کار میبری.
گام ۱ از ۴
اصطلاحهای کار: شروع، تلاش، حد توان، تمام کردن
این هشت اصطلاح دور کار و تلاش میچرخند: شروع کردن (get the ball rolling، hit the books)، سهم و زحمت (pull your weight، put in the hours)، رسیدن به حد توان (bite off more than you can chew، run out of steam)، تمام کردن (call it a day) و کیفیت پایین (cut corners). هر اصطلاح یک تکهی ثابت است و معنیاش از تکتک کلمهها درنمیآید.
- Who wants to get the ball rolling with the first question?چه کسی میخواهد با اولین سؤال بحث را شروع کند؟
- It's six o'clock, so let's call it a day.ساعت شش است، پس برای امروز تمامش کنیم.
گام ۲ از ۴
هشت اصطلاح این درس
| اصطلاح | معنی | مثال |
|---|---|---|
| pull your weight | سهم خودت را از کار انجام دادن | My brother never pulls his weight when we clean the flat. |
| put in the hours | ساعتها وقت و زحمت گذاشتن تا نتیجه بگیری | She put in the hours every evening and passed her driving test. |
| hit the books | جدی سراغ درس خواندن رفتن | I'm going to hit the books right after dinner. |
| bite off more than you can chew | بیش از توانت قبول کردن؛ لقمهی بزرگتر از دهان برداشتن | He started three courses at once and bit off more than he could chew. |
| run out of steam | نفس کم آوردن؛ انرژی و انگیزهی ادامه را از دست دادن | The campaign ran out of steam after the first month. |
| get the ball rolling | کار را راه انداختن تا دیگران ادامه دهند | Let me get the ball rolling by sharing my ideas. |
| call it a day | برای امروز کار را تمام کردن | We've done enough for now, so we can call it a day. |
| cut corners | کار را سرسری انجام دادن؛ کیفیت یا ایمنی را فدای صرفهجویی کردن | Never cut corners when you repair the brakes of a bike. |
گام ۳ از ۴
نکتهی لحن
hit the books و call it a day غیررسمیاند و جایشان گفتار است؛ hit the books بیشتر دانشجویی و کمی آمریکایی است. شش اصطلاح دیگر لحن خنثی دارند و گاهی در متنهای معمولی و خبری هم میآیند، ولی در نوشتن رسمی (مثل گزارش Task ۱ آیلتس) اصطلاح نیاور. cut corners همیشه منفی است و دربارهی کیفیت پایین یا خطر ایمنی میآید. اصطلاحها را پشتسرهم نیاور: در یک جواب Speaking یک اصطلاحِ درستجا کافی است، و اصطلاحی را که معنی و شکلش را دقیق نمیدانی نگو.
گام ۴ از ۴
شکل ثابت: مفرد، جمع و حرف اضافه
weight مفرد است و حتی وقتی فاعل چند نفر است مفرد میماند: They pull their weight، نه weights. corners جمع است: cut corners. بعد از out of اسم میآید: run out of steam. «از» فارسی در اینجا of میشود، نه from. در call it a day هر سه کلمه ثابتاند: نه call the day و نه call it day.
متن شنیداری: A long evening on the project
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Grace: Daniel, we have only two weeks for this project. Who will get the ball rolling? Daniel: I will. I'm free tonight, so I'll hit the books and read all the background material. Grace: Great. Last time Jack didn't pull his weight, and we had to finish his part. Daniel: This time everyone will pull their weight. But I think we've bitten off more than we can chew. Grace: Maybe. If we put in the hours this weekend, we can still do it. Daniel: Agreed. We mustn't cut corners on the research, though. Grace: It's nearly ten o'clock, and I'm running out of steam. Daniel: Me too. Let's call it a day and start again tomorrow. Grace: Good idea. At least we got the ball rolling tonight.
ترجمهی فارسی
گریس: دنیل، فقط دو هفته برای این پروژه وقت داریم. چه کسی کار را راه میاندازد؟ دنیل: من. امشب آزادم، پس مینشینم به درس خواندنِ جدی و همهی مطالب پایه را میخوانم. گریس: عالی. دفعهی قبل جک سهم خودش را انجام نداد و ما مجبور شدیم بخش او را تمام کنیم. دنیل: این بار همه سهم خودشان را انجام میدهند. ولی فکر میکنم لقمهی بزرگتر از دهانمان برداشتهایم. گریس: شاید. اگر آخر هفته حسابی وقت بگذاریم، باز هم میتوانیم از پسش بربیاییم. دنیل: موافقم. ولی نباید در تحقیق سرسری عمل کنیم. گریس: ساعت نزدیک ده است و دارم نفس کم میآورم. دنیل: من هم. بیا برای امشب تمامش کنیم و فردا دوباره شروع کنیم. گریس: فکر خوبی است. دستکم امشب کار را راه انداختیم.
درسهای این بخش: اصطلاحها و لحن (B2)
- حالودل: هشت اصطلاح برای احساسها
- کار و تلاش: هشت اصطلاح برای پروژهی سنگین
- پول و ارزش: هشت اصطلاح برای قیمت و خرج
- زبان رسمی: هشت کلمه برای ایمیل و اطلاعیه
واژههای بیشتر میخواهی؟
واژههای این موضوع را با معنی فارسی، جملهی نمونه و مرور فاصلهدار در بخش «واژهها» داری؛ هر روز چند واژهی تازه و مرور واژههای قبلی.
- اصطلاحها: کار و تلاش ۳۳ واژه · B2 ویژهی مشترکان