اصطلاحها و لحن (B2)
زبان رسمی: هشت کلمه برای ایمیل و اطلاعیه
Formal register: eight words for emails and notices
هشت کلمهی رسمی و جفت روزمرهی هرکدام: obtain (get)، purchase (buy)، assist (help)، require (need)، commence (start)، inform (tell)، subsequently (later) و reimburse (pay back). یک پیامِ خودمانی را به ایمیل رسمی تبدیل میکنی و یاد میگیری هر کلمه را کجا بگویی.
گام ۱ از ۴
هر کلمهی رسمی یک جفت روزمره دارد
در انگلیسی برای بسیاری از کارها دو کلمه داریم: یکی روزمره (get، buy، help) و یکی رسمی (obtain، purchase، assist). معنی یکی است، فقط موقعیتش فرق دارد. رسمی را در ایمیل به مدیر، درخواستنامه، قرارداد و اطلاعیه مینویسیم و روزمره را در حرف زدن و پیام به دوست. فارسی هم همین دوگانگی را دارد: «خریداری کردن» رسمی است و «خریدن» روزمره.
- Casual: I need a form, so I'll get one tomorrow.خودمانی: یک فرم لازم دارم، پس فردا یکی میگیرم.
- Formal: I require a form, which I will obtain tomorrow.رسمی: به یک فرم نیاز دارم که فردا تهیه خواهم کرد.
گام ۲ از ۴
هشت کلمهی رسمی و جفت روزمرهشان
| رسمی (روزمره) | معنی | مثال رسمی |
|---|---|---|
| obtain (get) | به دست آوردن؛ تهیه کردن (مجوز، اطلاعات) | Applicants must obtain a permit from the council. |
| purchase (buy) | خریداری کردن | Tickets can be purchased online. |
| assist (help) | کمک کردن؛ یاری رساندن | A member of staff will assist you with your luggage. |
| require (need) | نیاز داشتن؛ لازم داشتن؛ الزام کردن | This job requires two years of experience. |
| commence (start) | آغاز شدن؛ آغاز کردن | The building work will commence in March. |
| inform (tell) | اطلاع دادن؛ آگاه کردن | Please inform us of any change to your address. |
| subsequently (later) | پس از آن؛ بعداً (در گزارش رویدادهای گذشته) | He joined the firm in 2018 and subsequently became a manager. |
| reimburse (pay back) | هزینهی خرجشده را بازپرداخت کردن | The company will reimburse you for all travel costs. |
گام ۳ از ۴
نکتهی لحن
کلمهی رسمی بهتر از کلمهی روزمره نیست؛ فقط برای موقعیت دیگری است. در گفتار با کلمهی رسمی زیادی اداری به نظر میرسی: The film commences at nine عجیب است؛ بگو The film starts at nine. قاطی کردن دو لحن در یک پیام هم ناجور است، مثل اینکه در ایمیل رسمی بنویسی Tell me ASAP. subsequently بیشتر در گزارش رویدادهای گذشته (خبر، تاریخچه) و گاهی در برنامهی رسمیِ آینده میآید؛ در گفتار بگو then یا later. فقط اسم purchase (my latest purchase) در گفتار هم رایج است.
گام ۴ از ۴
ساختار جمله با این فعلها
inform شخص را مستقیم میگیرد: inform him that ...؛ inform that یا inform to him غلط است (احتمالاً از «به» در «به او اطلاع دادن» میآید، ولی inform حرف اضافه نمیگیرد). assist someone with something یا assist someone in doing something؛ assist for غلط است. require در قانون و مقررات اغلب مجهول میآید: You are required to show ID. reimburse را با شخص و for بساز: reimburse you for the cost. با obtain، از کجا گرفتن با from میآید: obtain permission from the manager.
متن شنیداری: From a text message to a formal email
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Emma: I'm emailing Mr Clarke about the conference, but my draft sounds like a text message. Tom: Read it to me. Emma: "I need a visa. I'll buy the tickets tomorrow. Can you help? Tell me when it starts. Later, please pay me back for the trip." Tom: Too casual! Try this: "I require a visa, and I will purchase the tickets tomorrow." Emma: Better. "Could you assist me with the visa form? Please inform me when the conference will commence." Tom: Nice. Add: "I will obtain the documents this week and subsequently send them to you." Emma: And "Please reimburse my travel costs." Tom: Perfect. In the corridor, don't say "assist" or "inform." Just say, "Can you help me? Tell me when you know." Emma: Right. Formal words are for writing, everyday words for speaking.
ترجمهی فارسی
اما: دارم دربارهی کنفرانس به آقای کلارک ایمیل مینویسم، ولی پیشنویسم شبیه پیامک است. تام: برایم بخوانش. اما: «ویزا لازم دارم. بلیتها را فردا میخرم. میتوانی کمک کنی؟ بگو کنفرانس کی شروع میشود. بعداً هم هزینهی سفر را به من پس بده.» تام: خیلی خودمانی است! اینطور بنویس: «به ویزا نیاز دارم و بلیتها را فردا خریداری خواهم کرد.» اما: بهتر شد. «آیا میتوانید در تکمیل فرم ویزا مرا یاری کنید؟ لطفاً اطلاع دهید کنفرانس چه زمانی آغاز میشود.» تام: عالی. حالا اضافه کن: «مدارک را این هفته تهیه میکنم و پس از آن برایتان میفرستم.» اما: و «لطفاً هزینههای سفرم را بازپرداخت کنید.» تام: کامل شد. ولی در راهرو «یاری» و «اطلاع» نگو. فقط بگو: «کمکم میکنی؟ هر وقت فهمیدی بگو.» اما: درست است. کلمههای رسمی برای نوشتناند و کلمههای روزمره برای حرف زدن.
درسهای این بخش: اصطلاحها و لحن (B2)
- حالودل: هشت اصطلاح برای احساسها
- کار و تلاش: هشت اصطلاح برای پروژهی سنگین
- پول و ارزش: هشت اصطلاح برای قیمت و خرج
- زبان رسمی: هشت کلمه برای ایمیل و اطلاعیه
واژههای بیشتر میخواهی؟
واژههای این موضوع را با معنی فارسی، جملهی نمونه و مرور فاصلهدار در بخش «واژهها» داری؛ هر روز چند واژهی تازه و مرور واژههای قبلی.
- معادل رسمی و غیررسمی: obtain یا get؟ purchase یا buy؟ ۲۸ واژه · B2 ویژهی مشترکان