اصطلاح‌ها و لحن (B2)

حال‌ودل: هشت اصطلاح برای احساس‌ها

Feelings: eight idioms for how you feel

هشت اصطلاح برای شادی، دلگیری، اضطراب و خونسردی: over the moon، on top of the world، feel blue، on edge، butterflies in my stomach، keep your cool، fed up و pull yourself together. در یک گفت‌وگوی قبل و بعد از امتحان می‌بینی‌شان، لحن هرکدام را می‌شناسی و با تمرین به کار می‌بری.

B2سطح
واژگانمهارت
۱۰′دقیقه
۱۸تمرین

گام ۱ از ۴

اصطلاح یعنی یک تکه‌ی ثابت

معنی اصطلاح از معنی تک‌تک کلمه‌ها درنمی‌آید: over the moon یعنی «بی‌اندازه خوشحال»، نه «بالای ماه». شکل اصطلاح هم ثابت است و کلمه‌هایش را نمی‌شود عوض کرد. این هشت اصطلاح درباره‌ی حال‌ودل‌اند. بیشترشان را فقط باید بشناسی و بفهمی؛ در حرف زدن هم یکی دو اصطلاحِ درست‌جا از چند اصطلاح پشت‌سرهم بهتر است.

  • My sister was over the moon when she got the keys to her first flat.خواهرم وقتی کلید اولین آپارتمانش را گرفت بی‌اندازه خوشحال شد.
  • Everyone felt on edge while we waited for the doctor.همه موقع انتظار برای دکتر مضطرب بودند.

گام ۲ از ۴

هشت اصطلاح این درس

اصطلاحمعنیمثال
over the moonبی‌اندازه خوشحال (بعد از یک خبر یا اتفاق خوب)Lucy was over the moon about her new puppy.
on top of the worldحال عالی و سرحال؛ احساس اینکه دنیا دست توستAfter a week by the sea, I felt on top of the world.
feel blueدلگیر بودن؛ غمِ سبک و گذراI always feel blue when the weather is grey.
on edgeمضطرب و بی‌قرارThe whole team was on edge before the match.
butterflies in my stomachدلشوره‌ی هیجان‌انگیز پیش از یک اتفاق مهمI get butterflies in my stomach before a long trip.
keep your coolخونسردی‌ات را حفظ کردنPilots must keep their cool in an emergency.
fed upکلافه و خسته از چیزی که زیادی طول کشیدهI'm fed up with the traffic in this city.
pull yourself togetherبه خودت مسلط شو؛ خودت را جمع‌وجور کنHe told himself to pull himself together and finish the report.

گام ۳ از ۴

نکته‌ی لحن

این اصطلاح‌ها محاوره‌ای‌اند و جایشان گفتار و گفت‌وگوی دوستانه است. در نوشتن رسمی، مثل گزارش یا ایمیل اداری، جایی ندارند. فقط on edge و butterflies in my stomach لحن خنثی‌تری دارند. در Speaking یکی دو اصطلاح درست‌جا بهتر از چند اصطلاح پشت‌سرهم است. pull yourself together را به کسی که واقعاً ناراحت است نگو؛ سرد و بی‌رحمانه به نظر می‌رسد. بیشتر برای خودت یا دوستی نزدیک و با لحن مهربان مناسب است. feel blue هم غمِ سبک است، نه افسردگی جدی.

گام ۴ از ۴

شکل ثابت اصطلاح‌ها

butterflies همیشه جمع است. on edge بدون the می‌آید؛ on the edge یعنی «لبه‌ی» چیزی. در keep your cool کلمه‌ی your با شخص عوض می‌شود: keep my cool، keep his cool، و ضدش lose your cool است. بعد از fed up معمولاً with می‌آید؛ در انگلیسی بریتانیایی of هم رایج است.

متن شنیداری: Before and after the exam

نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)

Emma: Tom, you look pale. Are you nervous about the exam? Tom: A bit. I've got butterflies in my stomach, and I've felt on edge all week. Emma: Come on, pull yourself together. You know this material well. Tom: I know. I'm just fed up with waiting in this corridor. Emma: Try to keep your cool. They will call us in five minutes. Tom: Well, the exam is finished! How do you feel? Emma: I'm over the moon. If it had gone badly, I would have felt blue all weekend. Tom: Same here. The butterflies in my stomach are gone, and I'm on top of the world! Emma: You kept your cool in there, Tom. Tom: Only because you made me pull myself together!

ترجمه‌ی فارسی

اما: تام، رنگت پریده است. از امتحان استرس داری؟ تام: کمی. دلم شور می‌زند و تمام این هفته مضطرب بوده‌ام. اما: بیا، خودت را جمع‌وجور کن. این مطالب را خوب بلدی. تام: می‌دانم. فقط از انتظار کشیدن در این راهرو کلافه شده‌ام. اما: سعی کن خونسردی‌ات را حفظ کنی. تا پنج دقیقه‌ی دیگر ما را صدا می‌زنند. تام: خب، امتحان تمام شد! حالت چطور است؟ اما: بی‌اندازه خوشحالم. اگر بد پیش رفته بود، تمام آخر هفته دلم می‌گرفت. تام: من هم همین‌طور. دلشوره‌ام رفته و حال خیلی خوبی دارم! اما: آنجا خونسردی‌ات را حفظ کردی، تام. تام: فقط چون تو مجبورم کردی خودم را جمع‌وجور کنم!

ثبت‌نام رایگان و شروع تمرین‌ها (۱۸ تمرین، حدود ۱۰ دقیقه) کارت‌های آموزش را همین‌جا می‌خوانی؛ تمرین‌ها و ذخیره‌ی پیشرفت با ثبت‌نام (رایگان، فقط شماره‌ی موبایل) است.

درس‌های این بخش: اصطلاح‌ها و لحن (B2)

  1. حال‌ودل: هشت اصطلاح برای احساس‌ها
  2. کار و تلاش: هشت اصطلاح برای پروژه‌ی سنگین
  3. پول و ارزش: هشت اصطلاح برای قیمت و خرج
  4. زبان رسمی: هشت کلمه برای ایمیل و اطلاعیه

واژه‌های بیشتر می‌خواهی؟

واژه‌های این موضوع را با معنی فارسی، جمله‌ی نمونه و مرور فاصله‌دار در بخش «واژه‌ها» داری؛ هر روز چند واژه‌ی تازه و مرور واژه‌های قبلی.