اصطلاحها و تکههای طبیعی برای Speaking (با احتیاط)
Natural idioms and spoken chunks for Speaking (use sparingly)
-
a far cry from idiom
خیلی متفاوت با (بهویژه در مقایسهی گذشته و حال)
شکلش ثابت است: a far cry from (نه a far cry of یا far cry to). برای مقایسهی گذشته و حال در Speaking بخش ۲ و ۳ عالی است؛ در Task 2 هم میآید ولی در Task 1 نه.
My life as a student in Tehran was a far cry from village life.
زندگی دانشجوییام در تهران با زندگی روستایی زمین تا آسمان فرق داشت.
- be a far cry from what it was
- still a far cry from
- a far cry from the past
-
at the end of the day idiom
در نهایت؛ مهمترین نکته این است که
از پرتکرارترین عبارتهای داوطلبان است و اگر در هر جواب بیاید، تکیهکلام و حفظی به نظر میرسد. حداکثر یک بار در کل مصاحبه. در Writing ننویس؛ آنجا ultimately بنویس. معنی لفظی «پایان روز» را هم ندارد.
Exams are stressful, but at the end of the day, they're just one part of your education.
امتحانها استرسزا هستند، ولی در نهایت فقط یک بخش از تحصیل تو هستند.
- when all's said and done
- ultimately
- in the end
-
not my cup of tea idiom
به سلیقهی من نیست
تقریباً همیشه منفی به کار میرود. در کلاسهای آمادگی خیلی تدریس شده، پس با not really my thing تنوع بده. شکلش ثابت است: cup of coffee ✗. در Writing ننویس.
Horror films aren't really my cup of tea; I prefer comedies.
فیلمهای ترسناک واقعاً به سلیقهی من نیستند؛ کمدی را ترجیح میدهم.
- not really my thing
- not my kind of thing
- not for me
-
the best of both worlds idiom
مزایای هر دو حالت را با هم داشتن
worlds جمع است. برای موقعیتی که دو گزینه را ترکیب میکنی (شهر و روستا، کار و تحصیل). در Part 3 هم طبیعی است.
Working from home two days a week gives me the best of both worlds.
دو روز در هفته کار از خانه، مزایای هر دو حالت را به من میدهد.
- get the best of both worlds
- have the best of both worlds
- enjoy the best of both worlds
-
a blessing in disguise idiom
خیری که اول شر به نظر میرسید
برای اتفاق بدی که نتیجهی خوب داشت؛ در داستانگویی Part 2 عالی است. از ضربالمثل Every cloud has a silver lining که خیلی کلیشهای است طبیعیتر است.
Failing my driving test was a blessing in disguise, because I started cycling instead.
رد شدن در امتحان رانندگی در واقع به نفعم شد، چون بهجایش دوچرخهسواری را شروع کردم.
- turn out to be a blessing in disguise
- a real blessing in disguise
فقط ۵ واژهی اول نمایش داده شد. این دسته ویژهی مشترکان است.
دیدن طرحها