۵ واژهB2 ویژه

تکه‌های استدلال در Task 2: موضع، امتیاز، علت و احتیاط

Task 2 argument chunks: stance, concession, cause and hedging

  1. it could be argued that phrase

    می‌توان استدلال کرد که

    برای معرفی دیدگاهی خوب است که قرار است بررسی یا ردش کنی، نه برای موضع اصلی خودت. خطای رایج: It could be argue ✗ (argued لازم است).

    It could be argued that free public transport would reduce traffic.

    می‌توان استدلال کرد که حمل‌ونقل عمومی رایگان ترافیک را کم می‌کند.

    • some would argue that
    • it is often argued that
    • one could argue that
  2. there is little doubt that phrase

    تردید چندانی نیست که

    little بدون a یعنی «تقریباً هیچ»؛ a little doubt یعنی «کمی شک» و معنی را برعکس می‌کند. فقط برای ادعاهایی که واقعاً پذیرفته‌شده‌اند به کار ببر.

    There is little doubt that the internet has transformed education.

    تردید چندانی نیست که اینترنت آموزش را دگرگون کرده است.

    • there is no doubt that
    • beyond doubt
    • without doubt
  3. I would argue that phrase

    به نظر من (با استدلال)

    would لحن را مؤدبانه و سنجیده می‌کند ولی موضع را روشن نگه می‌دارد. جایگزین خوبی برای In my opinion, I think ✗ است (دو عبارت نظر در یک جمله تکراری است).

    I would argue that university should be free for students from low-income families.

    به نظر من دانشگاه باید برای دانشجویان خانواده‌های کم‌درآمد رایگان باشد.

    • I would suggest that
    • I would maintain that
    • I would contend that
  4. on balance phrase

    با سبک‌سنگین کردن همه‌ی جوانب

    برای جمع‌بندی بعد از بررسی دو طرف، معمولاً در نتیجه‌گیری. in balance غلط است و اینجا معنی «تعادل» ندارد.

    On balance, I believe the advantages of online learning outweigh its drawbacks.

    با سبک‌سنگین کردن همه‌ی جوانب، فکر می‌کنم مزایای آموزش آنلاین بر معایبش می‌چربد.

    • on the whole
    • weighing up the arguments
    • all things considered
  5. to a large extent phrase

    تا حد زیادی

    extent با t است، نه extend (فعل). برای سؤال‌های To what extent do you agree…? عالی است، چون مستقیماً به «میزان» جواب می‌دهد.

    To a large extent, success depends on hard work rather than talent.

    موفقیت تا حد زیادی به سخت‌کوشی بستگی دارد، نه به استعداد.

    • to a great extent
    • to some extent
    • to a lesser extent
    • to what extent

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها
پشتیبانی