واژگان
بهترین روش حفظ لغات انگلیسی: ۷ روش پژوهشمحور و برنامهی روزانهی ۲۰ دقیقهای
چطور لغت انگلیسی را فراموش نکنیم؟ هفت روش با پشتوانهی پژوهش (یادآوری فعال، مرور فاصلهدار، یادگیری در جمله، شنیدن و تکرار در متن واقعی)، یک برنامهی روزانهی ۲۰ دقیقهای و پنج اشتباهی که وقت را هدر میدهد.
چرا لغتهایی که «حفظ» کردهاید یادتان نمیماند؟
بیشتر ما یک بار این تجربه را داشتهایم: شب قبل پنجاه لغت را پشت هم خواندهایم و فردا ظهر نصفش را فراموش کردهایم. مشکل از حافظهی شما نیست. مشکل از روش است. مغز چیزی را نگه میدارد که دوباره به آن نیاز پیدا میکند و برای بیرون کشیدنش زحمت کشیده است. خواندن فهرست لغت زحمتی ندارد، پس ردی هم نمیگذارد.
خبر خوب این است که پژوهشهای یادگیری زبان دربارهی روشهای مؤثر حفظ لغت نسبتاً همنظرند. در این مقاله هفت روشی را میخوانید که پشتوانهی پژوهشی دارند، یک برنامهی روزانهی ۲۰ دقیقهای که با آنها ساخته میشود و پنج اشتباهی که وقت شما را هدر میدهد.
اول بدانیم «یاد گرفتن یک لغت» یعنی چه
یک لغت وقتی یاد گرفته شده که چند چیز را با هم بدانید، نه فقط معنی فارسیاش را:
- شکل: املا و تلفظ (و تکیه).
- معنی: در همان بافتی که به کار میرود، نه همهی معنیهای فرهنگ لغت.
- کاربرد: چه کلمههایی کنارش میآیند (make a decision، نه do a decision) و در چه جملهای.
و یک تفاوت مهم: شناختن (وقتی میخوانید یا میشنوید میفهمید) آسانتر از ساختن (وقتی حرف میزنید یا مینویسید خودتان به یاد میآورید) است. برای ریدینگ و لیسنینگ شناختن کافی است، ولی برای اسپیکینگ و رایتینگ باید لغت را از حافظه بیرون بکشید. روشهایی که پایین میآید هر دو را هدف میگیرند.
روش ۱: اول لغتهای پرکاربرد، بعد بقیه
زبان انگلیسی صدها هزار واژه دارد، ولی همهی آنها به یک اندازه به کار نمیآیند. Paul Nation، پژوهشگر شناختهشدهی واژگان، در مطالعهای (۲۰۰۶) برآورد کرد که برای فهمیدن حدود ۹۸٪ از واژههای یک متن نوشتاری عادی حدود ۸٬۰۰۰ تا ۹٬۰۰۰ «خانوادهی واژه» لازم است و برای گفتار حدود ۶٬۰۰۰ تا ۷٬۰۰۰. خانوادهی واژه یعنی یک واژه با شکلهای مشتقشدهاش (help، helps، helped، helpful). اما راه رسیدن به آن عدد از فهرستهای بسامد میگذرد: چند هزار واژهی اول، بخش بزرگی از متنهای روزمره را میپوشانند.
نتیجهی عملی: اگر سطح شما A1 تا B1 است، لغتهای نادر آیلتس یا اصطلاحهای ادبی را کنار بگذارید و اول هستهی پرکاربرد را محکم کنید. برای شروع، دستههای واژه سایت بر پایهی بسامد و سطح چیده شدهاند. اگر هنوز سطحتان را نمیدانید، با تعیین سطح رایگان شروع کنید تا لغتهای همسطح خودتان را انتخاب کنید.
روش ۲: یادآوری فعال، یعنی از خودتان امتحان بگیرید
پژوهش Roediger و Karpicke (۲۰۰۶) نشان داد کسانی که بعد از خواندن یک متن از خودشان امتحان گرفتند یک هفته بعد بیشتر یادشان بود تا کسانی که همان وقت را صرف خواندن دوباره کردند. این یافته به «اثر آزمون» معروف است.
برای لغت یعنی:
- معنی فارسی را بپوشانید و سعی کنید خودتان یادش بیاورید.
- فارسی را ببینید و انگلیسی را بنویسید یا بگویید، قبل از اینکه جواب را ببینید.
- فقط وقتی کارت را برمیگردانید که یک جواب (حتی غلط) در ذهنتان ساخته باشید.
یادآوری سختتر از دوباره خواندن است و درست به همین دلیل مؤثرتر است. اگر احساس میکنید «دارم زحمت میکشم»، روی راه درست هستید.
روش ۳: مرور فاصلهدار
اگر لغتی را امروز دیدید، بهتر است فردا، سه روز بعد، یک هفته بعد و یک ماه بعد دوباره ببینید، نه همه را در یک شب. فراتحلیل Cepeda و همکاران (۲۰۰۶) که صدها آزمایش را جمعبندی کرده، نشان میدهد مرور پخششده در زمان بهتر از مرور فشرده در حافظهی بلندمدت میماند. هرچه بخواهید لغت را مدت بیشتری نگه دارید، فاصلهی مناسب بین مرورها بیشتر میشود.
دو راه عملی دارید:
- کاغذی: جعبهی لایتنر ساده و بیوابستگی به گوشی است.
- دیجیتال: نرمافزار فاصلهها را برای هر کارت جدا حساب میکند. مرور روزانه در اسپیکینو از الگوریتم FSRS استفاده میکند و کارت را وقتی نشان میدهد که احتمال فراموشیاش بالا میرود. اگر دلیل علمی این کار را میخواهید، مقالهی یادگیری واژه با مرور فاصلهدار را بخوانید.
مهمتر از انتخاب ابزار، منظم بودن است. ده دقیقهی هر روز بهتر از یک ساعت در هفته است.
روش ۴: لغت را در جمله بیاموزید، نه تنها
کارت «postpone = به تعویق انداختن» سریع حفظ میشود، اما وقت حرف زدن به کار نمیآید، چون نمیدانید لغت کنار چه کلمههایی مینشیند. جمله بهتر است:
- ضعیف: postpone = به تعویق انداختن
- قوی: We had to postpone the meeting because Emma was ill.
جمله سه چیز را کنار هم نگه میدارد: ساختار دستوری (postpone فعل متعدی است و مفعول میخواهد)، همنشینها و بافت. حتی بهتر است جملهای که خودتان ساختهاید و دربارهی زندگی خودتان است را بنویسید: I postponed my dentist appointment twice. جملهای که به شما مربوط است راحتتر به یاد میآید.
برای ساختن کارت از جملههای واقعی میتوانید از جملهچینی استفاده کنید؛ جملههایی را که در پادکست یا کلیپ میشنوید به کارت تبدیل میکند.
روش ۵: عمق پردازش، یعنی کمی روی لغت فکر کنید
اگر روی معنی یا ساختار لغت فکر کنید، بهتر یادتان میماند تا وقتی فقط شکلش را تکرار کنید. این ایده به Craik و Lockhart (۱۹۷۲) برمیگردد و پژوهشهای واژگان زبان دوم هم از آن حمایت میکنند: هرچه درگیری ذهنی با لغت بیشتر باشد، معمولاً بهتر به یاد میماند. چند کار ساده که عمق میدهند:
- یک همنشین پیدا کنید: heavy rain، heavy traffic (نه strong rain).
- لغت را به خانوادهاش وصل کنید: decide، decision، decisive.
- یک مثال شخصی بسازید.
- اگر لغت شبیه چیزی در فارسی است، مراقب دوست دروغین باشید. مقالهی اشتباهات واژگانی رایج فارسیزبانها نمونههای رایج را آورده است.
روشهای ذهنی مثل ساختن تصویر یا داستان خندهدار (keyword method) برای شروع کار خوباند، مخصوصاً لغتهای سخت. اما بهتنهایی کافی نیستند؛ بعد از آن هم باید مرور کنید و لغت را در جمله به کار ببرید.
روش ۶: لغت را بشنوید و بلند بگویید
لغتی که فقط املایش را دیدهاید در اسپیکینگ و لیسنینگ به کار نمیآید. فارسیزبانها برای تکیه و صداهایی مثل /θ/ یا /w/ به شنیدن نیاز دارند. در دستههای واژه کارتها صدا دارند؛ پیش از نگاه کردن به معنی، یک بار گوش کنید، یک بار بلند بگویید، بعد کارت را مرور کنید. اگر لغتهای دشوار در تلفظ دارید، تمرین تلفظ جفتهای کمینهی پرتکرار فارسیزبانها را تمرین میدهد.
روش ۷: لغت را بارها در متن واقعی ببینید
هیچ روش مرور جای دیدن دوبارهی لغت در جملههای تازه را نمیگیرد. پژوهشها نشان میدهند هر بار که لغتی را در بافت جدید میبینید، دانش شما از آن عمیقتر میشود. پس مرور را با خواندن و شنیدن گسترده ترکیب کنید: پادکستها و انگلیسی واقعی با متن زماندار، لغتهای دیدهشده را در جملهی تازه برمیگردانند. مقالهی بهترین پادکستهای انگلیسی برای هر سطح برای شروع کمک میکند.
برنامهی روزانهی ۲۰ دقیقهای
این برنامه روشهای بالا را کنار هم میگذارد:
- ۸ دقیقه: مرور. کارتهایی که امروز نوبتشان است را مرور کنید (روشهای ۲ و ۳). جواب را قبل از دیدن بگویید.
- ۷ دقیقه: لغت تازه. پنج تا هفت لغت تازه، هر کدام با جملهی نمونه و صدا (روشهای ۴ و ۶). برای هر کدام یک جملهی شخصی بنویسید.
- ۵ دقیقه: متن واقعی. یک قسمت کوتاه پادکست یا یک کلیپ را گوش کنید و دو سه لغت یا عبارت را برای فردا انتخاب کنید (روش ۷).
دو قانون:
- مرور مقدم است. روزی که وقت ندارید، لغت تازه نگیرید ولی مرور را انجام دهید. کارتهای مرورنشده روی هم جمع میشوند و بعداً دلسردتان میکنند.
- چند لغت تازه در روز بهتر از صد لغت در یک شب است. تعداد زیاد تازهها فقط صف مرور را بلند میکند. اگر مرور روزانه بیشتر از ۲۰ دقیقه شد، موقتاً لغت تازه نگیرید.
پنج اشتباه که وقت را هدر میدهند
- حفظ فهرست الفبایی از روی کتاب لغت. لغتهایی که هیچوقت در متن یا گفتار خودتان نمیبینید به دردتان نمیخورند. لغتها را از متنهای درسی، پادکستها و موضوعهای مورد علاقهی خودتان انتخاب کنید.
- همهی معنیها روی یک کارت. بیشتر لغتها چند معنی دارند، ولی همه را با هم حفظ نکنید. هر بار یک معنی را یاد بگیرید و معنی دوم را بعداً در کارت جدا بسازید. یک کارت برای هر معنی بهتر از یک کارت شلوغ است.
- فقط انگلیسی به فارسی. اگر هدف شما اسپیکینگ یا رایتینگ است، کارتهایی هم بسازید که فارسی یا جای خالی ببینید و انگلیسی را بنویسید.
- مرور نامنظم. یک هفته نگاه نکردن به کارتها، بیشتر پیشرفت را از بین میبرد. حتی ۵ دقیقه در روزهای شلوغ کمک میکند.
- ندیدن اشتباههای خودتان. لغتها و عبارتهایی که خودتان در رایتینگ یا گفتار غلط به کار بردهاید بیشترین بازده را دارند. دفتر اشتباهها آنها را با فاصله برمیگرداند.
سؤالهای رایج
روزی چند لغت یاد بگیرم؟
برای بیشتر آدمها پنج تا ده لغت تازه در روز، همراه مرور منظم، واقعبینانه است. عدد دقیق مهم نیست؛ مهم این است که مرورتان عقب نیفتد. اگر فهرست مرور بلند شد، تعداد لغت تازه را کم کنید.
چند لغت لازم دارم؟
بستگی به هدف دارد. برای گفتوگوی روزمره چند هزار لغت پرکاربرد، با تمرکز روی A2 تا B1، شروع خوبی است. برای دانشگاه و آزمونهایی مثل آیلتس به لغتهای آکادمیک هم نیاز دارید؛ مقالهی لغتهای آکادمیک برای آیلتس ۷ نقطهی شروع آن بخش است.
اپلیکیشن بهتر است یا کارت کاغذی؟
هر کدام که هر روز از آن استفاده کنید. کارت کاغذی نوشتن با دست و بیحواسپرتی را دارد. نرمافزار فاصله را برای هر کارت جدا حساب میکند و صدا دارد. اگر میخواهید بین اپلیکیشنها و کلاسها انتخاب کنید، مقالهی اپلیکیشن، کلاس آنلاین یا خودآموز؟ معیارهای انتخاب را داده است.
با خواندن رمان هم لغت یاد میگیریم؟
بله، ولی کند و ناپایدار است، مگر اینکه متن در سطح شما باشد. پژوهشها (از جمله کارهای Nation و همکارانش) نشان میدهند باید حدود ۹۵ تا ۹۸ درصد لغتهای متن برایتان آشنا باشد تا متن را راحت بفهمید و بتوانید لغت تازه را از روی بافت حدس بزنید. به همین دلیل خواندن و شنیدن در سطح خودتان، همراه مرور، بهترین ترکیب است.
ادامه در همین سایت
- مرور روزانه: مرور فاصلهدار FSRS برای واژههای شما.
- دستههای واژه: از A1 تا واژگان آکادمیک، با جملهی نمونه و صدا.
- جملهچینی: جملههای واقعی را به کارت تبدیل کنید.
- دفتر اشتباهها: خطاهای خودتان را با فاصله مرور کنید.
- تعیین سطح رایگان: بفهمید از کدام سطح لغت بگیرید.
منابع
- Nation (2006), How large a vocabulary is needed for reading and listening? Canadian Modern Language Review 63(1)doi.org(در پنجرهی تازه)
- Cepeda et al. (2006), Distributed practice in verbal recall tasks, Psychological Bulletin 132(3)pubmed.ncbi.nlm.nih.gov(در پنجرهی تازه)
- Roediger & Karpicke (2006), Test-enhanced learning, Psychological Science 17(3)doi.org(در پنجرهی تازه)
- Craik & Lockhart (1972), Levels of processing: a framework for memory research (overview)en.wikipedia.org(در پنجرهی تازه)
خواندن کافی نیست؛ حالا تمرینش کن
با تعیین سطح رایگان از همانجایی شروع کن که واقعاً هستی. بعد درسهای کوتاه، مرور واژه و تمرین آزمون، و اولین درسها بدون پرداخت.