solution
UK/səˈluːʃn/
US/səˈluːʃən/
معنی solution به فارسی
۱راهحل
Meaning of solution
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 PROBLEM ANSWER noun [C] A2
a way to deal with a problem so that it is no longer difficult
فارسیراهحل
-
We need to find a solution to this problem.
باید برای این مشکل راهحلی پیدا کنیم.
همآیندها collocations- find a solution
- a solution to
- a simple solution
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با solution
- long-term solution راهحل بلندمدتهمنشینی صفت + اسم: صفتی که انگلیسیزبانها کنار این اسم میگذارند
خانوادهی واژه
- solve