واژگان پیشرفته (C1)

محدود کردن و شدت دادن: هشت فعل با تفاوت‌های ظریف

Limiting and boosting: eight verbs with fine differences

هشت فعل سطح پیشرفته که جلوی چیزی را می‌گیرند یا آن را شدیدتر می‌کنند: curtail، hamper، thwart، deter، circumvent، heighten، escalate و jeopardise. در یک گفت‌وگوی کاری می‌بینی‌شان، تفاوت ظریف هر کدام را می‌فهمی و با ۱۷ تمرین به کار می‌بری.

C1سطح
واژگانمهارت
۱۰′دقیقه
۱۷تمرین

گام ۱ از ۴

هشت فعل: هرکدام یک کار دقیق

این هشت فعل در خبر، گزارش و جلسه‌ی کاری زیاد دیده می‌شوند. پنج‌تای اول جلوی چیزی را می‌گیرند، ولی هرکدام به شکلی: curtail از چیزی که بوده می‌کاهد، hamper کار را کند و سخت می‌کند، thwart نقشه را ناکام می‌گذارد، deter با ترس یا دردسر منصرف می‌کند و circumvent مانع را دور می‌زند. heighten و escalate چیزی را شدیدتر می‌کنند یا شدیدتر می‌شوند، و jeopardise چیز ارزشمندی را در معرض خطر می‌گذارد.

  • The council had to curtail its spending on new roads.شورای شهر مجبور شد هزینه‌اش برای جاده‌های جدید را کم کند.
  • Bad weather hampered the search, but it did not stop it.هوای بد جست‌وجو را کند کرد، ولی متوقفش نکرد.

گام ۲ از ۴

هشت فعل و تفاوت ظریف هرکدام

فعلمعنی و نکتهمثال
curtailکم و محدود کردن چیزی که از قبل برقرار بوده (هزینه، آزادی، فعالیت)؛ رسمیThe school had to curtail its evening classes.
hamperکند و دست‌وپاگیر کردن کار، بدون توقف کامل؛ فاعلش معمولاً شرایط استPoor internet hampers our online lessons.
thwartناکام گذاشتن؛ مفعولش نقشه، تلاش یا آرزو استA sudden storm thwarted their plan to climb the hill.
deterبا ترس یا دردسر از کاری بازداشتن: deter someone from + -ingThe long queue deterred many shoppers from entering.
circumventدور زدن قانون یا مانع با تدبیر، نه شکستن مستقیم؛ رسمیSome drivers circumvent the toll by using side roads.
heightenشدت دادن به چیزی انتزاعی (آگاهی، تنش، نگرانی)The news heightened our worries about the trip.
escalateمرحله به مرحله بدتر یا شدیدتر شدن (درگیری، هزینه، تنش)The costs escalated after the builders found a leak.
jeopardiseبه خطر انداختن شانس، آینده یا موقعیت؛ در آمریکایی jeopardizeOne careless email could jeopardise the deal.

گام ۳ از ۴

دام فارسی‌زبان‌ها

در فارسی curtail، hamper، thwart و deter را همه می‌شود با «مانع شدن» یا «جلوگیری کردن» ترجمه کرد، ولی انگلیسی فرق می‌گذارد. hamper کار را سخت می‌کند اما متوقفش نمی‌کند؛ thwart یعنی نقشه یا تلاش به نتیجه نمی‌رسد؛ deter یعنی کسی به‌خاطر ترس یا دردسر خودش از کاری صرف‌نظر می‌کند. ساخت deter ثابت است: deter someone from doing something، نه deter someone to do. escalate را برای چیز ناخوشایند به کار ببر (درگیری، هزینه، تنش)، نه برای رشد خوب. jeopardy اسم است و فعلش jeopardise است.

گام ۴ از ۴

نکته‌ی لحن

curtail، thwart و circumvent رسمی‌ترند و بیشتر در خبر، گزارش و نوشتار می‌آیند. در گفت‌وگوی روزمره بیشتر cut back (کم کردن) و get round (دور زدن) می‌شنوی. در یک جمله بیشتر از یکی دو فعل سنگین از این دسته نگذار؛ جمله‌ای که پر از واژه‌ی رسمی باشد طبیعی نیست. circumvent وقتی مفعولش قانون یا محدودیت باشد معمولاً حس دور زدن با ترفند دارد؛ با problem خنثی است.

متن شنیداری: A risky schedule

نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)

Sarah: James, I'm worried about the new schedule. If we rush, we could jeopardise the whole project. James: I agree. Bad weather is already hampering our work, and the client's complaints are starting to escalate. Sarah: Could we circumvent the permit process to save a few weeks? James: Absolutely not. It's illegal, and an inspection could thwart our plan completely. Sarah: Then we must curtail the extra spending until the weather improves. James: Sensible. And a clear report may deter the client from cancelling the contract. Sarah: The accident last month has heightened everyone's awareness of safety, too. James: True. But delays that hamper us now could escalate into a legal problem later. Sarah: Then I'll send the client a full report today. I won't jeopardise our reputation for the sake of a few days. James: Good. Honest work is our best protection.

ترجمه‌ی فارسی

سارا: جیمز، من نگران برنامه‌ی جدید هستم. اگر عجله کنیم، ممکن است کل پروژه را به خطر بیندازیم. جیمز: موافقم. هوای بد همین حالا هم دارد کار ما را کند می‌کند و شکایت‌های مشتری دارد بالا می‌گیرد. سارا: می‌شود برای اینکه چند هفته صرفه‌جویی کنیم، فرایند مجوز را دور بزنیم؟ جیمز: به هیچ وجه. این غیرقانونی است و یک بازرسی می‌تواند نقشه‌ی ما را کاملاً نقش بر آب کند. سارا: پس باید تا بهتر شدن هوا هزینه‌های اضافی را کم کنیم. جیمز: منطقی است. و یک گزارش روشن شاید مشتری را از لغو قرارداد منصرف کند. سارا: حادثه‌ی ماه پیش هم آگاهی همه را درباره‌ی ایمنی بیشتر کرده است. جیمز: درست است. ولی تأخیرهایی که الان کارمان را کند می‌کنند، بعداً می‌توانند به مشکل حقوقی تبدیل شوند. سارا: پس امروز یک گزارش کامل برای مشتری می‌فرستم. به‌خاطر صرفه‌جویی در چند روز، اعتبارمان را به خطر نمی‌اندازم. جیمز: خوب است. کار صادقانه بهترین پشتوانه‌ی ماست.

ثبت‌نام رایگان و شروع تمرین‌ها (۱۷ تمرین، حدود ۱۰ دقیقه) کارت‌های آموزش را همین‌جا می‌خوانی؛ تمرین‌ها و ذخیره‌ی پیشرفت با ثبت‌نام (رایگان، فقط شماره‌ی موبایل) است.

درس‌های این بخش: واژگان پیشرفته (C1)

  1. محدود کردن و شدت دادن: هشت فعل با تفاوت‌های ظریف
  2. جز «گفتن»: هشت فعل برای حرف زدن با رنگ‌های متفاوت

واژه‌های بیشتر می‌خواهی؟

واژه‌های این موضوع را با معنی فارسی، جمله‌ی نمونه و مرور فاصله‌دار در بخش «واژه‌ها» داری؛ هر روز چند واژه‌ی تازه و مرور واژه‌های قبلی.