گفتوگوی روزمره: تعریف کردن ماجراها و تجربهها
دربارهی این بخش
در سطح B1 باید بتوانی یک تجربه را به ترتیب و جذاب تعریف کنی: کِی و کجا بود، چه شد، و آخرش چه حسی داشتی. این مجموعه شش موقعیت روزمره دارد. برای هر کدام از قالب سادهی «صحنه، مشکل، اتفاق اصلی، پایان و حس» استفاده کن و جملهها را با First، Then، After that، Suddenly و In the end به هم وصل کن. گذشتهی ساده (went, saw) برای اتفاقهای اصلی است و گذشتهی استمراری (I was waiting) برای پسزمینه. هر موضوع را یک بار بگو، نمونه را گوش کن و بعد دوباره بگو؛ تکرار همان تسک یکی از مؤثرترین راههای روان شدن است.
You should say:
جمله را گوش بده و دقیقاً همان را تکرار کن. متن را بعد از تلاش ببین.
0:00 / 0:00
جوابهایت آمادهاند
برای دیدن بازخورد و ذخیرهی پیشرفت، وارد شو. ضبطهایت تا وقتی صفحه باز است روی گوشی خودت میماند.
سؤالهای این مجموعه و نکتهی جواب
-
Tell me about a time when you got lost. Where were you, and how did you find your way?
قالب: صحنه (A couple of years ago, I was ...) ← مشکل (My phone battery was almost dead) ← اتفاق اصلی ← پایان (In the end) ← حس. «گم شدم» = I got lost؛ I lost بدون مفعول ناقص است و I lost my bag یعنی «کیفم را گم کردم». فعلهای بیقاعده را درست بگو: went، drew، got. اگر حرف از یک زن است، she را با he عوض نکن؛ در فارسی «او» یکی است، در انگلیسی نه.
-
Describe a day when everything seemed to go wrong. What happened?
برای اتفاق پسزمینه گذشتهی استمراری بیاور و برای اتفاقی که وسطش افتاد گذشتهی ساده: while I was running ..., it started to rain. برای کاری که قبلتر انجام شده بود گذشتهی کامل: I had left my laptop at home. با First، Then، When I finally ... و In the evening ترتیب را روشن کن. آخر داستان حست را بگو: at the time I was really stressed.
-
Tell me about a nice surprise you had. Who surprised you, and how did you feel?
حس را با صفتهای -ed بگو: I was surprised / shocked / delighted (برای حال خودت)، نه I was surprising. «تعجب کردم» = I was surprised، نه I surprised. برای ایجاد تعلیق یک جملهی «اول ناراحت بودم» بیاور (I felt a bit sad) و بعد اتفاق اصلی را بگو؛ این ترتیب داستان را جذاب میکند.
-
Talk about a time when you helped someone, or someone helped you. What happened?
اگر اسم یا نسبت آدم را میگویی، ضمیرش را یکدست نگه دار: Sarah ... She ... her. برای نتیجه از Because of her, ... یا That's why ... استفاده کن. جملهی آخر را به حال وصل کن (Since then, I always ...)؛ این نشان میدهد ماجرا چه اثری روی تو گذاشت و جوابت را کاملتر میکند.
-
Tell me about a funny misunderstanding you had, perhaps because of language.
داستان خندهدار با ریتم خوب جواب میدهد: آمادهسازی (I was nervous) ← اشتباه ← واکنش (The waiter looked at me ...) ← درس (Now, whenever I ...). instead of بعدش اسم یا -ing میگیرد: instead of saying. اگر کلمهای یادت نیامد، توصیفش کن (the thing you put on your head) و ساکت نمان.
-
Describe a journey or trip that you remember well. Why was it memorable?
جواب را با جملهی موضوع شروع کن: The trip I remember best is ... . جزئیات حسی (چه دیدی، چه خوردی) داستان را زنده میکند. «وقتی دوازده سالم بود» = when I was about twelve، نه when I had twelve years. با I think that's why ... ماجرا را به امروز وصل کن.