گفتوگوی روزمره: بحث دربارهی مسائل جامعه
دربارهی این بخش
در سطح B2 باید بتوانی دربارهی یک مسئلهی اجتماعی نظر روشن بدهی، از آن دفاع کنی و نظر مخالف را هم ببینی. این مجموعه شش موضوع روز دارد. برای هر جواب از این مسیر استفاده کن: نظر (I'd say that ...) ← دلیل (The main reason is ...) ← مثال (For example, in my city ...) ← پذیرش طرف مقابل (Having said that, ...) ← جمعبندی (So overall, ...). انگلیسیزبانها نظر را مستقیم اول جواب میگویند و بعد توضیح میدهند؛ مقدمهی طولانی نچین. بعد از هر جواب، سؤالهای تکمیلی را هم جواب بده؛ این همان جایی است که گفتوگوی واقعی اتفاق میافتد.
You should say:
جمله را گوش بده و دقیقاً همان را تکرار کن. متن را بعد از تلاش ببین.
0:00 / 0:00
جوابهایت آمادهاند
برای دیدن بازخورد و ذخیرهی پیشرفت، وارد شو. ضبطهایت تا وقتی صفحه باز است روی گوشی خودت میماند.
سؤالهای این مجموعه و نکتهی جواب
-
Some people think cars should be banned from city centres. What's your view?
نظرت را در جملهی اول بگو و با as long as شرط بگذار؛ این نشان میدهد نظرت سنجیده است. برای پذیرش طرف مقابل: Having said that, ... / That said, ... / To be fair, ... . be in favour of بعدش اسم یا -ing میآید: in favour of banning cars. «موافقم که» = I agree that، نه I am agree.
-
Do you think people today depend too much on their smartphones?
To some extent / Up to a point برای موافقت نسبی عالیاند. مثال شخصی (I notice that ...) جواب را باورپذیر میکند. hardly ever خودش منفی است؛ با not نیاور. جمعبندی با ساختار the problem isn't X but Y نشان میدهد که مسئله را دقیقتر از یک «بله یا نه» دیدهای.
-
Should university education be free for everyone?
In principle, ... However, in practice ... ساختار کلاسیک B2 برای نظر دوطرفه است. miss out on = از دست دادن فرصت. پیشنهاد راه میانه (One compromise could be ...) سطح جواب را بالا میبرد. «پول دانشگاه را بدهد» = pay for university، نه pay university؛ و بعد از can't فعل ساده بیاور: can't afford it، نه can't to afford (اما afford to pay درست است).
-
Is working from home good or bad for society in general?
On the positive side, ... The downside is that ... برای فهرست کردن دو طرف. on balance یعنی «با در نظر گرفتن همهچیز». به جای تکرار good و bad از کلمههای دقیقتر استفاده کن: isolated، commuting، hidden costs. «رفتوآمد به محل کار» = commuting.
-
Some people say tourists should pay an extra tax when they visit popular places. Do you agree?
I partly agree / I agree up to a point. برای مخالفت با جزئیات: But I don't think ... should be so ... that ... . ساختار so + صفت + that را تمرین کن. «مالیات گردشگری» = a tourist tax یا a tax on tourists، و «مالیات گرفتن از کسی» = to tax someone. نتیجهگیری را با شرط (as long as) کامل کن.
-
Should children learn practical skills, like cooking and managing money, at school?
برای موافقت قوی: Definitely / Absolutely. For instance هممعنای For example است و تنوع میدهد. Of course, ... برای پذیرش یک مشکل و Maybe ... could ... برای پیشنهاد راهحل. «یاد دادن به کسی» = teach someone something، بدون to: teach them how to cook، نه teach to them.