Coffee Break Englishسطح B1–B2
بریتانیایی۳۰ فروردین ۱۴۰۱ 20:52

CBE 3.06 | The invention of the telephone | Language focus: phrasal verbs with ‘up’

Coffee Break English
میان‌برهای صفحه‌کلید
Space K
پخش و مکث
← →
۵ ثانیه عقب و جلو
J L
۱۵ ثانیه عقب، ۳۰ ثانیه جلو
S
سرعت بعدی

حرف‌ها فقط وقتی کار می‌کنند که یکی از دکمه‌های همین پخش‌کننده انتخاب شده باشد.

متن کامل در دوره‌ی ناشر

این قسمت متن زمان‌دار ندارد؛ برای سایه‌گویی و دیکته قسمت‌های «متن زمان‌دار» را انتخاب کن. می‌توانی همین قسمت را برای شنیدن گسترده گوش بدهی. متن کامل و توضیح این قسمت در سایت ناشر (در صورت وجود)

واژه‌ها و اصطلاحات این قسمت

B1۸ واژه۶ اصطلاح۴ سؤال

یادداشت‌هایی که خودمان برای این قسمت نوشته‌ایم (سطح B1): معنی فارسی و یک جمله‌ی نمونه‌ی تازه برای هر واژه. اول قسمت را گوش بده، بعد این‌ها را مرور کن.

برای افزودن این واژه‌ها به مرور فاصله‌دار، با حساب رایگان وارد شو.

خلاصه

این قسمت داستان الکساندر گراهام بل، مخترع اسکاتلندی تلفن، را از نخستین اختراعش تا نخستین تماس تلفنی تاریخ تعریف می‌کند. مجری‌ها با جمله‌های متن فعل‌های عبارتی با up را یاد می‌دهند، مثل dream up، speed up، set up، come up with، pick up و look up.

واژه‌ها ۸

  • device اسم دستگاه، وسیله

    A smartphone is a very useful device when you travel.

    ۰۴:۰۱
  • evolve فعل به‌تدریج تغییر کردن و پیشرفت کردن، تکامل یافتن

    The company's business model has evolved over the last decade.

    ۰۴:۳۶
  • essential صفت ضروری، بسیار مهم

    Fresh water is essential for all living things.

    ۰۵:۰۱
  • deaf صفت ناشنوا

    Since Tom was born deaf, he uses sign language to communicate.

    ۱۰:۳۹
  • fascination اسم شیفتگی، علاقه‌ی بسیار زیاد

    Lucy has a lifelong fascination with ancient Egyptian history.

    با with می‌آید: a fascination with something.

    ۱۱:۰۰
  • patent فعل (اختراعی را) به نام خود ثبت کردن

    The engineer decided to patent his new design for a solar panel.

    ۱۴:۲۱
  • progress فعل پیشرفت کردن، بهتر شدن

    Kate's piano skills have progressed significantly since she started lessons.

    ۱۵:۵۵
  • end up فعل عبارتی سرانجام به جایی یا حالتی رسیدن

    We got lost in the old town and ended up at a lovely little café.

    ۱۸:۰۲

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها ۶

  • dream up اصطلاح (در ذهن) ساختن، از خود درآوردن، ابداع کردن

    Ben dreamed up a clever plan to save money for his trip.

    برای ایده، داستان یا بهانه به کار می‌رود.

    ۰۶:۴۳
  • speed up اصطلاح سرعت (چیزی را) بیشتر کردن، تند کردن

    The new machine will speed up the work in the factory.

    ۰۸:۱۷
  • set up اصطلاح راه‌اندازی کردن، برپا کردن، تأسیس کردن

    Sarah wants to set up her own bakery in the city center.

    ۱۱:۵۸
  • come up with اصطلاح (ایده یا راه‌حلی) پیدا کردن، به فکر (چیزی) رسیدن

    We need to come up with a better way to organize the files.

    ۱۳:۴۴
  • pick up اصطلاح برداشتن (گوشی تلفن)؛ دنبال کسی رفتن و آوردنش

    Emma picked up the phone after the second ring.

    در متن یعنی برداشتن گوشی؛ مجری‌ها معنای «دنبال کسی رفتن» را هم می‌گویند.

    ۱۵:۰۸
  • look up اصطلاح (اطلاعات یا معنی واژه را) جست‌وجو کردن، پیدا کردن

    If you don't know the meaning of the word, look it up in the dictionary.

    ۱۶:۴۸

نقشه‌ی زمانی

  1. ۰۰:۰۰ جوزی و مارک موضوع، یعنی یک مخترع اسکاتلندی، و فعل‌های عبارتی با up را معرفی می‌کنند.
  2. ۰۱:۰۱ مونیکا از گلاسگو متن کامل درباره‌ی الکساندر گراهام بل را می‌خواند.
  3. ۰۳:۰۷ مرور متن: these days، device، evolve و essential.
  4. ۰۶:۰۷ dream up، پوست‌کندن ذرت، speed up و آسیاب.
  5. ۱۰:۱۴ بعد از وقفه: deaf و fascination.
  6. ۱۱:۳۳ تلگراف و فعل set up.
  7. ۱۲:۳۳ امواج صوتی، come up with و patent.
  8. ۱۴:۵۳ نخستین تماس تلفنی، دو معنای pick up و progress.
  9. ۱۶:۲۶ look up، اثر انگشت و end up.
  10. ۱۸:۱۴ پخش دوباره‌ی متن و خداحافظی.

سؤال‌های درک مطلب ۴

بعد از شنیدن قسمت جواب بده؛ زیر هر سؤال پاسخ و توضیحش هست.

  1. What was Alexander Graham Bell's first invention mentioned in the text?

    دوباره بشنو ۰۶:۰۸
    پاسخ و توضیح

    پاسخ درست: A machine for corn

    نخستین اختراع او دستگاهی ساده بود که پوست‌کندن ذرت را در آسیاب پدر و مادر دوستش سریع‌تر می‌کرد.

  2. Why was Bell interested in the science of sound?

    دوباره بشنو ۱۰:۲۹
    پاسخ و توضیح

    پاسخ درست: Because his mother and wife were deaf

    چون مادر و همسر بل ناشنوا بودند، او در کارهای علمی‌اش همیشه شیفته‌ی صدا بود.

  3. What does it mean to 'patent' a product?

    دوباره بشنو ۱۴:۲۶
    پاسخ و توضیح

    پاسخ درست: To get the exclusive legal right to make it

    patent یعنی گرفتن این حق قانونی که فقط یک نفر یا یک شرکت بتواند آن محصول را بسازد.

  4. According to the hosts, what is a common use of the phrasal verb 'pick up'?

    دوباره بشنو ۱۵:۲۶
    پاسخ و توضیح

    پاسخ درست: Collecting someone from a place

    مجری‌ها می‌گویند یکی از کاربردهای رایج pick up، دنبال کسی رفتن و آوردن او از جایی است، مثل مدرسه یا فرودگاه.

این یادداشت‌ها را خودمان نوشته‌ایم؛ جمله‌های نمونه و سؤال‌ها از متن برنامه کپی نشده‌اند.

درباره‌ی این قسمت

In this episode, Monica in Scotland tells us about a famous Scottish inventor. We also focus on phrasal verbs with the word ‘up’.  Would you like to receive free lesson notes to accompany this lesson? If so then click here to go to our website and enter your name and email address in the form below the episode. We’ll deliver the lesson notes for the current and future episodes to your inbox. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

پشتیبانی