افعال عبارتی: پایهی پیشرفته (C1)
Phrasal verbs: advanced essentials (C1)
معنیهای کمتر دیدهشده ولی مهمِ فعلهای آشنا و چند فعل عبارتی پیشرفته: فریب و باور، واکنش به نقد، شروع و پایان ماجرا، گفتار و ارزیابی. اینها را بیشتر در گفتار، فیلم و مقالههای روزنامه میشنوی. هر کارت فقط یک معنی از یک فعل عبارتی را آموزش میدهد؛ معنیهای دیگر همان فعل در دستههای دیگر هست و در صفحهی خودِ واژه خودکار به هم لینک میشوند. در آیلتس اسپیکینگ فعلهای عبارتی طبیعی و خوشایندند، ولی در رایتینگ آکادمیک تسک ۲ معمولاً معادل رسمی تککلمهای (که در کارت آمده) انتخاب بهتری است.
-
pay back phrasal verb
(بدی کسی را) تلافی کردن، انتقام گرفتن
take revenge on someone for harming you
معادل رسمی برای نوشتار: retaliate
pay him back ✓ / pay back him ✗؛ معمولاً با for میآید. معنی «پس دادن پول» (B1) در دستهی خرید و پول است؛ اینجا انتقام است و گفتاری و کمی تهدیدآمیز. در رایتینگ: retaliate.
One day I'll pay him back for what he did.
یک روز بدیای را که در حق من کرد تلافی میکنم.
- pay someone back for
- pay him back for what he did
- pay back an insult
- pay someone back in kind
معناهای دیگر pay back (۱)
-
fall for phrasal verb B2
گول (حقه یا سرکاری) را خوردن
be tricked into believing something false
جدانشدنی: fall for it ✓ / fall it for ✗. با اسم حقه یا سرکاری معنی گول خوردن میدهد؛ ولی fall for someone یعنی عاشق شدن. گفتاری. گذشته: fell for.
My little sister fell for my prank and ran to tell Mum there was a spider on the wall.
خواهر کوچکم گول سرکاری مرا خورد و دوید به مامان بگوید روی دیوار عنکبوت هست.
- fall for a trick
- fall for a prank
- fall for a scam
- fall for it
-
brush off phrasal verb B2
(نگرانی، سؤال یا آدم را) بیاهمیت شمردن و کنار زدن
dismiss something or someone as unimportant
معادل رسمی برای نوشتار: dismiss
جداشدنی: brush it off ✓ / brush off it ✗. اغلب کمی بیادبانه است: توجه نکردن به آدم یا حرفش. اسم: a brush-off = رد کردن سرسری. رسمی: dismiss.
He brushed off my concerns and carried on with his plan.
او نگرانیهای مرا بیاهمیت شمرد و به برنامهاش ادامه داد.
- brush off a question
- brush off criticism
- brush off concerns
- brush someone off
-
rub off on phrasal verb
(ویژگی یا عادت) از کسی به دیگری سرایت کردن
pass a quality or habit to someone close to you
معادل رسمی برای نوشتار: influence
سهجزئی: rub off on it ✓ / rub off it on ✗. rub off on them ✓. فاعل ویژگی یا عادت است و مفعول کسی که اثر میپذیرد. معمولاً غیرعمدی و از معاشرت؛ هم مثبت و هم منفی. رسمی: influence.
Her love of reading has rubbed off on her children.
علاقهی او به کتاب خواندن به بچههایش سرایت کرده است.
- rub off on someone
- rub off on children
- good habits rub off on
- her enthusiasm rubbed off on me
-
live up to phrasal verb B2
(انتظار یا شهرت را) برآورده کردن، در حد انتظار بودن
be as good as people expected or hoped
معادل رسمی برای نوشتار: fulfil · satisfy
سهجزئی: live up to it ✓ / live up it to ✗. مفعول: expectations، reputation، hype، standards. بیشتر در جملهی منفی: «It didn't live up to the hype.» در رایتینگ: meet یا fulfil expectations.
He worked hard to live up to his parents' expectations.
او سخت کار کرد تا انتظارات والدینش را برآورده کند.
- live up to expectations
- live up to a reputation
- live up to the hype
- fail to live up to
فقط ۵ واژهی اول نمایش داده شد. این دسته ویژهی مشترکان است.
دیدن طرحها پلاس چه چیزهایی را باز میکند؟