abroad

adverb B1
UK/əˈbrɔːd/ US/əˈbrɔːd/

معنی abroad به فارسی

۱خارج از کشور؛ به خارج

Meaning of abroad

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 FOREIGN PLACES adverb B1

    in or to another country, not the one where you live

    فارسیخارج از کشور؛ به خارج

    • Many students hope to study abroad after university.

      بسیاری از دانشجویان امیدوارند بعد از دانشگاه در خارج تحصیل کنند.

    هم‌آیندها collocations
    • study abroad
    • travel abroad
    • live abroad
    • go abroad

    هم‌معنی overseas

عبارت‌ها و فعل‌های چندبخشی با abroad

  • I'd like to send some money abroad می‌خواهم مقداری پول به خارج بفرستم.بانک و پول
پشتیبانی