bed
UK/bed/
US/bed/
معنی bed به فارسی
۱تخت، رختخواب
Meaning of bed
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 FURNITURE noun [C] A1
a piece of furniture where you lie down and sleep at night
فارسیتخت، رختخواب
-
I go to bed at eleven o'clock.
ساعت یازده به رختخواب میروم.
همآیندها collocations- go to bed
- make the bed
- a single bed
- in bed
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با bed
- bed and breakfast اقامتگاه کوچک با صبحانه (مهمانپذیر خانوادگی)هتل و اقامت