crop
UK/krɒp/
US/krɑːp/
معنی crop به فارسی
۱محصول کشاورزی
Meaning of crop
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 FARM PLANT noun [C] B2
a plant that farmers grow in large amounts to sell or eat
فارسیمحصول کشاورزی
-
Farmers in dry regions are switching to crops that need less water.
کشاورزان در مناطق خشک به سراغ محصولاتی میروند که آب کمتری لازم دارند.
همآیندها collocations- grow crops
- crop failure
- a cash crop
واژههای تعریف amounts
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با crop
- crop up (مشکل یا موضوع) ناگهان پیش آمدنافعال عبارتی: مشکل و راهحل (B2)