dinner
UK/ˈdɪnə/
US/ˈdɪnər/
معنی dinner به فارسی
۱شام
Meaning of dinner
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 MEAL noun [C/U] A1
the meal people have late in the day, often after work
فارسیشام
-
We have dinner at eight.
ساعت هشت شام میخوریم.
همآیندها collocations- have dinner
- cook dinner
- dinner time
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با dinner
- Would you like to come over for dinner? دوست دارید برای شام بیایید خانهی ما؟گپوگفت و معاشرت
- Dinner's ready! شام حاضر است!آشپزی و آشپزخانه
- What's for dinner? شام چی داریم؟آشپزی و آشپزخانه