elderly
UK/ˈeldəli/
US/ˈeldərli/
معنی elderly به فارسی
۱سالمند؛ مسن
Meaning of elderly
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 OLD PERSON adjective A2
polite way to say a person is old, with many years of life behind them
فارسیسالمند؛ مسن
-
In Iran, it is common for elderly parents to live close to at least one of their children.
در ایران رایج است که پدر و مادرهای سالمند نزدیک دستکم یکی از فرزندانشان زندگی کنند.
همآیندها collocations- elderly relatives
- the elderly
- care for the elderly
متضاد young
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با elderly
- care for elderly relatives از بستگان سالمند نگهداری کردنسالمندی