سالمندی
Ageing
این مجموعه برای موضوع سالمندی در اسپیکینگ (بخشهای ۱ تا ۳) و رایتینگ تسک ۲ است. هر مدخل را همراه با همنشینهایش یاد بگیر، نه تنها؛ در بخش «منابع واژگانی» دقت، طبیعی بودن و همنشینیِ درست بیشتر از نادر بودن واژه ارزش دارد. عبارتهای ربطی و اصطلاحها را فقط وقتی به کار ببر که واقعاً به جمله میخورند؛ جملهی حفظشده یا اصطلاح تحمیلی نشانهی ضعف است، نه قوت. برچسب «گفتاری / نوشتاری / هر دو» را جدی بگیر و هر مدخل را با یک مثال از زندگی خودت بازسازی کن.
معیار نمرهی واژگان (Lexical Resource) را از توصیفهای رسمی آیلتس بخوانید: Speaking · Writing (متن آنها را اینجا نیاوردهایم؛ فقط مفهومشان را به زبان خودمان گفتهایم).
-
a growing proportion of older people collocation
سهم فزایندهی سالمندان از کل جمعیت
بعد از proportion حرف اضافهی of میآید: a large proportion of people. فعل با اسم بعد از of هماهنگ میشود: a large proportion of people are... ageing (بریتانیایی؛ آمریکایی aging) یعنی «رو به پیری»، نه «پیر»؛ برای یک فرد elderly یا older بگو.
Many European countries now have a growing proportion of older people and fewer young workers.
بسیاری از کشورهای اروپایی اکنون سهم فزایندهای از سالمندان و شمار کمتری کارگر جوان دارند.
- a large proportion of
- a rapidly ageing society
- the proportion of people over 65
-
longevity noun · /lɒnˈdʒevəti/ C1
عمر طولانی؛ زندگی دراز
longevity خودِ «عمر طولانی» را میگوید، ولی life expectancy یک آمار (میانگین سالهای زندگی) است. در گفتار روزمره بیشتر live a long life میگویند.
Regular exercise and a balanced diet are often linked to longevity.
ورزش منظم و رژیم غذایی متعادل اغلب با عمر طولانی مرتبط دانسته میشوند.
- promote longevity
- the secret of longevity
- longevity and good health
-
dependency ratio noun phrase C1
نسبت وابستگی (نسبت افراد غیرشاغل به جمعیت در سن کار)
the number of non-working people compared with working-age people
اصطلاحی تخصصی برای رایتینگ است و در گفتار معمولی کمتر شنیده میشود. در Part 3 اگر بخواهی سادهتر بگویی: there are fewer workers for each retired person.
A rising dependency ratio means fewer workers must support more retired people.
بالا رفتن نسبت وابستگی یعنی شمار کمتری شاغل باید هزینهی شمار بیشتری بازنشسته را تأمین کنند.
- a rising dependency ratio
- the old-age dependency ratio
- reduce the dependency ratio
-
workforce noun · /ˈwɜːkfɔːs/
نیروی کار (همهی شاغلان یک کشور یا شرکت)
workforce معمولاً با فعل مفرد میآید و جمعاش (workforces) فقط برای چند شرکت یا کشور است. «کارگر» تکی worker است، نه workforce.
A smaller workforce has to pay for the pensions of a growing number of older people.
نیروی کار کوچکتری باید هزینهی مستمری شمار روزافزونی از سالمندان را بپردازد.
- a shrinking workforce
- a skilled workforce
- join the workforce
- a large workforce
-
raise the retirement age collocation
سنِ بازنشستگی را بالا بردن
raise متعدی است (کسی چیزی را بالا میبرد): Governments raise the age. rise ناگذر است: Prices rise. غلط رایج: rise the retirement age.
Several governments have decided to raise the retirement age to keep pensions affordable.
چند دولت تصمیم گرفتهاند سن بازنشستگی را بالا ببرند تا پرداخت مستمریها ممکن بماند.
- raise the retirement age to 67
- lower the retirement age
- a fixed retirement age
- the official retirement age
فقط ۵ واژهی اول نمایش داده شد. این دسته ویژهی مشترکان است.
دیدن طرحها پلاس چه چیزهایی را باز میکند؟