جرم و مجازات
Crime and punishment
این مجموعه برای موضوع «جرم و مجازات» در Speaking (بخش ۱ تا ۳) و Writing Task 2 است. واژههایی مثل crime و punishment را قبلاً یاد گرفتهای؛ اینجا چیزهای دقیقتر مثل probation و reoffending و عبارتهای همنشین مثل turn to crime یا act as a deterrent را تمرین کن. معیار Lexical Resource دقت، طبیعی بودن و همنشینی درست است، نه تعداد اصطلاح. اصطلاحها (مثل slap on the wrist) را فقط وقتی به کار ببر که در جملهی خودت طبیعی بنشیند؛ حفظ کردن و تحمیل کردن آنها نمره را پایین میآورد.
معیار نمرهی واژگان (Lexical Resource) را از توصیفهای رسمی آیلتس بخوانید: Speaking · Writing (متن آنها را اینجا نیاوردهایم؛ فقط مفهومشان را به زبان خودمان گفتهایم).
-
petty crime noun phrase
جرایم خرد (مثل دزدیهای کوچک)
شمارشناپذیر است. مقابلش serious crime یا violent crime است. صفت petty معمولاً یعنی «کماهمیت»، ولی در petty crime فقط به کوچک بودن جرم اشاره دارد.
Petty crime such as shoplifting is more common in areas with high youth unemployment.
جرایم خرد مانند کشرفتن کالا از فروشگاه در مناطقی که بیکاری جوانان بالاست رایجتر است.
- commit petty crime
- petty criminals
- petty theft
-
vandalism noun · /ˈvændəlɪzəm/ C1
تخریب عمدی اموال عمومی یا شخصی
شمارشناپذیر است؛ فعلش vandalise (در آمریکا vandalize) و فرد vandal است. تعریفش فقط تخریب است، نه سرقت.
Bus shelters in this area are often damaged by vandalism.
ایستگاههای اتوبوس این منطقه اغلب بر اثر تخریب عمدی آسیب میبینند.
- acts of vandalism
- prevent vandalism
- vandalism and graffiti
-
anti-social behaviour noun phrase
رفتار آزاردهندهی اجتماعی (سروصدا، تخریب، مزاحمت)
املای بریتانیایی behaviour است (آمریکایی behavior). anti-social اینجا یعنی «مزاحم جامعه»، نه «گوشهگیر»؛ برای «گوشهگیر» unsociable یا reserved بهتر است.
The council has introduced new rules to deal with anti-social behaviour in the town centre.
شورای شهر برای مقابله با رفتارهای آزاردهنده در مرکز شهر قوانین تازهای وضع کرده است.
- tackle anti-social behaviour
- a rise in anti-social behaviour
- anti-social behaviour among teenagers
-
juvenile adjective · /ˈdʒuːvənaɪl/ C1
مربوط به نوجوانان (بهویژه در امور حقوقی)؛ زیر سن قانونی
در متن رسمی و حقوقی به کار میرود؛ در گفتار از young offenders یا teenagers استفاده کن. juvenile در گفتار روزمره ممکن است «بچگانه» معنی دهد و لحن توهینآمیز بگیرد.
Juvenile offenders are usually sent to special centres rather than ordinary prisons.
نوجوانان مجرم معمولاً به مراکز ویژه فرستاده میشوند، نه زندان معمولی.
- juvenile offenders
- juvenile crime
- a juvenile court
- juvenile delinquency
-
cybercrime noun · /ˈsaɪbəkraɪm/
جرایم سایبری؛ جرایم اینترنتی
معمولاً شمارشناپذیر است و یک کلمه نوشته میشود. مصداقها: hacking، phishing، online fraud. در Task 2 دربارهی «پلیس باید چه کند» مفید است.
Cybercrime is growing quickly because criminals can attack victims in other countries from their own homes.
جرایم سایبری به سرعت در حال رشدند چون مجرمان میتوانند از خانهی خودشان به قربانیان کشورهای دیگر حمله کنند.
- tackle cybercrime
- victims of cybercrime
- combat cybercrime
- a cybercrime unit
فقط ۵ واژهی اول نمایش داده شد. این دسته ویژهی مشترکان است.
دیدن طرحها پلاس چه چیزهایی را باز میکند؟