۳۸ واژهB2آیلتس: فرهنگپلاس

فرهنگ و سنت

Culture and tradition

این مجموعه برای صحبت درباره‌ی رسوم، جشن‌ها، زبان و هویت فرهنگی در Speaking (به‌ویژه Part 2 و 3) و Writing Task 2 است. برای هر عبارت یک جمله درباره‌ی تجربه‌ی خودتان یا فرهنگ خودتان بنویسید تا طبیعی و دقیق شود. در معیار «منابع واژگانی» هم‌نشینی درست و لحن مناسب ارزش دارد، نه تعداد اصطلاح‌ها؛ عبارت‌های حفظی و زورکی را در جواب وارد نکنید. Old habits die hard و hang on to فقط در گفتار طبیعی‌اند.

معیار نمره‌ی واژگان (Lexical Resource) را از توصیف‌های رسمی آیلتس بخوانید: Speaking · Writing (متن آن‌ها را اینجا نیاورده‌ایم؛ فقط مفهومشان را به زبان خودمان گفته‌ایم).

  1. mother tongue noun phrase

    زبان مادری

    Speaking · Writing

    هم‌معنی native language است ولی mother tongue عاطفی‌تر است. «maternal language» غلط است. در Part 1 درباره‌ی زبان‌ها طبیعی است.

    Children learn best when they are first taught in their mother tongue.

    بچه‌ها وقتی اول به زبان مادری‌شان آموزش می‌بینند بهتر یاد می‌گیرند.

    • speak your mother tongue
    • lose your mother tongue
    • mother-tongue education
  2. cherish verb · /ˈtʃerɪʃ/ B1

    عزیز داشتن، گرامی داشتن

    Speaking · Writing

    از like و value احساسی‌تر و مثبت‌تر است؛ برای خاطره، سنت و رابطه می‌آید. در Part 2 درباره‌ی چیزی که برایتان باارزش است عالی است.

    Many people cherish the traditions they inherited from their grandparents.

    بسیاری از مردم سنت‌هایی را که از پدربزرگ و مادربزرگشان به ارث برده‌اند گرامی می‌دارند.

    • cherish a memory
    • cherish traditions
    • a cherished tradition
  3. folklore noun · /ˈfəʊklɔː/ C1

    فرهنگ عامه، فولکلور (افسانه‌ها و باورهای سنتی)

    Speaking · Writing

    غیرقابل‌شمارش است (بدون a)؛ یک داستان می‌شود a folk tale. صفتش folk است (folk music).

    Many of the stories in local folklore are told to children at bedtime.

    بسیاری از قصه‌های فرهنگ عامه‌ی محلی شب‌ها برای بچه‌ها تعریف می‌شود.

    • local folklore
    • folklore and legend
    • a figure from folklore
  4. dialect noun · /ˈdaɪəlekt/ C1

    گویش (شکل محلی زبان با واژه‌ها و دستور خاص)

    Speaking · Writing

    dialect شامل واژه‌ها و دستور خاص منطقه است، ولی accent فقط تلفظ را می‌گوید. در فارسی «گویش» برای dialect و «لهجه» برای accent دقیق‌تر است.

    My grandmother still speaks the dialect of her village, which I only half understand.

    مادربزرگم هنوز به گویش روستایش حرف می‌زند که من فقط نصفش را می‌فهمم.

    • a local dialect
    • a regional dialect
    • speak in dialect
  5. heirloom noun · /ˈeəluːm/ C1

    یادگار خانوادگی (چیز ارزشمندی که از نسل‌های قبل مانده)

    Speaking

    حرف h در heir و heirloom تلفظ نمی‌شود (مثل honest). برای Part 2 درباره‌ی «چیزی که برایتان ارزش عاطفی دارد» بسیار طبیعی است.

    This old carpet is a family heirloom, and my mother would never sell it.

    این فرش قدیمی یادگار خانوادگی ماست و مادرم هرگز آن را نمی‌فروشد.

    • a family heirloom
    • a precious heirloom
    • inherit an heirloom

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی