enough
UK/ɪˈnʌf/
US/ɪˈnʌf/
معنی enough به فارسی
۱کافی، به اندازهی کافی
Meaning of enough
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 ALL YOU NEED determiner enough + noun A2
as much or as many as you need
فارسیکافی، به اندازهی کافی
-
We don't have enough time.
وقت کافی نداریم.
همآیندها collocations- enough time
- enough money
- big enough
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با enough
- fair enough باشد؛ قبول؛ حق با توستنظر دادن، موافقت و مخالفت