نظر دادن، موافقت و مخالفت
Giving opinions, agreeing and disagreeing
-
in my experience phrase · /ɪn maɪ ɪkˈspɪəriəns/
طبق تجربهی من؛ از تجربهی خودم
نظر را به تجربهی شخصی تکیه میدهد، پس ادعایی کلی نمیکند و مؤدبانه است. خنثی؛ در گفتار و نوشتار مناسب. عبارت ثابت است و experience در آن بدون s میآید (in my experiences ✗). بعدش ویرگول و جملهی کامل میآید.
A: Is it hard to find a flat here? B: In my experience, it takes at least a month.
الف: پیدا کردن آپارتمان اینجا سخت است؟ ب: طبق تجربهی من، دستکم یک ماه طول میکشد.
- In my experience, …
- in my experience, most people …
- in my own experience
-
personally, I'd say phrase · /ˈpɜːsənəli aɪd ˈseɪ/
شخصاً میگویم؛ به نظر خودم
نرم و مؤدبانه؛ Personally نشان میدهد این فقط نظر شخصی شماست و I'd say از I think محتاطتر است. بعد از Personally معمولاً ویرگول میآید. قید است، پس personal ✗ نگویید.
A: Which is better for learning, films or books? B: Personally, I'd say films are more fun.
الف: برای یادگیری کدام بهتر است، فیلم یا کتاب؟ ب: شخصاً میگویم فیلمها جذابترند.
- Personally, I'd say it's worth it
- Personally, I'd say no
- personally, I'd say that …
-
in my view phrase · /ɪn maɪ ˈvjuː/
از نظر من؛ به نظر من
کمی رسمیتر از I think؛ در گفتار و نوشتار هر دو مناسب است و بعدش دلیل بیاورید. حرف اضافه همیشه in است. According to me ✗ در انگلیسی طبیعی نیست؛ «طبق نظر من» را in my view یا in my opinion بگویید.
A: Should lessons be longer? B: In my view, students need more breaks, not longer lessons.
الف: درسها باید طولانیتر شوند؟ ب: از نظر من، دانشآموزان به استراحت بیشتر نیاز دارند، نه درس طولانیتر.
- In my view, …
- in my view, it is better to …
- in my view, the main problem is …
-
I reckon phrase · /aɪ ˈrekən/
فکر کنم؛ به گمانم
غیررسمی و گفتاری، بیشتر بریتانیایی (و استرالیایی)؛ نزدیک به I think و معمولاً برای حدس یا نظر غیرقطعی. بعدش جملهی کامل میآید و that را میشود حذف کرد. پاسخ کوتاه: I reckon so. در Writing و موقعیت رسمی نیاید.
A: Will it rain tomorrow? B: I reckon it will. Take an umbrella.
الف: فردا باران میبارد؟ ب: فکر کنم ببارد. چتر ببر.
- I reckon (that) …
- I reckon so
- What do you reckon?
-
the way I see it phrase · /ðə ˈweɪ aɪ ˈsiː ɪt/
از دید من؛ آنطور که من میبینم
غیررسمی و گفتگویی؛ برای جمعبندی وضعیت یا گفتن انتخابها خوب است. شکلش ثابت است: the way I see it. ضمیر را میشود عوض کرد: the way she sees it. در نوشتار رسمی نیاید.
A: Flat or house? B: The way I see it, a flat near work saves time and money.
الف: آپارتمان یا خانه؟ ب: از دید من، آپارتمان نزدیک محل کار هم در وقت صرفهجویی میکند هم در هزینه.
- The way I see it, …
- the way I see things
- the way he sees it
فقط ۵ واژهی اول نمایش داده شد. این دسته ویژهی مشترکان است.
دیدن طرحها