fight off

phrasal verb B1
UK/ˌfaɪt ˈɒf/ US/ˌfaɪt ˈɔːf/

معنی fight off به فارسی

۱(بیماری یا عفونت را) دفع کردن، مقاومت کردن در برابر

Meaning of fight off

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 RESIST ILLNESS phrasal verb [T] B1

    to use your body's strength to stop a sickness from making you ill

    فارسی(بیماری یا عفونت را) دفع کردن، مقاومت کردن در برابر

    • Getting enough sleep helps your body fight off infections.

      خواب کافی به بدن کمک می‌کند در برابر عفونت‌ها مقاومت کند.

    هم‌آیندها collocations
    • fight off an infection
    • fight off a cold
    • fight off a virus
    • fight off sleep

    رسمی‌تر برای نوشتن resist واژه‌های تعریف sickness

پشتیبانی