افعال عبارتی: سلامت و ورزش (B1)
Phrasal verbs: health and fitness (B1)
افعال عبارتی بیماری، دارو، خواب و ورزش: سرماخوردگی، خوب شدن، تغذیه و تمرین. هر کارت فقط یک معنی از فعل عبارتی را یاد میدهد؛ معنیهای دیگر همان فعل در دستههای دیگر هستند و در صفحهی خود واژه به هم لینک میشوند. نکتهی آیلتس: افعال عبارتی در Speaking طبیعی و مناسباند، ولی در Academic Writing Task 2 معمولاً معادل رسمی تککلمهای (مثل postpone بهجای put off) انتخاب بهتری است.
-
come down with phrasal verb
(به بیماری خفیف) مبتلا شدن
start to suffer from an illness
سهجزئی: come down with it ✓ / come down it with ✗. بیشتر برای بیماریهای عادی و حاد (مثل سرماخوردگی، آنفلوانزا) میآید؛ برای بیماریهای مزمن به کار نمیرود.
I think I'm coming down with a cold.
فکر میکنم دارم سرما میخورم.
- come down with a cold
- come down with flu
- come down with a fever
- come down with something
-
pick up phrasal verb
(بیماری یا میکروب) گرفتن، گرفتار شدن
catch an illness
معادل رسمی برای نوشتار: catch · contract
جداشدنی: pick it up ✓ / pick up it ✗. گفتاری و بیشتر برای بیماریهای سبک: pick up a bug (ویروس یا میکروب). «pick it up ✓». در متن رسمی catch یا contract (برای بیماری جدی) بهتر است.
I must have picked up a bug on the plane.
حتماً توی هواپیما ویروسی گرفتهام.
- pick up a cold
- pick up a bug
- pick up an infection
- pick up a virus
معناهای دیگر pick up (۸)
- A2 lift something from a surface · (از زمین یا میز) برداشتن افعال عبارتی: ضروریهای پایه (A2)
- B1 افعال عبارتی: خرید و پول (B1)
- B1 افعال عبارتی: درس و یادگیری (B1)
- B1 افعال عبارتی: فناوری و تلفن (B1)
- B1 افعال عبارتی: سفر و حملونقل (B1)
- B2 افعال عبارتی: ضروریهای سطح B2 (B2)
- B2 افعال عبارتی: جامعه و زندگی عمومی (B2)
- B2 افعال عبارتی: سفر و حملونقل (B2)
-
come on phrasal verb B2
(بیماری یا علائم) شروع شدن، در راه بودن
begin to affect you
معمولاً با feel و ing میآید: I can feel a cold coming on. معنیهای دیگر come on (عجله کن، روشن شدن) در دستهی A2 هستند.
I can feel a headache coming on, so I'm going to lie down.
حس میکنم دارد سردردی شروع میشود، برای همین میروم دراز بکشم.
- a headache coming on
- a cold coming on
- feel a migraine coming on
- I can feel it coming on
معناهای دیگر come on (۲)
- A2 urge someone to hurry or go · زود باش! یالا! افعال عبارتی: ضروریهای پایه (A2)
- A2 start working by itself · (خودبهخود) روشن شدن افعال عبارتی: خانه و روزمرگی (A2)
-
flare up phrasal verb B2
(بیماری یا درد) ناگهان شدت گرفتن
suddenly become worse
معادل رسمی برای نوشتار: worsen
ناگذر. اسم: a flare-up (شدتگیری ناگهانی). برای دعوا و تنش هم میآید: tempers flared up. در رایتینگ رسمی worsen یا deteriorate بهتر است.
My asthma tends to flare up in spring when there is a lot of pollen.
آسم من معمولاً در بهار که گردهی گیاهان زیاد است ناگهان شدت میگیرد.
- asthma flares up
- an old injury flares up
- symptoms flare up
- a flare-up
-
pass out phrasal verb
از هوش رفتن، غش کردن
lose consciousness
معادل رسمی برای نوشتار: faint
ناگذر. رسمیتر: faint، و پزشکی: lose consciousness. black out هم میگویند. پس از آن: come round / come to (به هوش آمدن).
It was so hot in the hall that one of the students passed out.
سالن آنقدر گرم بود که یکی از دانشجوها از حال رفت.
- pass out from the heat
- pass out suddenly
- nearly pass out
- pass out with pain
فقط ۵ واژهی اول نمایش داده شد. این دسته ویژهی مشترکان است.
دیدن طرحها پلاس چه چیزهایی را باز میکند؟