افعال عبارتی: جامعه و زندگی عمومی (B2)
Phrasal verbs: society and public life (B2)
فعلهای عبارتی خبر و جامعه: جرم و پلیس، دادگاه، انتخابات و سیاستگذاری، اعتراض و افکار عمومی؛ همانهایی که در خبر و گزارشها زیاد میشنوی. هر کارت فقط یک معنی از یک فعل عبارتی را آموزش میدهد؛ معنیهای دیگر همان فعل در دستههای دیگر هست و در صفحهی خودِ واژه خودکار به هم لینک میشوند. در آیلتس اسپیکینگ فعلهای عبارتی طبیعی و خوشایندند، ولی در رایتینگ آکادمیک تسک ۲ معمولاً معادل رسمی تککلمهای (که در کارت آمده) انتخاب بهتری است.
-
break in phrasal verb
(برای دزدی) بهزور وارد شدن
enter a building by force to steal
مفعول مستقیم نمیگیرد؛ وقتی مکان را میگویی break into میآید: «They broke into the shop» (break into it ✓). اسم: a break-in = ورود بهزور و سرقت.
Someone broke in while we were on holiday and stole our TV.
وقتی ما به مسافرت رفته بودیم کسی بهزور وارد خانه شد و تلویزیونمان را دزدید.
- someone broke in
- break in through a window
- break in and steal
- break in at night
-
hold up phrasal verb
(با تهدید، معمولاً با اسلحه) سرقت مسلحانه کردن از (بانک، مغازه)
rob a place using threats or a weapon
معادل رسمی برای نوشتار: rob
جداشدنی: hold it up ✓ / hold up it ✗. اسم: a hold-up. این معنی با «hold up = تأخیر انداختن» فرق دارد و از مفعول (بانک، مغازه) و فضای جمله تشخیص داده میشود. در رایتینگ: rob.
Two men held up a petrol station near the motorway last night.
دو مرد دیشب از یک پمپبنزین نزدیک بزرگراه سرقت مسلحانه کردند.
- hold up a bank
- hold up a shop
- held up at gunpoint
- an armed hold-up
معناهای دیگر hold up (۳)
- A2 raise something and keep it in the air · (دست یا چیزی را) بالا نگه داشتن افعال عبارتی: ضروریهای پایه (A2)
- B2 افعال عبارتی: مشکل و راهحل (B2)
- B2 افعال عبارتی: پژوهش و مطالعهی دانشگاهی (B2)
-
get away phrasal verb
(از محل جرم یا دست پلیس) فرار کردن، در رفتن
escape from a place or from people chasing you
معادل رسمی برای نوشتار: escape
مفعول مستقیم نمیگیرد؛ مکان یا کسی که از او فرار میکنی با from میآید: get away from the police. get away with something یعنی بدون مجازات ماندن و معنی جدا دارد. اسم: a getaway car.
The thief got away on a motorbike.
دزد با موتور فرار کرد.
- get away from the police
- get away in a car
- narrowly get away
- try to get away
معناهای دیگر get away (۱)
-
tip off phrasal verb C1
(پلیس یا مسئولان را) از قبل خبردار کردن، خبر دادن
secretly warn someone with useful information
معادل رسمی برای نوشتار: alert · inform
tip him off ✓ / tip off him ✗. اسم: a tip-off. بیشتر در خبر و گزارش جرم میآید. در رایتینگ رسمی alert یا inform بهتر است.
Someone tipped off the police, and they arrived before the thieves had left.
کسی به پلیس خبر داده بود و پلیس پیش از رفتن دزدها رسید.
- tip off the police
- tip someone off about something
- an anonymous tip-off
- tipped off by a neighbour
-
pick up phrasal verb
(پلیس) گرفتن، بازداشت کردن (گفتاری)
arrest someone or take them in for questioning
معادل رسمی برای نوشتار: arrest · detain
جداشدنی: pick it up ✓ / pick up it ✗. گفتاری و خبری؛ pick him up ✓. معنیهای دیگر pick up (برداشتن، سوار کردن، یاد گرفتن) در کارتهای دیگر است. در رایتینگ: arrest یا detain.
The police picked him up outside the station this morning.
پلیس امروز صبح او را بیرون ایستگاه گرفت.
- pick someone up for questioning
- get picked up by the police
- pick up a suspect
- picked up on suspicion of
معناهای دیگر pick up (۸)
- A2 lift something from a surface · (از زمین یا میز) برداشتن افعال عبارتی: ضروریهای پایه (A2)
- B1 افعال عبارتی: سلامت و ورزش (B1)
- B1 افعال عبارتی: خرید و پول (B1)
- B1 افعال عبارتی: درس و یادگیری (B1)
- B1 افعال عبارتی: فناوری و تلفن (B1)
- B1 افعال عبارتی: سفر و حملونقل (B1)
- B2 افعال عبارتی: ضروریهای سطح B2 (B2)
- B2 افعال عبارتی: سفر و حملونقل (B2)
فقط ۵ واژهی اول نمایش داده شد. این دسته ویژهی مشترکان است.
دیدن طرحها پلاس چه چیزهایی را باز میکند؟