۳۷ واژهB1سفرپلاس

افعال عبارتی: سفر و حمل‌ونقل (B1)

Phrasal verbs: travel and transport (B1)

افعال عبارتی روزمره‌ی سفر: فرودگاه، جاده، قطار و هتل. هر کارت فقط یک معنی از فعل عبارتی را آموزش می‌دهد؛ معنی‌های دیگر همان فعل در دسته‌های دیگر هست و در صفحه‌ی خودِ واژه خودکار به هم لینک می‌شوند. در آیلتس اسپیکینگ فعل‌های عبارتی طبیعی و خوشایندند، ولی در رایتینگ آکادمیک تسک ۲ معمولاً معادل رسمی تک‌کلمه‌ای (که در کارت آمده) انتخاب بهتری است.

  1. get on phrasal verb

    سوار شدن (اتوبوس، قطار، هواپیما)

    Speaking · Writing جدانشدنی

    board a bus or train

    جدانشدنی: get on it ✓ / get it on ✗. «get on it ✓». برای ماشین شخصی و تاکسی از get in استفاده می‌شود، نه get on. ضد آن get off است.

    Hurry up and get on the bus before the doors close!

    عجله کن و قبل از بسته شدن درها سوار اتوبوس شو!

    • get on the bus
    • get on the train
    • get on a plane
    • get on board
    معناهای دیگر get on (۱)
  2. get off phrasal verb

    پیاده شدن (از اتوبوس، قطار، هواپیما)

    Speaking · Writing جدانشدنی

    leave a bus or train

    جدانشدنی: get off it ✓ / get it off ✗. «get off it ✓». برای ماشین و تاکسی get out of می‌گوییم. ضد get on است.

    Get off at the third stop and walk towards the bridge.

    ایستگاه سوم پیاده شو و به سمت پل برو.

    • get off the bus
    • get off at the next stop
    • get off the train
    • get off the plane
  3. pick up phrasal verb

    (با ماشین) دنبال کسی رفتن و سوارش کردن

    Speaking · Writing جداشدنی

    collect someone by car

    معادل رسمی برای نوشتار: collect

    «pick me up ✓ / pick up me ✗»؛ با اسم هر دو شکل درست است: pick up my sister / pick my sister up. معنی‌های دیگر pick up (برداشتن، یاد گرفتن) در دسته‌های دیگر است.

    I'll pick you up from the airport at six.

    ساعت شش از فرودگاه دنبالت می‌آیم.

    • pick someone up from the airport
    • pick up a friend
    • pick the children up from school
    • pick up a passenger
    معناهای دیگر pick up (۸)
  4. drop off phrasal verb

    (با ماشین) کسی یا چیزی را جایی رساندن و پیاده کردن

    Speaking · Writing جداشدنی

    drop someone off by car

    «drop me off ✓ / drop off me ✗». کنار pick up می‌آید: «I'll drop you off, then pick you up later».

    Can you drop me off at the station on your way to work?

    می‌شود سر راهت به محل کار مرا جلوی ایستگاه پیاده کنی؟

    • drop someone off at the station
    • drop the kids off at school
    • drop off a parcel
  5. see off phrasal verb

    بدرقه کردن

    Speaking · Writing جداشدنی

    say goodbye at departure

    «see her off ✓ / see off her ✗». مقصد معمولاً بعد از at می‌آید. فقط برای کسی که راهی سفر است؛ خوشامدگویی به رسیدن را welcome می‌گویند.

    My whole family came to the airport to see me off.

    تمام خانواده‌ام برای بدرقه‌ی من به فرودگاه آمدند.

    • see someone off at the airport
    • come to see me off
    • see someone off at the station

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی