hair
UK/heə/
US/her/
معنی hair به فارسی
۱مو، موی سر
Meaning of hair
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 ON HEAD noun [U] A1
the thin, soft things that grow on the head of a person
فارسیمو، موی سر
-
My grandmother has long white hair.
مادربزرگم موهای بلند و سفید دارد.
-
My sister has long black hair.
خواهرم موهای بلند و مشکی دارد.
همآیندها collocations- long hair
- brush your hair
- wash your hair
- a haircut
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با hair
- split hairs موشکافی بیهوده کردن، روی جزئیات بیاهمیت بحث کردناصطلاحها: نظر و بحث
خانوادهی واژه
- haircut
- hairy