journey
معنی journey به فارسی
۱سفر (مسیر رفتن از جایی به جای دیگر)۲مسیر، سفر (به معنای فرایند رشد و تغییر)
Meaning of journey
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 TRAVEL TRIP noun [C] A2
time spent going to a place that is far away, for example by train or car
فارسیسفر (مسیر رفتن از جایی به جای دیگر)
-
The train journey to the coast takes about six hours.
سفر با قطار تا ساحل حدود شش ساعت طول میکشد.
همآیندها collocations- a long journey
- a train journey
- make a journey
- have a safe journey
-
-
2 LONG PROCESS noun [C] B1
a long process of change, in which a person learns and grows
فارسیمسیر، سفر (به معنای فرایند رشد و تغییر)
-
Learning a new language is a long journey, but it is worth it.
یادگیری یک زبان جدید سفری طولانی است، اما ارزشش را دارد.
واژههای تعریف process
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با journey
- cut journey times زمان سفر را کاهش دادنحملونقل