journey

noun A2
UK/ˈdʒɜːni/ US/ˈdʒɜːrni/

معنی journey به فارسی

۱سفر (مسیر رفتن از جایی به جای دیگر)۲مسیر، سفر (به معنای فرایند رشد و تغییر)

Meaning of journey

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 TRAVEL TRIP noun [C] A2

    time spent going to a place that is far away, for example by train or car

    فارسیسفر (مسیر رفتن از جایی به جای دیگر)

    • The train journey to the coast takes about six hours.

      سفر با قطار تا ساحل حدود شش ساعت طول می‌کشد.

    هم‌آیندها collocations
    • a long journey
    • a train journey
    • make a journey
    • have a safe journey

    هم‌معنی trip, travel واژه‌های تعریف distance

  2. 2 LONG PROCESS noun [C] B1

    a long process of change, in which a person learns and grows

    فارسیمسیر، سفر (به معنای فرایند رشد و تغییر)

    • Learning a new language is a long journey, but it is worth it.

      یادگیری یک زبان جدید سفری طولانی است، اما ارزشش را دارد.

    واژه‌های تعریف process

عبارت‌ها و فعل‌های چندبخشی با journey

پشتیبانی