۳۹ واژهB2آیلتس: حمل‌ونقلپلاس

حمل‌ونقل

Transport

واژگان آیلتس درباره‌ی حمل‌ونقل، ترافیک و ایمنی جاده‌ها برای Speaking (بخش‌های ۱ تا ۳) و Writing Task 2. برای Lexical Resource مهم است که واژه را با هم‌نشین درست و لحن مناسب بنویسید (reduce reliance on، نه reduce dependence of). هر عبارت را با تجربه‌ی واقعی خودتان از رفت‌وآمد در شهر بسازید. عبارت‌های حفظی و اجباری امتیازی نمی‌آورند و در گفتار غیرطبیعی به نظر می‌رسند؛ فقط وقتی به جمله می‌خورند استفاده کنید.

معیار نمره‌ی واژگان (Lexical Resource) را از توصیف‌های رسمی آیلتس بخوانید: Speaking · Writing (متن آن‌ها را اینجا نیاورده‌ایم؛ فقط مفهومشان را به زبان خودمان گفته‌ایم).

  1. cycle lane noun phrase

    مسیر ویژه‌ی دوچرخه

    Speaking · Writing

    در آمریکایی bike lane می‌گویند. protected cycle lane مسیری است که با مانع از ماشین‌ها جدا شده است.

    The council has painted a new cycle lane along the main road to the university.

    شهرداری در امتداد جاده‌ی اصلی دانشگاه یک مسیر ویژه‌ی دوچرخه رنگ‌آمیزی کرده است.

    • a protected cycle lane
    • build cycle lanes
    • a bus lane
  2. a lengthy commute collocation

    رفت‌وآمد طولانی (هر روز)

    Speaking · Writing

    commute در اینجا اسم است؛ فعل هم است. lengthy رسمی‌تر از long است، ولی کمی منفی است.

    A lengthy commute can leave workers exhausted before the working day has even begun.

    یک رفت‌وآمد طولانی می‌تواند کارکنان را پیش از شروع روز کاری خسته کند.

    • a long commute
    • a daily commute
    • a ninety-minute commute
  3. rush-hour traffic collocation

    ترافیک ساعات شلوغ (صبح و عصر)

    Speaking

    با خط تیره قبل از اسم می‌آید (rush-hour traffic)، ولی بدون خط تیره: at rush hour. پیک ترافیک را peak hours هم می‌گویند.

    I leave home at six to avoid the worst of the rush-hour traffic.

    ساعت شش از خانه بیرون می‌زنم تا از بدترین بخش ترافیک ساعات شلوغ دور بمانم.

    • avoid the rush hour
    • caught in rush-hour traffic
    • outside the rush hour
  4. congested adjective · /kənˈdʒestɪd/

    پرترافیک، شلوغ (جاده یا شهر)

    Speaking · Writing

    اسمش congestion است. congested برای جاده، شهر و شبکه‌ی حمل‌ونقل است؛ برای آدم‌ها crowded می‌گویند.

    The roads around the station are so congested that buses are often late.

    جاده‌های اطراف ایستگاه چنان پرترافیک است که اتوبوس‌ها اغلب دیر می‌رسند.

    • congested roads
    • a congested city centre
    • heavily congested
  5. bottleneck noun · /ˈbɒtlnek/ C1

    گلوگاه (نقطه‌ای که جریان ترافیک تنگ می‌شود)

    Speaking · Writing

    در معنای مجازی هم کاربرد دارد (bottlenecks in production). در Writing برای نقطه‌ی ضعف شبکه عالی است.

    The narrow bridge is a major bottleneck during the morning rush hour.

    پل باریک در ساعات شلوغ صبح یک گلوگاه بزرگ است.

    • cause a bottleneck
    • a bottleneck on the motorway
    • bottlenecks in the system

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی