تبلیغات
Advertising
این مجموعه برای موضوع تبلیغات در اسپیکینگ (مثلاً «یک تبلیغ را که یادت مانده توصیف کن» در Part 2 و بحث دربارهی تأثیر تبلیغات بر کودکان در Part 3) و رایتینگ تسک ۲ است. واژهها را همراه با همنشینهایشان یاد بگیر؛ در بخش «منابع واژگانی» دقت، طبیعی بودن و همنشینی درست بیشتر ارزش دارد تا نادر بودن واژه. عبارتهای ربطی و اصطلاحها را فقط جایی به کار ببر که واقعاً به جمله میخورند؛ جملهی حفظشده یا اصطلاح تحمیلی به نتیجهات آسیب میزند. برچسب «گفتاری / نوشتاری / هر دو» را رعایت کن و هر مدخل را با مثالی از تجربهی خودت بازسازی کن.
معیار نمرهی واژگان (Lexical Resource) را از توصیفهای رسمی آیلتس بخوانید: Speaking · Writing (متن آنها را اینجا نیاوردهایم؛ فقط مفهومشان را به زبان خودمان گفتهایم).
-
billboard noun · /ˈbɪlbɔːd/
تابلوی تبلیغاتی بزرگ (کنار جاده یا در شهر)
در بریتانیا گاهی hoarding هم میگویند. billboard برای تبلیغات بیرون از خانه است؛ برای آگهی روزنامه از advertisement یا advert استفاده کن.
A huge billboard for a new phone covered the whole side of the building.
یک تابلوی تبلیغاتی غولپیکر برای یک گوشی جدید تمام یک طرف ساختمان را پوشانده بود.
- a roadside billboard
- put up a billboard
- billboard advertising
-
gimmick noun · /ˈɡɪmɪk/ C1
ترفند تبلیغاتی (فقط برای جلب توجه، بدون ارزش واقعی)
لحن منفی دارد و یعنی «چیزی که فقط برای جلب توجه است». بهجای trick (که شوخی یا فریب است) برای تبلیغات gimmick بگو.
Free plastic toys in children's meals are just a marketing gimmick.
اسباببازی پلاستیکیِ رایگان داخل غذای بچهها فقط یک ترفند تبلیغاتی است.
- a marketing gimmick
- a publicity gimmick
- nothing more than a gimmick
- a cheap gimmick
-
hype noun · /haɪp/ C1
جار و جنجال تبلیغاتی؛ تبلیغ اغراقآمیز و پرسروصدا
شمارشناپذیر است. معمولاً بار منفی دارد: تبلیغ بیش از واقعیت. live up to the hype یعنی «آنقدر که میگفتند خوب بودن»؛ معمولاً بهشکل منفی به کار میرود.
The new game did not live up to the hype.
بازی جدید آنقدرها که تبلیغ شده بود خوب نبود.
- live up to the hype
- media hype
- a lot of hype
- believe the hype
-
exaggerate verb · /ɪɡˈzædʒəreɪt/
بزرگنمایی کردن؛ اغراق کردن
املا: exaggerate با دو g (ex-agg-erate). اسمش exaggeration است. فعل رسمیتر: overstate. در Part 1 و 3 هم راحت به کار میرود.
Adverts often exaggerate the benefits of a product.
آگهیها اغلب فواید یک محصول را بزرگنمایی میکنند.
- grossly exaggerate
- exaggerate the benefits
- exaggerate the importance of
- tend to exaggerate
-
deceptive adjective · /dɪˈseptɪv/
فریبنده؛ گمراهکننده (معمولاً از روی قصد)
فعل deceive و اسم deception است. با misleading (که در سایت هست) فرق دارد: misleading میتواند ناخواسته باشد ولی deceptive معمولاً قصد فریب دارد.
Companies that use deceptive advertising can be fined in many countries.
در بسیاری از کشورها شرکتهایی که از تبلیغات فریبنده استفاده میکنند جریمه میشوند.
- deceptive advertising
- a deceptive claim
- deceptive practices
- deceptively simple
فقط ۵ واژهی اول نمایش داده شد. این دسته ویژهی مشترکان است.
دیدن طرحها پلاس چه چیزهایی را باز میکند؟