کار و شغل
Work and careers
این مجموعه برای موضوع «کار و شغل» در Speaking (بخش ۱ تا ۳) و Writing Task 2 است. بهجای واژههای سادهی job و money، عبارتهای دقیق و همنشینهای طبیعی را یاد بگیر؛ معیار نمرهی Lexical Resource دقت، طبیعی بودن و همنشینی درست است نه تعداد واژههای سخت. هر مدخل را در جملهی خودت بساز، به یادداشت دربارهی لحن و کاربرد توجه کن، و هیچ اصطلاحی را فقط برای تأثیرگذاری حفظ نکن: اصطلاح اجباری یا بیجا نمرهات را پایین میآورد.
معیار نمرهی واژگان (Lexical Resource) را از توصیفهای رسمی آیلتس بخوانید: Speaking · Writing (متن آنها را اینجا نیاوردهایم؛ فقط مفهومشان را به زبان خودمان گفتهایم).
-
job satisfaction noun phrase
رضایت شغلی
شمارشناپذیر است (نه job satisfactions). در Task 2 برای مقایسهی «پول» و «رضایت از کار» عالی است: job satisfaction matters more than pay.
Surveys show that job satisfaction depends more on good colleagues than on a high salary.
نظرسنجیها نشان میدهند رضایت شغلی بیشتر به همکاران خوب بستگی دارد تا به حقوق بالا.
- high levels of job satisfaction
- boost job satisfaction
- lead to greater job satisfaction
- a job satisfaction survey
-
autonomy noun · /ɔːˈtɒnəmi/ C1
استقلال عمل؛ آزادی عمل در کار
بدون a و جمع میآید و با over یا in ساخته میشود: autonomy over one's schedule. معادل سادهترش freedom است؛ autonomy در نوشتار رسمیتر و دقیقتر است.
Employees who have more autonomy over how they organise their day tend to be more motivated.
کارمندانی که در چگونگی برنامهریزی روزشان استقلال عمل بیشتری دارند معمولاً انگیزهی بیشتری دارند.
- a degree of autonomy
- give staff more autonomy
- greater autonomy at work
- have autonomy over
-
workaholic noun · /ˌwɜːkəˈhɒlɪk/
کارمعتاد؛ کسی که افراطی کار میکند
گفتاری است و کمی طنزآمیز؛ برای Speaking خوب است، در Task 2 بهجایش people who overwork یا excessive working hours بنویس.
My boss is a workaholic, and she is often still answering emails at midnight.
رئیسم کارمعتاد است و اغلب نیمهشب هنوز مشغول جواب دادن به ایمیلهاست.
- a self-confessed workaholic
- a hopeless workaholic
- turn into a workaholic
-
burnout noun · /ˈbɜːnaʊt/ C1
فرسودگی شغلی؛ تحلیل رفتن در اثر کار زیاد
اسم شمارشناپذیر است؛ فعلش burn out است (She burned out). بخشی از Lexical Resource خوب برای بحث stress در محل کار.
Nurses who work double shifts for months are at serious risk of burnout.
پرستارانی که ماهها شیفت دوبل کار میکنند در معرض خطر جدی فرسودگی شغلی هستند.
- suffer from burnout
- at risk of burnout
- prevent burnout
- emotional burnout
-
flexitime noun · /ˈfleksitaɪm/
ساعت کاری انعطافپذیر (آزادی در انتخاب ساعت شروع و پایان)
در انگلیسی آمریکایی flextime میگویند. با «دورکاری» فرق دارد: flexitime یعنی ساعت کار منعطف است، نه لزوماً مکان کار.
Under our flexitime system, I can start at seven and finish at three.
طبق نظام ساعت کاری انعطافپذیر ما، میتوانم ساعت هفت شروع کنم و ساعت سه تمام کنم.
- work flexitime
- a flexitime scheme
- flexitime arrangements
فقط ۵ واژهی اول نمایش داده شد. این دسته ویژهی مشترکان است.
دیدن طرحها پلاس چه چیزهایی را باز میکند؟