map
UK/mæp/
US/mæp/
معنی map به فارسی
۱نقشه
Meaning of map
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 PLACE PICTURE noun [C] A1
a flat drawing of a country, city or area that shows where places, roads and rivers are
فارسینقشه
-
Can you show me Yazd on the map?
میتوانی یزد را روی نقشه نشانم بدهی؟
همآیندها collocations- on the map
- a map of
- read a map
هممعنی chart
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با map
- map out (جزئیات برنامه را) طراحی و ترسیم کردنافعال عبارتی: برنامه و تغییر (B2)